نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

برای هنوز زندگی

پیاده روی از بیماری‌های مختلف از جمله عوارض قلبی، سکته مغزی، فشار خون بالا، سرطان و دیابت نوع ۲ پیشگیری می‌کند؛

تناسب اندام را بهبود می‌‍بخشد؛

استخوان‌ها و ماهیچه‌ها را تقویت می‌کند؛

استقامت عضلات را افزایش می‌دهد؛

سطوح انرژی بدن را افزایش می‌دهد؛

خلق و خوی، شناخت، حافظه و خواب را بهبود می‌بخشد؛

سیستم ایمنی بدن را تقویت می‌کند؛

استرس و تنش را کاهش می‌دهد.

از مبتدی تا حرفه‌ای

تبدیل پیاده روی معمولی به یک ورزش تناسب اندام نیاز به وضعیت بدنی خوب و حرکات هدفمند دارد. در حالت ایده‌آل، وقتی در حال پیاده‌روی هستید ظاهرتان باید به این صورت باشد:

سرتان بالا باشد و به جلو نگاه کنید و نه به زمین.

گردن، شانه‌ها و پشت شما شل باشد، نه به‌طور سفت و راست.

بازوهای خود را آزادانه با کمی خمیدگی در آرنج خود تکان دهید.

 پشت خود را شما صاف نگهدارید، پشت شما به جلو یا عقب قوس نداشته باشد.

 به آرامی راه بروید و پای خود را از پاشنه تا نوک پا حرکت دهید.

برنامه ریزی و شروع گام به گام

همانطور که روال پیاده روی خود را شروع می کنید، وسایل مناسب را تهیه کنید:

کفش: کفش‌هایی را با قوس مناسب، پاشنه محکم و کفی انعطاف‌پذیر ضخیم انتخاب کنید تا پاهای شما را نرم کرده و ضربه را جذب کند.

لباس: لباس‌های راحت و گشاد بپوشید و لباس‌های مناسب برای انواع آب‌وهوا، مانند لایه‌ها در هوای خنک‌تر بپوشید. سعی کنید از پارچه‌های ضد رطوبت استفاده کنید تا راحت‌تر باشید.

تفاوت‌ها و الزامات پیاده روی در شب و روز: اگر زمانی که هوا تاریک است در فضای باز راه می‌روید، از لباس‌های به رنگ‌ روشن یا نوار بازتابنده برای دیده شدن استفاده کنید. اگر در طول روز بیرون می‌روید از کرم ضد آفتاب، کلاه و عینک آفتابی استفاده کنید.

گام شمار و ردیاب: برخی از افراد استفاده از ردیاب فعالیت، برنامه یا گام شمار را انتخاب می‌کنند. این دستگاه‌ها می توانند برای ردیابی زمان، مسافت، ضربان قلب و کالری شما مفید باشند.

پیاده روی در مسیرهای هموار: مسیر خود را با دقت انتخاب کنید. اگر در خارج از منزل راه می روید، از مسیرهایی با پیاده روهای ترک خورده، دارای چاله‌ یا چمن ناهموار اجتناب کنید.

پیاده روی در مرکز خرید: اگر آب و هوا برای پیاده روی مناسب نیست، قدم زدن در یک مرکز خرید را در نظر بگیرید.

گرم کردن در ابتدای مسیر: به مدت پنج تا ۱۰ دقیقه به آرامی راه بروید تا ماهیچه‌های خود را گرم کرده و بدن خود را برای ورزش آماده کنید.

پایان آرام: در پایان پیاده روی، پنج تا ۱۰ دقیقه به آرامی راه بروید تا به خنک شدن عضلات کمک کنید.

اهمیت حرکات کششی: پس از خنک شدن، عضلات خود را به آرامی کشش دهید. اگر ترجیح می‌‍دهید قبل از راه رفتن حرکات کششی انجام دهید، به یاد داشته باشید که ابتدا بدن خود را گرم کنید.

