نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

عباس نورزائی، کارشناس پژوهشی بنیاد ایران‌شناسی| سعدی، تنها یک شاعر نامدار نیست؛ او حکیمی واقع‌بین است که در کنار دعوت به اخلاق، مدارا و صلح، از ضرورت دفاع در هنگام بن‌بست نیز سخن گفته است. از نگاه او، صلح بر جنگ برتری دارد، اما این برتری تا زمانی است که راه‌های گفت‌وگو، تدبیر و مصالحه، همچنان گشوده باشد. 

او می‌گوید:

اگر پیل‌زوری وگر شیرچنگ

به نزدیک من صلح بهتر که جنگ 

اما همین حکیم، هنگامی که همه‌ی راه‌های مسالمت‌آمیز را بی‌ثمر می‌بیند، می‌سراید:

چو دست از همه حیلتی در گسست

حلال است بردن به شمشیر دست

چانه نزن

دارم باهاش حرف می زنم،موقعیت را ترک می کند،یعنی من رییسم و وقتم را صرف حرف های صنار یه غاز تو نمی کنم ،خیر سرش کارشناس ارشد ارتباطات هم تحصیل کرده.

بهبود اوضاع

شرایط اش رو به بهبود است؛پسری که در همسایگی مون ماشینش در بزرگراه معلق زد ؛وقتی با مادرش بگو مگو کرد و از خانه با سرعت زد به خیابان.

رفتم بخشی که بستری بود؛گفتندطفلک مادر پرستارش که بدون حضور همسرش این تک پسر را...

آیا شما نیز وحشت زده میشین وقتی می بینید مادر و پسرش با هم درگیری کلامی پیدا می کنند؟کاش همسر خانم همسایه در زندگی پسرش نقش پر رنگ تری داشت.

بعضی ها بهونه دارند سر زنش نمی کنند.

آدم امن زندگی تو با کدام رفتارش شرمنده تون کرده؟

گرما یا سر و صدا؟کدام؟

جاروکش با شرافت شهرداری ، مرد بی تا (بی همتا) ،کار خود را خیلی زود آغاز کرده(خش خش خش).ممنون که بیدارم کردی.

  • الهی بنیاد توحید ما خراب مکن و باغ امید ما، بی آب مکن.
  • الهی دلی ده که در شکر تو جان بازیم و جانی ده که کار آن جهان ، سازیم.
  • الهی جمال تو  راست؛  باقی زشتند و زاهدان ،مزدوران بهشت اند.
  • الهی باتو آشنا شدم ؛از خلایق جدا شدم .در جهان شیدا شدم؛ نهان بودم؛ پیدا شدم.
  • الهی نوازنده غریبان توئی و من غریبم؛ دردم را دواکن که توئی طبیب من ای دلیل هر گم گشته. 
  • الهی از بخت خود، چون پرهیزم ؟و از بودن ،کجا گریزم؟
  • الهی آمدم با دو دست تهی ؛ بسوختم بر امید بهی ؛ چه بود اگر از فضل خود بر این خسته دلم ،مرهم نهی؟
  • الهی این تیغ است که چنین تیز است غ نه جای آرام و نه روی گریز است.
  • مهربانا ! اکنون که در غرقابم؛ دستم گیر که گرم افتادم.