امروز صبح دومین روز تعطیل بود که مصمم بودیم جایی برویم برای تغییر ذائقه.
ولی پسرم زنگ زد و گفت ما عازم شهر شماییم جایی نروید.خونه را تغییراتی دادیم و منتظر نشسته ایم تا فردا که از شهرمیانی به شهرمان وارد شوند.خدا کند که بیایند.
یادمان بیاید زمانی را که دسترسی به وبلاگ ها دچار مشکل شده بود وقدر بشناسیم امکان گفتن را و نوشتن را.جوری بگوییم نه سیخ بسوزد نه کباب.شاید فکر کنیم شدنی نمی باشد.ولی سخن همانند تیر است که اگر از کمان جهید بازگشتنش نا ممکن است.پس سنجیده بگوییم.
می دانم برای شکستن سکوت به هر دری می زنم .به من یاد آوری نکنید.چه کنم سکوت رنجم می دهد.گفتم سکوت بیادم آمد دکتر محمد مجد در دوران کارشناسی ارشد فرموده بودند شکستن سکوت به هر قیمت جایز نیست.شاید طرف ساکت مشغول بررسی راه های برون رفت از مشکل است .شاید دنبال واژه هایی می گردد که سکوت را به نحو احسن بشکند.شاید در به پناه گرفتن در غار تنهایی خود نیازمند است.
کی گفته سخن گفتن به سکوت ارجح است؟
مادرم و مادر همسر با هم بر سر اینکه بچه کدام شان بهتر رفتار می کند کل کل داشتند.خدا را شکر اختلافات بزرگتر های خانواده باعث نشد بچه های ما در دوری از پدر و مادر دچار رنج شوند.