انگیزه خود را حفظ کنید

شروع یک برنامه پیاده روی به ابتکار عمل نیاز دارد. پایبندی به آن نیازمند تعهد است. برای با انگیزه ماندن، اقدامات زیر را انجام دهید:

خودتان را برای موفقیت آماده کنید. با یک هدف ساده شروع کنید، مثلا به خود بگویید: در زمان استراحت ناهار ۵ یا ۱۰ دقیقه پیاده روی خواهم کرد. وقتی ۵ یا ۱۰ دقیقه پیاده روی شما تبدیل به یک عادت شد، یک هدف جدید برای خود تعیین کنید، مثلاً «۲۰ دقیقه بعد از کار پیاده روی خواهم کرد».

زمان‌های مشخصی را برای پیاده روی پیدا کنید. به زودی می‌توانید به اهدافی برسید که زمانی غیرممکن به نظر می‌رسیدند.

پیاده روی را لذت بخش کنید اگر به تنهایی راه رفتن را دوست ندارید، از یک دوست یا همسایه بخواهید که به شما ملحق شود. اگر از گروه‌ها انرژی می‌گیرید، به یک باشگاه سلامت یا گروه پیاده روی بپیوندید. ممکن است دوست داشته باشید هنگام راه رفتن به موسیقی گوش دهید.

روال خود را تغییر دهید اگر در فضای باز پیاده روی می کنید، چندین مسیر مختلف را برای تنوع برنامه ریزی کنید. اگر اغلب در همسایگی خود قدم می‌زنید، قدم زدن در مکانی جدید مانند پارک شهری را در نظر بگیرید. سعی کنید از مسیرهایی با تپه یا پله استفاده کنید زیرا  بدن شما دیگر آماده‌تر شده و به پیاده روی بیشتر عادت کرده‌اید.

باید بدانیم

http://jafarhashemlou.blogfa.com/post/393

برادرم رضا

چشمش را عمل کرده (آب مروارید)،حالا که پانسمان رو چشمش هست از خودش عکس گرفته گذاشته رو صفحه اینستا گرام اش و زیرش اضافه کرده ،حالا دیگه همه را به یه چشم می‌نگرم.

انگار این حرف  مدتها ،تو دلش مونده بوده.

چشم بادومیه و وقتی کوچولو بود ،لپ قرمزی هم بود.همش مشغول بذله گویی استف، ولی رو اُپن آشپزخونه شون قرص سرترالین (ضد افسردگی)،گذاشته ،فراموشش نشه (خوردنش).همسرش بیماری خود ایمن ( ام.اس) را از سال ۷۸ تا حالا ،  یدک می کشه(نوع حرکتی).خدا کنه حالش زودتر بهتر بشه.

ایشون سومین برادر منه که عمل جراحی کاتاراکت کرده ،و من بیشتر نگرانش ام.

نقش حمایتی همسر

زن زیبایی در فامیل ما با چشم اشکبار هر روز به خانه مادرش می رفت که با وجود داشتن سه فرزند پسر می گویم :«این مرد(،همسرش)برای راحتی من اهمیتی قائل نیست،مرا از او برهانید».

برادرانش به مادرشان یاد آور می شدند ،وقعی ننهد، او باید بسوزد و بسازد، زیرا فرزندانش بی خانمان می شوند.

 تا اینکه زنی در قامت دوست مادرشان،   او را به وکیل خود معرفی کرد و راه رهانیدن او را از یوغ زندگی با همسرش، نشان داد.

بگذریم که  خانم وکیل(دکترای حقوق),همه تعهدات مرد را به اجرا گذاشت و آن مرد بالاجبار ،با هر سه پسرش از خانه مشترک بیرون رفت و با کمک های خواهران و برادران حامی  خود ،کانونی جدید بنا نهاد.

جالبست بدانید،در فاصله کوتاهی ، یه  خانم دکتر(پزشک ) عمومی حاضر شد با مرد و سه فرزندش پیوند زندگی ببندد،به طوریکه باعث اعجاب این خانم معلم(همسر قبلی) شد.

