-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 9 بهمنماه سال 1404 06:20
از جمله روزهای عجیب زندگی من دیروز بود .هشتم بهمن.به شدت خواب آلوده راهی درمانگاه شدم تا دکتر منو ویزیت کنه.دکتر احمد رضا شمسی پور نوبت دادند و ویزیت شدم و رو صندلی درمانگاه بعد ویزیت یه چرت زدم.سرم درد می کرد.حال عمومی ام...بود.با پای پیاده به خانه بازگشتم.راه کوتاه بود و از جلوی مغازه ها می گذشتم .پس اگر گیج می شدم...
-
گل بود و به سبزه نیز آراسته شد
چهارشنبه 8 بهمنماه سال 1404 07:34
کم بود ناراحت بودم ؛ نوه را هم آوردند گذاشتند خانه مان گفتند ببرش کلاس زبان(مهد کودک دو زبانه تو کوچه ماست و خودم پیشنهاد کرده بودم اونجا نامنویسی اش کنید). مادرش سفر کرده بود تا ماموریتی را انجام دهد دو روز شده بود مادرش را ندیده بود دلش تنگ شده بود اشک می ریخت (پر پر می زد).ومن طاقت نداشتم اشکاش را ببینم.طفلک احتمال...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 7 بهمنماه سال 1404 11:52
مطمئنم آرزو نمی کنید انسانی را مشاهده کنید که دچار یکی از مشکلات روان شده باشد که شما مراقبت از آن را نمی دانید. چقدر مایل هستیم بدانیم برای هر علامت بیمار گونه در انسان روبروی خود، مراقبت بلد هستیم. سفر به ناشناخته ها اصطلاحی بود که یکی از دانشجویان پرستاری ترم شش در بدو ورود به بخش روان پزشکی به کارمی برد. فاطمه...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 7 بهمنماه سال 1404 09:52
وقتی می نویسی اطلاعاتی را از خودت افشا میکنی.به همین دلیل از نوشتن خود داری می کنی.نگه داشتن بعضی اطلاعات انرژی بر است.همواره در حال سبک، سنگین کردن اطلاعات درون خود باش.بعضی خبر ها را بسوزان و برون ریزی کن.اطلاعات سوخته به درد مانور دادن روی شان نمی خورند. حمال نباش.حامل سنگینی اطلاعات نباش.خسته میشی.انرژی ات را جای...
-
تو نمازت را بخون
دوشنبه 6 بهمنماه سال 1404 06:27
از اینکه نماز نمیخواند ناراحتم. میگه اون نماز خوان ها وضع مملکت مون را به این روز انداختند بازم میگی نماز بخون؟ گفتند اقتصاد مال خر است.حالا کالا برگ دست تان بگیرید بروید تو صف کالا های اساسی نمی خواهم اصرار کنم.ولی ناراحتم. خودم اگر کور سو ایمانی نداشتم در زندگی سختی ها را تاب نیاورده بودم. برادرم بارها گفته : کاش...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 5 بهمنماه سال 1404 18:03
دیروز ساعت 4 دوتا نوه توسط مادرشان به خانه من تحویل داده شدند .با نوه پنج ساله (دختر زیبا)رفتیم مهد کودک دو زبانه روبرو مجتمع مسکونی .به او اجازه دادند سر کلاس به طور رایگان حضور به هم رساند بعد شماره تلفن مامانش و باباش را گرفتند تا مجاب شان کنند از روز دوشنبه نامنویسی اش کنند تا زبان بیاموزد حین بازی و تفریح با سی...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 4 بهمنماه سال 1404 07:03
دکتر برام یه قرص خاص به نام استئوفوس 70 نوشته و فرموده صبح ناشتا هر هفته یکی خورده شود(تا هشت هفته) و تا یک ساعت بعد از خوردنش نخوابم و ایستاده یا در حال راه رفتن باشم. - سه شنبه گذشته ،عمو جون بزرگ پسرام قول داده بود بیاد خونه مون عروس و پسرم را ملاقات کنه و احتمالا کادو تولد نو رسیده را دهد که نیامد و من به یاد حرف...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 3 بهمنماه سال 1404 17:38
راستش من نمی خواستم بیمار روانی را به چشم ببینم. نمی خواستم ببینم یا بدانم بیماری وجود دارد که روانش عیبناک شده. نمی خواستم خوش بینی و شادی ام صدمه ببیند. میخواستم همیشه دنیا گل و بلبل باشد. ولی خب این هدف یه کبک که سرش را زیر برفا می کنه هم هست. این همسر خدا خوب کرده من(اصطلاحی است در بین اطرافیان من به جای بد و...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 2 بهمنماه سال 1404 06:04
روز عید مبعث من و همسر منتظر ورود نوزاد و پدر (پسرم) و مادرش(عروسم ) بودیم.تمام روز در دلهره مشغول سر وسامان دادن به خونه بودیم .نوه جون 34 روزه شده بود و مسافرت کردن را شروع کرده بودند.دلنگران بودم هوای سرد بین راه براش آزار دهنده باشه.درست در روزی به اصفهان قدم می گذاشت که دو سال قبلش بابا و مامانش سر سفره عقد به...
