سومین جمعه است که اردیبهشت به خود دیده،دوتا دیگه هم هست .هر جمعه من مهمانم به خوردن صبحانه در پارک محله(حلیم شیر و نان بربری تازه).در نزدیکی میز صبحانه ما ،در زمین ورزش ، آقایون هفده نفر ارتشی باز نشسته ،ورزش صبحگاهی می کنند ،مربی ورزش شان با صدای قاطع و مردانه اش می شمارد و صدای او در پارک طنین انداز می شود .تلاش من برای تشویق همسر به شرکت در جمع آنان تا به امروز که نتیجه نداده،شاید غریبی می کند ،شاید درونگرایی اش اجازه نمی دهد ،شاید خود را بازنشسته نمی دادند ،شاید با وجود نشانه ها (موی سپید)خود را پیرمرد نمی داند .شاید از ارتشی بودن(زمان سربازی اش)خاطره شیرینی ندارد.
نمی دانم .همه این احتمال ها را رد می کند و میگوید ادعا می کنی آدم شناسی .برای من جالبه انگیزه داشتن ها.دوست دارم خود را از بدنه اجتماع جدا نکند .او همه جاهایی حضور دارد که در راس بودنش را تشویق کنند.شاید اگر مربی ورزش جمع مردان جایگاه خود را به او واگذار می کرد راحت تر قبول می کرد .شاید اگر آنها به جمع خود دعوتش می کردند قبول می کرد شاید اگر نصیحتش نمی کردم ،بعد از مدتی خودش تمایل به شرکت پیدا می کرد به هر حال تلاش های من اثری ندارد .هر دو نفر خانمی را در پارک مشغول می بینم خوشحال میشم بین مردم محبت و صمیمیت است.
جای شما خالی به صرف صبحانه ای در پارکی زیبا درماه اردیبهشت
فردا در مسجد ...مراسم هفتمین روز در گذشت آرمین است.او فقط چهل سال داشت و چون نمیخواست دو فرزندش دارای پدری چک و چیویل باشند تن مبارک را به دست جراح سپرد تا برازنده تر به نظر برسد فردا دو فرزندش درب مسجد می ایستند تا از همکاران و دوستانش که برای عرض تسلیت آمده اند تشکر کرده و بگویند ،بقای عمر شما
خودش تعریف می کردظهر گرما بود من و همسرم و دخترم و (دختر خاله اش،,مرجان)با ماشین پیکان ۵۶ مون داشتیم از خیابون دیوان بیگی رد می شدیم که دیدم از روبرو یه ماشین لوکس ارام آرام به من نزدیک می شود و انگار عجله ای ندارد ولی به کاری مشغول است ،آری سرنشینان آن دارند به زنی که چسبیده به دیوار خانه های خیابان راه میرود چیزی می گویند نادیده گرفتم و رد شدم ولی بر آشفته شده بودم رفتن را جایز ندانستم با یه دور یک فرمانی راه رفته را بازگشتم و جلوی ماشین لوکس زدم رو ترمز و پیاده شدم جوانک را از پشت فرمان بیرون کشیدم و دو کشیده خرجش کردم و با کله به پیشانی اش کوباندم صدای حیغ بنفش همسرم و دخترا ظهر گرما مردم را از خانه ها بیرون کشید من بی وقفه می زدم و جوانک ها می گفتند دزد دزد چرا که همان اول کار سوییچ ماشین را در اورده بودم.زن مورد آزار دو پا داشت دوتا هم قرض کرده بود و از ترس آبرو رفته بود و هر دو حوانک مردم ازار کتک میخوردند که مردم به دادشان رسبدند ومرا که خسته از کار روزانه مشغول زدن بودم خلع سلاح کردند.
بهش گفتم ،،شاید اگر ماشین تو هم لوکس بود اینقدر عصبانی نبودی.
شاید اگر ظهر گرما نبود اینقدر کلافه نبودی.
شاید اگر همسرت و دو دختر نوجوان در ماشینت نبودند...
شاید اگر آن زن چسبیده به دیوارها حرکت نمی کرد سر جوش نمی آمدی
شاید اگر ....
گفت خفقان بگیر تو حالیت نیست،جونم ،سخن اینجاست.
حالا همسرش پس از سه سال از فاجعه قلبی منجر به فوتش ، بالا سر مزارش نوشته ،
بی شک تو خاص ترین اتفاقی بودی که در زندگی ام رخ داد
ارتفاعات سختگذر بازی دراز با قلههای بلند و شیبهای تند و بریدگیهای ممتد از اهمیت ویژهای در منطقه مرزی استان کرمانشاه برخوردار است.
این ارتفاعات به مثابه عرضه بزرگی درون مثلث قصرشیرین _ گیلان غرب_ سرپل ذهاب واقع شدهاست و برمنطقه تسلط کامل دارد.
نیروهای عراقی در روزهای آغازین جنگ ،از بازی دراز برای دیده بانی استفاده میکرد اما ویژگیهای این ارتفاعات موجب شد با فعالیتهای مهندسی روی آن جادهسازی شود و یگانهای عراق در آنجا مستقر شوند و ضمن افزایش سلطه بر قصرشیرین سرپل ذهاب را نیز زیر دید خود بگیرند.
برای گرفتن این امتیاز مهم از نیروهای عراقی پس از سه ماه کار نیروهای شناسایی سپاه پاسداران، قرارگاه مقدم غرب سپاه پاسداران و ارتش نخستین عملیات نیمه گسترده را در این منطقه طرح ریزی کردند که با نام عملیات بازی دراز در تاریخ ۱۳۶۰/۲/۱ آغاز شد و به مدت ۸ روز طول کشید و طی آن نیروهای ایرانی و عراقی بارها به تک و پاتک متقابل پرداختند. نیروهای عراقی با استفاده از پشتیبانی هوایی یگانهای خود را حمایت میکردند اما رزمندگان ایرانی از جاده و حمایت هوایی کافی و پشتیبانی آتش محروم بودند در نتیجه نتوانستند روی تمام هدفها مستقر شوند، با وجود این، از بین قلههای منطقه سه قله آن را اشغال و تثبیت کردند و تنها در تثبیت قله ۱۱۵۰ و یکی از قلههای ۱۱۰۰ ناکام ماندند.
در این عملیات هوانیروز ارتش نقش بسزایی ایفا نمود و طی آن خلبان علیاکبر شیرودی کشته شد.
تجهیزات منهدم شده نیروهای عراقی: ۵۴ دستگاه تانک و نفربر ۳ فروند هواپیما ۲ فروند هلیکوپتر ۲ دستگاه ادوات مهندسی
غنائم جنگی ایران: ۱۲ دستگاه تانک و نفربر ۵ دستگاه ادوات
از آرشیو وبلاگ ها اردیبهشت ماه هاشون را خوندم جالب بود موفقیت هاشون