-
تو ذوق زدن
سهشنبه 2 اسفندماه سال 1401 07:12
کلاغ میزنه تو ذوق عندلیب ،تو شعر سعدی. (چه عجب گر فرو رود نفسش،عندلیبی غُراب هم قفس اش)…؟؟؟ گاهی دیده ام وبلاگیست هایی بوده اند که رنجش خود را از کسانی که تو ذوق شان زده اند (بیان کرده اند)،نالیده اند. کز نیستان تا مرا بُبریده اند ،از نفیرم مرد و زن نالیده اند. بعضی از ما آدما خلاقیت کُش هستیم،خب هر کس به طریقی خلاقیت...
-
بخوان به نام پروردگارت .ن و القلم
دوشنبه 1 اسفندماه سال 1401 04:08
هرکدام از ما که وبلاگ داریم علائقی داریم که از آن می نویسیم ،یکی میگه بذار این تجربه ام را بنویسم شاید برای کسی مفید بود ،یکی از ما میخواد دلش خالی بشه و براش اهمیت نداره دیگران پند گیرند یا ملال.یه دوست عزیز شایق است نظر دیگران را هم بداند و آن دیگر وبلاگیست دوست داره تبادل نظرات را جمع بندی کنه و نتیجه ای از آن را...
-
همسر و مادرش
شنبه 29 بهمنماه سال 1401 23:01
سال ۱۳۶۱ بود، بیست و چهارمین سال تولدم را در کنار پرستاران خدمت کننده به رزمندگان میگذراندم،( در اندیمشک, بیمارستان صحرایی، تحت مدیریت دکتر رهنمون،)که مادرم خبر دادند بشتاب که پاشنه درب خانه مان را این خواستگارسمج و مادرش ،عنقریب از جا برخواهند داشت و دیر کردن باعث پشبمانی است. وامروز چهل سال از آن روز میگذرد که چشمم...
-
ایجاد احساس گناه در دیگران
شنبه 29 بهمنماه سال 1401 15:19
برادر پیام داده یه نهار میخواستی به برادر زاده ات ،مهمانی بدهی. این شکرد ایجاد احساس گناه است .به خودت نگیر.او(شبنم) هرگاه دوست داشته باشد میتواند به خانه ام بیاید، ولی برای آنکه از ارزش های خودش میخواهد پیروی کند و اجتماعی نباشد و رابطه ایجاد نکند نمی اید یا می آید میخورد و بدون کسب اجازه از صاحب خانه (عمه اش)می رود...
-
مبعث
شنبه 29 بهمنماه سال 1401 14:28
سالگرد نزول قرآن و امر به قرائت به نام رب بر زمینییان مبارک
-
تقارن عید مبعث با...
شنبه 29 بهمنماه سال 1401 07:21
جالبه که امسال روز تولد من و عید مبعث حضرت پیامبر متقارن شده اند.۶۴ سال پیش مادرم در سن بیست وسه سالگی دچار درد زایمان شد و مامای محلی(سیده بانو بیگم میر عظیمی)را به کمک طلبیدند تا از تجربه اش استفاده کنند.مادربزرگ و خاله خاطرات آن روز را برایم گفته اند .از مادرم تا زنده بودند ،سوآل می کردم چه احساسی داشته است .مادر...
-
تولد من
شنبه 29 بهمنماه سال 1401 01:21
۶۴ سال پیش در چنین موقعی مادر نازنینم به درد زایمان دچار شد و ننه بیگم(مامای محلی ) به بالینش فراخوانده شد تا کمکش کند من دنیا بیایم.خدا هردوی آنها را بیامرزد.
-
تولد رضوان
شنبه 29 بهمنماه سال 1401 01:15
سلام.تو کلاس برای دانشجویان اتاق عمل و تغذیه و مامایی و پرستاری ، درس می دادم.(روان شناسی عمومی را).بحث هیجان بود.برایشان گفتم فروید معتقد بود دوتا غریزه هست غریزه مرگ و غریزه جنسی «زندگی». و چهار هیجان اساسی و اصلی ترس،غم،عشق«شادی»،خشم. وداد سخن از ادبیات فارسی راجع به عشق و گفتن از غریزه جنسی با مبناهای مذهبی،یک...
