قبل از اینکه بیاد تو اتاق ،شکمش جلو،جلو میاد.نمی دونستم چرا به شکم میگن, خندق بلا،از بس پر شدن اش ،ا ز روی بی فکری، به قلب ضرر می زنه.مقاوم به رژیم هم هست.دو تا گیرنده ،نگهبان شکم است.یکی در گلو نصب شده بنام « ترمو رسپتورها» و یکی در معده،« مکانو رسپتور ها».
آب خنک که میخورید ،ترمو رسپتور ها به مغز اعلام میکنند سیراب شدی و غذا که میخورید ،مکانو رسپتور ها به مرکز سیری ـ گرسنگی اعلام می کنند ،دریافت شد غذا .کافیه ؟ایز اِناف؟(is enough)
آدمی که دچار استرس است, خندق بلا را پر میکنه از غذا ،بی اعتنا به پیام مرکز سیری در مغز ،که فریاد میزنه «نظر منو میخوای,؟ ،بس»
بدبختانه من موقع استرس و ناراحتی، از خورد و خوراک میافتم.
هر فردی روش مقابله اش یه جور است.
آخ آخ قشنگ می فهمم چی میگین. واسه آدمایی که پرخوری عصبی دارن غذا به جای این که یه فرصت و لذت به حساب بیاد یه تهدید و رنجه.
عالی بود عزیزم و چقدر شما خوب و شیرین توصیف کردید. مرسی بابت این اطلاعات
دوستی داشتم می گفت
شکم به اندازه یک مشت ست
ولش کنی
به اندازه ی یک دشت است
چه قشنگ گفته اون دوست شما.