مرد بازنشسته ، با پاداش پایان خدمت  اش ، که از همسر جدا شده دریغ نموده بود،  خانه ای کوچک خریده بود.

ولی خانم دکتر که  همسن  مرد بود و برای بار اول بود  که ازدواج می کرد،خانه ای با فضای بیشتر تدارک دید و زندگی سه پسر و مرد  را ، سامان داد.

حالا اولین پسر ۴۱ ساله ،دومین پسر ،۳۷ ساله و سومین پسر ۳۱ ساله اند ،هر سه ازدواج نکرده اند و با پدرشان ودایه مهربان تر از مادرشان زیر یک سقف زندگی می کنند (چگونگی کیفیت زندگی را نمی دانم). هر سه پسر شاغلند ،پدرشان در خدمت خانم دکتر،  خانه را سامان میدهد و با دارایی شان نشست و برخاست شیرینی با خانواده مرد دارند .کاشف به عمل آمد همه در این خانه با هم مهربانند و حتی گاهی پسر ها در خدمت  مادر ناکام  خود ،به گشت و گذار می روند.

 در خانواده نگران مادری شان.فقط برادر های زن متعجبند اگر این مرد به درد زندگی نمی خورد، چرا توانست شرایط بهتری نسبت به خواهرشان بدست آورد  و آنچه از کف داده ،بار دیگر به دستش  آید.بچه ها را حمایت کند و   زنی را شیفته خود کند و...

خواهرشان،   همه آنچه از شوهرش بنام تعهدات (مهریه،نفقه،حق شیر،اجرت المثل خانه داری),گرفته بود را  ، در راه مسافرت های متعدد از دست داد ‌و اکنون در خانه ای برای یکنفر در دو طبقه و با حقوق از کار افتادگی آموزش و پروش  ، روزگار می گذراند.کاش برادران اصرار نکرده بودند او در زندگی،  به اجبار بماند وفرسوده شود، دارای سه فرزند شود که بیم آوارگی شان می رفت.اما  اکنون هر سه پسر ( دانشگاه دیده) به جبران آزار هایی که مادرشان دیده ،معتقدند  :«ما چند تا برادر...

 «دور مادرشان میگردند و می گویند حیات خود را مدیون اوییم.

لازم به تذکر است مادر این خانم ، که به خواست خود،  دخترش را به پسر  دومی    دوست گرمابه و گلستان اش ، شوهر داده بود از غصه بیمار شد و جان شیرین ...

حالا زنی در آستانه فصلی سرد...

ومردی همچنان بر پای ایستاده با پسرانش و همسری دلجو

وپسرانی که از ازدواج گریزانند و هنوز برای خود زود می دانند( شاید خسته از کشمکش های دوران خردسالی)

 

متظاهر

از اول که ازدواج کردم،متوجه شدم همسر به بعضی ها انگ می زنند :«تظاهر میکنه».چون قصد نداشتم امر به معروف یا نهی از منکر کنم یا چون خودم را وکیل و وصی کسی به حساب نمی آوردم ،حرفی نمی زدم  و تو دلم می گفتم:« به همین خیال باش»تا اینکه ایشان فرمودند :«مردانی که قربان  - صدقه همسر میشوند ،تظاهر به عاشق بودن می کنند و آنان که متظاهر نیستند ،در عمل مردانی وفادار به همسر و فرزند هستند و حاصل زحمات شان را بی منت برای استفاده آنان در اختیارشان میگذارند ولی غافل از آنکه زنان دوست دارند بشنوند عزیزند  و چشم بصیرت ندارند سره را از ناسره تشخیص دهند».خوشحال شدم که همسر خواهرشان را مثال بزنم که برای خوشایند برادرهای همسرش می فرمایند من فقط سبزی خوردن را از دست همسرم قابل هوردن میدانم. که حرفشان اصلا ظاعر سازی نیست وحق با ایشان است.گفتم آدم خوب فرق دوغ و دوشاب را متوجه است و باید بر زبان آورد تا قدر دانی معلوم باشد.وخستگی از تن خواهرتان در آید،به این میگن درک متقابل.