-
شبنم
جمعه 28 بهمنماه سال 1401 18:44
اسم دختر برادرم هست.مادرش در هشت ماهگی او دچار بیماری ام اس شده و الان که بیست و چهار ساله شده ،هنوز در بد حالی شدید ،ولی زنده است.این دختر با من صحبتی ندارد و مرا ناصح همه چیز دان می داند.عصر امروز پدرش (برادرم)گلایه داشت که چرا او را مهمان به ناهار نکردی تو نمی دانستی مادرش در بیمارستان بستریست؟ نمی داند که دخترش...
-
عصر جمعه با شما
جمعه 28 بهمنماه سال 1401 17:44
بعضی ها عصرای جمعه دل شون میگیره،هیشکی هم نمی دونه چرا،ولی من حدس می زنم با خودشون فکر می کنند ،خب اینم یه هفته دیگه،که چی ؟ز کجا آمده ام ،آمدنم بهر چه بود؟به کجا می روم آخر؟ننمایی وطنم؟
-
۲۳ نشانه برای آنکه بفهمید,مرد مورد علاقه تان دوست تان دارد(میلاد حیدری)
یکشنبه 23 بهمنماه سال 1401 21:36
میلاد حیدری 10 مرداد 1399 آیا در رابطهای هستید که ظاهرا خوب پیش میرود اما مطمئن نیستید این احساس دو طرفه باشد؟ آیا از خودتان میپرسید ” او مرا دوست دارد؟”. شما عاشق مرد زندگیتان هستید اما آیا او هم شما را دوست دارد؟ همه ما ممکن است در بعضی مواقع احساس ناامنی کنیم، به ویژه وقتی نگران خراب شدن رابطهمان هستیم و خطر...
-
وقتی داداش کوچولو ورشکسته شده بود
یکشنبه 23 بهمنماه سال 1401 10:36
لطف و محبت ها امروز حالم خوب خوب خوبه .اوضاع دور و بر من تا حدودی رنگ آرامش به خود گرفته, همسر خوب و آرام دورا دور تحت نظر داشت مرا, خیلی محتاطانه میگفت مواظب خودت هم باش, درگیر شدن در مشکلات ,برای سلامت لرزان تو کمی تا قسمتی, خطرناکه حواست باشه. مدت سه هفته است حتی یک آهنگ هم گوش نداده ام ,فقط میگم خدا اگر منو به این...
-
جایی برای فریاد زدن
سهشنبه 18 بهمنماه سال 1401 08:57
آیا وبلاگ ها جایی هستند تا تو فریاد بزنی ،«خفه شدم»؟ جایی امن؟ آیا جایی است که تو با اطمینان از مکنونات قلبی خود سخن بگویی؟ چرا آمار نویسندگان در وبلاگ ها روز به روز بالاتر می رود؟ آیا آنان که نوشته اند،از درد وغم رها شده اند؟ تاریخچه وبلاگ نویسی من در بلاگ اسکای، به سال۸۲ برمیگرده. از کلاس چهارم دبستان که خواندن...
-
بنویسیم
دوشنبه 17 بهمنماه سال 1401 11:39
با خودم مرور میکنم کدام را بنویسم.
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 16 بهمنماه سال 1401 12:36
روزهای عید که رد میشن،دل من میگیره،شاید چون به انداره کافی ...
