یکی از کامنت هایی که دیروز برایم ثبت شده مربوط به خانم پگاه است.
ایشان پیشنهاد(یا درخواست)کردند که یه آداب نامه برای عروس های خانواده ها بنویسید که ما عروس ها بدانیم از زاویه دید یه مادر شوهر چه نکاتی در رفتار عروس ها آزار دهنده است؟حالا نه هر مادر شوهر(اونکه تحصیل کرده هم هست).
باید اول تشکر کنم از پگاه که هم می داند و هم می پرسد.درست هم همین است در صدد دانستن باشیم.(بارش فکر).یه روش پرسیدن از انواع مادرشوهر هاست.
جالبه بدانیم نوع طبع هر انسان در برخوردش با دیگران تاثیر دارد.پس پزشک طب سنتی کمک کننده است.
دوم درمان c.b.t برای بهبود ارتباط عروس و مادر شوهر مفید است.
سوم کمی هم تحمل و کمی هم تغافل.(تحمل= دندون سر جیگر خون می چکد ولی به رو نمیا آورد)و (تغافل=غفلت ورزی.خودم را به نشنیدن زدن)
یه روز یه آقایی که نظرش را جویا می شدند برای جا به جایی مهره ها در دانشکده مون ، وارد اتاق ما دو نفر (من و همکار کم سابقه تر)شد و خبر داد :«از من نظر خواهی کرده اند پیشنهادت برای معاونت دانشجویی دانشکده کیست؟ گفته ام فرصت بدین فکر کنم ؛حالا که فکرام را کرده ام ؛گفته ام نظر خودت را هم بخواهم؛ پیشنهاد کنم تو باشی»؟گفتم: خیر.گفت :ولی چرا؟گفتم :«حیف نیست من رئیس دانشکده پرستاری و مامایی اصفهان نباشم؟» گفت :«دیگه کوتاه بیا همین سمت را هم من میخوام پیشنهاد دهم شاید پذیرفته نشه».گفتم »«لطفا از گذاشتن یه تاج سعادت بر سر من منصرف شو»
جالبه بدونید آن همکار کم سابقه تر گفت :«ولی اگر مرا پیشنهاد کنی خوشحال خواهم شد».و جالبه بدانید سمت برای مدت ده سال ...هه هه
خانم هفتاد ساله منو تو خیابون دید گفت خانم از شدت اضطراب و استرس ،(با عرض معذرت) ،انسداد روده بزرگ پیدا کرده ام .ممکنه به من کیسه وصل شود؟
گفتم به هیچ وجه.
گفتم مطمئن باشم؟
گفتم بله
تازه از مطب دکتر کیوان جناب فوق تخصص شبکیه رسیده ام خونه.(ساعت یازده و نیم)جالب بود مطب دکتر خلوت بود خانمی گفت به خاطر اینه که یه عقیده خرافی وجود دارد اگر شنبه ها به دکتر بروی تا آخر هفته روزی یه بار دکتر رفتن نصیبت میشه.تازه با وجود خلوت بودن مطب من از ساعت هفت و بیست دقیقه صبح تا یازده و بیست دقیقه همان صبح تو خیابونا بوده ام.هه هه.(ویزیت با سه ماه تاخیر)
تو راه مریم خانم همسایه خونه طبقه پایین مون را دیدم که گفت داره از مطب چشم پزشکی باز می گردد او داخل چشمش آمپول تزریق می شود به خاطر پرده پشت چشم(حتما اونم شبکیه بوده).
امروز 6700 قدم(گام) راه رفته ام (تو چهار باغ بالا پیاده راه رفته ام).