-
انتظار شیرین
جمعه 26 دیماه سال 1404 19:26
امروز صبح دومین روز تعطیل بود که مصمم بودیم جایی برویم برای تغییر ذائقه. ولی پسرم زنگ زد و گفت ما عازم شهر شماییم جایی نروید.خونه را تغییراتی دادیم و منتظر نشسته ایم تا فردا که از شهرمیانی به شهرمان وارد شوند.خدا کند که بیایند.
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 25 دیماه سال 1404 15:13
یادمان بیاید زمانی را که دسترسی به وبلاگ ها دچار مشکل شده بود وقدر بشناسیم امکان گفتن را و نوشتن را.جوری بگوییم نه سیخ بسوزد نه کباب.شاید فکر کنیم شدنی نمی باشد.ولی سخن همانند تیر است که اگر از کمان جهید بازگشتنش نا ممکن است.پس سنجیده بگوییم.
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 25 دیماه سال 1404 15:10
می دانم برای شکستن سکوت به هر دری می زنم .به من یاد آوری نکنید.چه کنم سکوت رنجم می دهد.گفتم سکوت بیادم آمد دکتر محمد مجد در دوران کارشناسی ارشد فرموده بودند شکستن سکوت به هر قیمت جایز نیست.شاید طرف ساکت مشغول بررسی راه های برون رفت از مشکل است .شاید دنبال واژه هایی می گردد که سکوت را به نحو احسن بشکند.شاید در به پناه...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 25 دیماه سال 1404 15:07
مادرم و مادر همسر با هم بر سر اینکه بچه کدام شان بهتر رفتار می کند کل کل داشتند.خدا را شکر اختلافات بزرگتر های خانواده باعث نشد بچه های ما در دوری از پدر و مادر دچار رنج شوند.
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 25 دیماه سال 1404 15:05
حاج خانم مادر همسر ده سال پیش در چنین روزی (چهلم شون شده بود)در قعر گور سرد جای داشتند.و بچه ها ی شان پیمان می بستند هرگز به هیچ بهانه از هم جدا نمانند.نشان به آننشان همچنان با همدیگر به پیمان خود پایبندی نشان دادند.
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 25 دیماه سال 1404 11:44
بلاگ اسکای تنهایی مشغول برآورده کردن نیاز نویسندگان وبلاگ هاست به نوشتن.اما بعضی به رسم وفاداری به دیگران دست به قلم(کیبورد) نمی برند. من اما به آشپزی خود را مشغول کرده ام . پیاز داغ درست کردن به روش دوست نازنینم که اول پیاز ها را خلال می کند .بعد در آب گرم می پزد .بعد آبکش می کند و سپس در پارچه خشک میکند.و سپس در...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 25 دیماه سال 1404 09:20
اینترنت باعث مشغولیت بسیار کسانی بود که می شناختم شان.از بی حوصلگی زدند به کوه و بیابان.نه اینوری اند ،نه اون وری واین خوب نیست.موضع داشتن ،موضع گرفتن بهتره از بی طرفی .بی تفاوت شده ایم .آن وقت خواهیم فهمید اشتباه کرده ایم که بلا نازل شده باشد.دنیا را نمیتوان ندید.متاسفم که نتوانستیم با هم تفاهم کنیم.زندگی های زیادی...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 23 دیماه سال 1404 22:08
امروز برایم پیامی آمد که ننویس وگرنه متهم می شوی به : در پاسخ باید بگویم من در بخش روان پزشکی مربی پرستاری بوده ام .در آنجا به دانشجویان ترم 6 و ترم هشت تدریس کرده ام :به سوی بیمار روانی بروید و تشویقش کنید برایتان از مکنونات درون خود بگوید.اطلاعاتی را که بیمار از خود میدهد با مشاهدات خود بیامیزید،پرورش دهید و به روان...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 23 دیماه سال 1404 17:33
علت ننوشتن ها چیست؟
-
«میتوانید از نوشتن برای الهامبخشیدن به دیگران یا رسیدن به اهدافتان استفاده کنید.»
سهشنبه 23 دیماه سال 1404 17:13
بدون شک، نوشتن روزانه، مزایای زیادی دارد از جمله؛ شغل بهتر، عملکرد بهتر، بهبود کیفیت زندگی بیشترو از همه مهمتر، توانایی به اشتراکگذاری ایدهها با مخاطبین. یک دهه بود که میخواستم نویسنده شوم ولی این خواستهی من فقط در حد یک تصمیم بود. گاهیاوقات باید به خودتان نگاه کنید و بگویید: «من یک نویسنده هستم» و بعد از آن با...