-
روز پدر
شنبه 15 بهمنماه سال 1401 17:04
روز پدر بر پدر شده ها مبارک
-
انوری میگه:
شنبه 15 بهمنماه سال 1401 10:38
در مدح شاه سلیمان ای مُلک ترا عرصه عالم، سرکویی از ملک تو تا ملک سلیمان ،سرمویی بی موکب جاه تو فلک، بیهده تازی با حجت عدل تو ستم ،بیهده گویی خاقانت نخوانم که سزاوار خطابت حرفی نستد هیچ زبانی ز گلویی تو سایه یزدانی و بی حکم تو کس را از سایه خورشید نه رنگی و نه بویی مهدی جهانی تو که دجال حوادث از حال به حالی شده وز خوی...
-
عایشه بنت الشاطی مصری
شنبه 15 بهمنماه سال 1401 05:47
بنت الشّاطی کتاب و مقالاتی در باره جنبش فمینیست چاپ کرد. او در کتاب المفهوم الاسلامی لتحریر المرأة تساوی زن و مرد به مفهوم جدید آن را نمیپذیرد، اما بر اینکه زن و مرد یکدیگر را کامل کرده و برای تحقق بخشیدن به کمال وجودی خود به همدیگر نیاز دارند، تأکید میکند. به اعتقاد وی، هر چند مطابق آیات قرآن ، مردان بر زنان حق...
-
سوهان روح
چهارشنبه 12 بهمنماه سال 1401 19:29
علت نوشتنم، سوآل پسر عزیزم است.«مامان!در چنین مواقع چه باید کرد؟» واقعا ناراحته از پیشامد جدایی این دونفر. میگه :«به نظر نمی رسید از هم دلگیر باشند،یعنی تا این حد؟!». آقای جوان ،فقط سی و هشت سالش شده، که انرژی اش ته کشیده.دیگه کم کم داره یکسال میشه که خانم با بچه هاش خونه مادرش است و آقای سی و هشت ساله خونه اجاره ای...
-
دلگیر شدن هام
چهارشنبه 12 بهمنماه سال 1401 06:23
خاله جوانتر از مامان،به همراه مادربزرگ ،مادرم را در امر زندگانی ،خیلی کمک میکردند تا از پس بچه داری بر بیاید، تا اینکه کلاس اول را شروع کردم و خاله به خانه بخت رفت.دایی جوان هم پس از انتخاب شغل آبرومند در کلاس سوم دبستان من همسری کدبانو انتخاب کرد و برای ماموریت شغلی به شهر دیگر رفت .حالا دختر خاله و دختر دایی حوانتر...
-
نوه جونی
سهشنبه 11 بهمنماه سال 1401 09:35
ساعت ده صبح بود که پسرم زنگ زد ،میشه دخترم را بیارم خونه شما؟مامانش تدریس داره.نه تنها حاضر بودم قبول کنم،بلکه خوشحال هم شدم.فوری ،فوری سه مرتبه گفتم البته،چی بهتر از این؟کاش همیشه نیاز به کمک من داشته باشید تا توفیق دیدار نوه نصیب من نیز بشود.دل تو دلم نبوده که در وابشه و در آستانه در ، زیبا روی ِِِشیرین سخن را...
-
یاد پدر
یکشنبه 9 بهمنماه سال 1401 14:08
دیشب خواب پدرجان را دیدم که وسط گل قالی(نه ببخشید در مرکز اتاق نشیمن)در حالت غمگین نشسته اند و من(منی که ارزوی دیدن یکبار دیگر ایشان را دارم)در عالم رویا از کنارشان رد می شوم و نه حال می پرسم از ایشان،نه احوال.خدا مرا ببخشد،شاید به خاطر آنکه ایشان یکبار فقط،یه سیلی زیر گوشم نواختند،که زبان درازی کردم،و بعد هم سخت...
-
طاووس خانم
شنبه 8 بهمنماه سال 1401 05:57
ملقب به تاج الدوله از میان بیش از هزار زن، که در طول سلطنت سی و هفت ساله فتحعلی شاه قاجار در حرمسرای او زیستهاند و نام قریب به ۲۰۰ تن از آنان در منابع مختلف مربوط به قاجاریه ثبت شده است، طاووس خانم، ملقب به تاج الدوله، بیش از هر زن دیگری در دوران سلطنت دومین پادشاه سلسله قاجار اثر گذاشته و تنها زنی است که تا پایان...
