روان پزشک گفت :«اگر تو ماشینی بودی که خواهرت باهاش تصادف کرد و زنده مونده بودی؛ خودت را نمی بخشیدی»؛به این میگن احساس گناه باز مانده.
حتما مث من شنیده اید:
«این ثانیه ها/دقیقه ها به جون من نیش می زنن»
هی صحرای پشت عمرمو خیش میزنن؛
وای خیش میزن
اونهائی که از این دنیا سیر نمیشن
با سفره خود طعنه به درویش میزنن
تا به امروز که تولد 67 سالگی منه
معنی این متن ترانه را متوجه نشده بودم
عجب از گذشت عمر از هر ثانیه و هر دقیقه اش
عجب
یعنی با همه سختی /خوش و ناخوشی به پایان رسید 67 سال؟
عصر ایران ؛ محمدرضا احمدی ــ بیش از شش دهه از یکی از مرموزترین حوادث قرن بیستم میگذرد، اما گذرگاه دیاتلوف همچنان جهانیان را در بهت و حیرت فرو برده است
در زمستان ۱۹۵۹، نه(9) کوهنورد جوان در رشتهکوههای اورال روسیه ناپدید شدند و اجسادشان در شرایطی عجیب کشف شد؛ شرایطی که تا امروز هنوز هم هیچ توضیح قطعی برای آن یافت نشده است.
این گروه به رهبری ایگور دیاتلوف(23 ساله) قصد فتح قله Gora Otorten را داشتند.
قرار بود پس از سه هفته بازگردند، اما وقتی خبری از آنها نشد، تیمهای جستجو به منطقه اعزام شدند.
پس از هفتهها تلاش، چادر گروه در دامنه کوه پیدا شد؛ پوشیده از برف، دستنخورده، اما خالی از سکنه.
چادر از داخل پاره شده بود و رد پاهای کوهنوردان به بیرون هدایت میشد.
میخائیل شاراوین، یکی از اولین امدادگران، داخل چادر را اینگونه توصیف کرد:
«پتو، کولهپشتی و کفشها مرتب چیده شده بودند. نقشه، پول، فلاسک الکل و غذای آماده هم آنجا بود. انگار داشتند شام میخوردند که ناگهان چیزی آنها را بهذبیرون کشیده.»
جستجو ادامه یافت و اجساد به تدریج کشف شدند.
رستم سلوبادین و زینایدا کولموگوروا ،نزدیک چادر پیدا شدند؛ هر دو با جراحات سطحی و مرگ ناشی از سرما.
اما هرچه دورتر شدند، یافتهها عجیبتر شد.
در ۱۵۰۰ متری، یوری دراشنکو ، با لبهای متورم و خونآلود، ایگور دیاتلوف و کریونیشنکو با پای سوخته و انگشتی گمشده کشف شدند.
در فاصله ۱۷۰۰ متری، چهار جسد دیگر وضعیت را پیچیدهتر کردند: الکساندر با جمجمهای شکسته و گردنی پیچخورده، نیکولا با شکستگی جمجمه بدون جراحت ظاهری، و لودمیلا و سیمون که هر دو بدون چشم و زبان، با قفسه سینهای لهشده ؛ اما بدون آثار خارجی بودند.
تشعشعات رادیواکتیو روی لباسها، نبود. نشانههای درگیری و جراحات عجیب، فرضیههایی چون ریزش بهمن، آزمایش نظامی یا حتی دخالت نیروهای ناشناخته را مطرح کرد.
تحقیقات رسمی شوروی و روسیه اغلب عوامل طبیعی را مسئول دانستند، اما کارشناسان معتقدند هیچ پدیده طبیعی نمیتواند چنین آسیبهایی را بدون اثر خارجی توضیح دهد.
67 سال پس از این تراژدی، گذرگاه دیاتلوف ؛ همچنان یک معمای حلنشده باقی مانده است.
آیا این ۹ نفر قربانی طبیعت شدند یا رازی بزرگتر در سایه جنگ سرد نهفته است؟
شاید حقیقت هرگز روشن نشود.
ودر چنین روزهایی من قدم به عرصه گیتی نهادم.
مادرم را دردی فرا گرفت که مامای محلی را خبر کردند.
ودر آن شب برف بهمن ماهی مادرم برای دومین بار دختر دار شد.
اینم کادو به خودم
شش تیپ شخصیت زن سمی
شناخت رفتارهای ناسالم در روابط، فارغ از جنسیت، به ما کمک میکند مرزهای سالمی تعریف کنیم و از سلامت روان خود محافظت کنیم.
در ادامه با شش تیپ رایج از زنان با الگوهای رفتاری مخرب آشنا میشویم؛ تیپهایی که ممکن است در یک نفر تلفیق شوند و تشخیص بهموقع آنها گامی مؤثر در پیشگیری از روابط فرساینده است.
۱. ملکه درام:
از هر اتفاق کوچکی بحران میسازد، داستانهای پیچیده تعریف میکند و زندگی
بدون تنش برایش کسلکننده است.
حضور او فضایی پر از درگیری و بیاعتمادی ایجاد میکند.
۲. قربانی همیشگی:
دنیا را علیه خود میبیند و هرگز مسئولیت اشتباهاتش را نمیپذیرد.
بودن در کنار او حس گناه و فرسودگی عاطفی به همراه دارد.
۳. کنترلگر پنهان:
با نقاب دلسوزی وارد میشود، اما بهتدریج تصمیمها، روابط و احساسات شما
را زیر نظر میگیرد و در صورت عدم همراهی، با قهر و سرزنش تنبیه میکند.
۴. حسود رقابتجو:
نمیتواند موفقیت دیگران را تحمل کند.
تعریفهایش دوپهلوست و پشت لبخندش رقابت و مقایسه جریان دارد.
۵. دوچهره:
در حضور صمیمی و در غیاب، داستانی دیگر از شما تعریف میکند.
اعتماد به او اغلب با احساس خیانت پایان مییابد.
۶. طلبکار عاطفی:
محبتش مشروط است.
هر کار مثبتی را به عنوان بدهی ثبت میکند و در زمان مناسب آن را مطالبه میکند.
البته هدف از معرفی این تیپها، قضاوت یا برچسبزنی نیست، بلکه ایجاد آگاهی برای تشخیص الگوهای رفتاری ناسالم و محافظت از خود در برابر روابط فرساینده است.
گاهی لازم است بهجای نجات دیگران، از خود مراقبت کنیم.
یکی از کامنت هایی که دیروز برایم ثبت شده مربوط به خانم پگاه است.
ایشان پیشنهاد(یا درخواست)کردند که یه آداب نامه برای عروس های خانواده ها بنویسید که ما عروس ها بدانیم از زاویه دید یه مادر شوهر چه نکاتی در رفتار عروس ها آزار دهنده است؟حالا نه هر مادر شوهر(اونکه تحصیل کرده هم هست).
باید اول تشکر کنم از پگاه که هم می داند و هم می پرسد.درست هم همین است در صدد دانستن باشیم.(بارش فکر).یه روش پرسیدن از انواع مادرشوهر هاست.
جالبه بدانیم نوع طبع هر انسان در برخوردش با دیگران تاثیر دارد.پس پزشک طب سنتی کمک کننده است.
دوم درمان c.b.t برای بهبود ارتباط عروس و مادر شوهر مفید است.
سوم کمی هم تحمل و کمی هم تغافل.(تحمل= دندون سر جیگر خون می چکد ولی به رو نمیا آورد)و (تغافل=غفلت ورزی.خودم را به نشنیدن زدن)