-
دین من از جمله خلق جداست.
سهشنبه 23 دیماه سال 1404 17:00
<<الدنیا سجن المومن>>(علی «ع»){دنیا زندان مومن است}.
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 23 دیماه سال 1404 13:16
دکتر محمود فلفلیان امروز نوبت دندان داده برام،متاسفم خبر هایی می شنوم که پزشک دندان جناب ...
-
سکوت
یکشنبه 21 دیماه سال 1404 22:45
همه چی آروم...ه؟! قضیه کبک است و برف
-
با عرض معذرت:"<<تا گوساله ،گاو شود ؛دل مادرش ،آب شود>>»
شنبه 20 دیماه سال 1404 14:00
زن همسایه دختر جوانش را دو سال پیش ایام تاسوعا-عاشورا از دست داد. مرتب خواهراش و خواهرای همسرش با نوه ها شون مهمون اش میشن تا مانع باشند هق هق گریه کند.
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 18 دیماه سال 1404 12:03
یکی از خاطرات من مربوط میشه به سال 1359 (فروردینماه) که رفته بودیم به لردگان (تیم بهداشتی -درمانی )به اتفاق خانم دکتر گرایش نژاد (پزشک تیم) و خانم عزت نیکروش(علوم آزمایشگاهی )ومهین شکرچی(بهیار)و محمد اسماعیلی(تکنسین داروخانه)، شب دچار گاز گرفتگی(گاز ذغال نیم سوخته co) شدیم. قرار بود آن شب جان به جان آفرین تقدیم کنیم...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 17 دیماه سال 1404 14:57
همسرم قبل از ازدواج با من مشتاق ازدواج با دختر زیبا و جوان تر از من بوده ولی چون مادرش مخالفت کرده بنا به پیشنهاد مادرش با من از همه جا بی خبر ازدواج کرده است.چون خواهر آن دختر جوان همسر برادر همسرم و عروس بزرگ خانواده همسرم بوده من همواره نگران سست شدن پایه های ازدواج خود بودم. بعد از مدت ها خود را از خانواده جاری...
-
بیلان کار
سهشنبه 16 دیماه سال 1404 01:17
بعد از چندین سال از عضویت در هیئت مدیره استعفا داد و بیلان کار خود را در جمع ساکنین مجتمع ارائه داد.در حالی که به هنگام عضویت هیچ مدرکی تحویل نگرفته بود. پاسخ هوش مصنوعی درک میکنم که این یک دورهٔ مهم و شاید پراسترس برای همسر شما بوده است، بهویژه ارائهٔ گزارش کار بدون در دست داشتن مستندات قبلی. این موضوع ابهامات...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 15 دیماه سال 1404 20:52
هدیه روز مادر امسالم را پسندیدم. امروز 8500 قدم راه رفتم بعد از مدتها. دوستم گفت همسرم نادر عاشق کوهنوردی است .و هر روز که کوه می رود تا بر گردد دلم لا هول است.چون مدتهاست وقتی باز می گردد از اتفاقی که برای کوه نورد ها افتاده سخن گفته. همکارم عادل مهربان هم خودش کوهنورد بود هم با یه کوهنوردکه دوست برادرش بود ؛ ازدواج...
-
هذیان داد خواهی
دوشنبه 15 دیماه سال 1404 06:02
این اصطلاح را در بخش روانپزشکی از متن های شرح حال بیماران زیاد خوانده ام و معمولا برای بیمارانی به کار برده میشه که میگن تعدادی افراد در زندگی اذیت و آزارشان داده اند.خودم گاهی با خودم میگم من چه هیزم تری به فلانی فروخته ام که برایم دردسر درست میکنه یا کرده؟فردی در خانواده همسر به من گفته در زمانی دور که اگر من نیز...
-
یه خاطره
شنبه 13 دیماه سال 1404 06:26
سلام بر اهالی باشت(اوا)خواستم بگم اهالی وبلاگستان ،گفتم باشت یادش به خیر اون سریال که علی نصیریان بازی می کرد و افسانه بایگان(اسمش چی بود؟) دیروز جمعه تو خونه داشتم گشت می زدم که چشمم افتاد به دفتر خاطرات سفر به نکا.فروردین 88 بود.پسرم سال سوم دبیرستان بوده و مادر همسر همراه مان بودند .سحر گاهی طبق معمول بیدار بودم که...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 12 دیماه سال 1404 21:04
شرق نیشابور سر در و ستون های دبیرستان خیام در حاشیه میدان خیام از جمله آثار ملی ثبت شده با شعار توانا بود هر که دانا بود . مدرسه با مساحت 9000 متر مربع که هر ساله همزمان با روز ملی خیام به یاد بود ابراهیم معمار باشی صانعی زنگی نواخته می شود.در اردیبهشت ماه 1395 موزه تاریخ آموزش نیشابور گشایش یافته.