-
حکایت سفر کردن ما
پنجشنبه 6 بهمنماه سال 1401 04:47
براش نوشتم ،سفر کردم که از یادم بری،دیدم نمیشه.آخه عشق یه عاشق با ندیدن کم نمیشه برام نوشت،تو سفر کردی به سلامت،تو منو کشتی ز خجالت. پیامک هام را خونده میگه چقدر قدیمی فکر می کنید شما آدما
-
فال گرفتم
چهارشنبه 5 بهمنماه سال 1401 08:49
آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت ، آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین ، کس واقف ما نیست که از دیده چه ها رفت بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش ، آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت دور از رخ تو دم به دم از گوشه چشمم ، سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت از پای فتادیم چو آمد غم هجران ، در درد...
-
خود آگاهی نظریه جو هَری
شنبه 1 بهمنماه سال 1401 06:01
وسعت دادن به خود آگاهی هر انسان یه ظاهر دارد که همه متفق القول درباره اش چیزایی میگن و خودش هم مُهر تایید می زنه،همین انسان یه تاثیری رو دیگران میذاره که خودش از آن بی خبر است و فقط زمانی متوجه میشه که آن دیگران بهش انعکاس دهند ممکنه تعجب کنه و خوشحال بشه،یا به شدت دفاع کنه که چنین نیست اشتباه می کنید و این جنبه را...
-
سفر زیارتی
چهارشنبه 28 دیماه سال 1401 06:11
بیست و هشتم دی ماه هوس مسافرت به سرش زده،اونم سفر زیارتی،از من هم دعوت کرده همراهش برم. مایل به رفتن نیستم چون هوا سرد هست و لی سوار قطارشدن را دوست دارم. همسرجان میگه باید کسی پیدا بشه تو را از خانه در بیاره،اینجور پیش بری ،میمیری.سفر به مشهد که همیشه آرزوت بود،حالا چی شده ناراحتی؟ بلیط قطار تهیه کرده ،هتل رزرو کرده...
-
،روز مادر
پنجشنبه 22 دیماه سال 1401 11:26
همه روزها روز مادر هست. فردا ۲۳ ماه دی ،دخترهای با سلیقه با هدیه دم در خونه مادران شان هستند.امسال برای خرید کردن، لباس گرم هدیه دادن مناسب تر است البته مادرا انتظار دارند بچه ها سلامت بودن خود را هدیه دهند به آنها.پس مراقبت از خود را به ما دران خود هدیه دهید.
-
به مادرت جفا کنی،به دیگران چها کنی؟
پنجشنبه 22 دیماه سال 1401 08:58
به دانشجویان دختر می گفتم با مردی ازدواج کنید که مادرش را دوست داشته باشد. البته چون جای پسرا رو چشم ماماناست،و قاعدتا جای عروس خانوم هم رو چشم آقا داماد،مادر شوهر از عروس دلِ خوشی ندارد. با خودم قرار گذاشتم وقتی ازدواج کردم با مادر شوهر خوب تا کنم ولی از اونجا که این گونه قرار ها باید دو طرفه باشد مادر همسر از همه جا...
-
عروس شهری
سهشنبه 20 دیماه سال 1401 09:44
مامان, دختر اول مادر بزرگم بودوتو خونه عزت و احترام زیادی داشت به خصوص نزد پدرش.اونو دادند به یه مرد دهاتی.پدر عزیزم اصالتا ترک فریدن بود که پدر بزرگش کوچ از شهر و دیار خود را آغاز کرده بود به شهر اصفهان .او در روستا های مسیر رسیدن به اصفهان برای پسران و دخترانش همسر انتخاب کرده بود. درود بر پدر بزرگ با همت ام.که او...