دختره دیابت نوع یک داشت . مامانش بهش میگه میتونی دوست پسر داشته باشی.چون احتمال میداد قبل از رسیدن به سن ۲۵ سالگی بمیره.نمیخواست بچه اش ناکام از دنیا بره.
پسره با موتور می بردش گردش تا اینکه...
دختره گفت فهمیدم مامان راهنمایی اش ،چاه نمایی بوده ،خودمو نجات دادم.قبل از اینکه...
گفت وقتی تصمیم گرفتم ادامه ندم،پسره اقدام به خود زنی کرد.من در اون لحظه به ذهنم رسید غش دیابتیک مصنوعی کنم شاید باعث شد موثر واقع شود،رهایی یافتم،منو ترک کرد در صورتیکه ادعا می کرد دوستم دارد،عجب اشتباهی کرده بودم.
در وبلاگ دوست ِ دوستم خواندم،«آمار افراد دچار مشکل روان هر روز بالاتر میره».
اوایل تو بخش روانپزشکی می دیدم کسانی را بستری می کنند که حال شون خیلی هم خوبه فقط یکی دوتا مشکل داشته اند از خانم دکترروانپزشک سوآل کردم خانم دکتر!این چش بود شما تشخیص دادید بهتره بستری بشه؟فرمودند:«مادرش به عذاب است از بس ...»،لذا برای آرامش او و بنا به درخواست او ترجیح دادیم مدتی را در بخش بماند و فقط به اجازه مادرش مرخص شود.حالا ولخرجی ،بی مبالاتی جنسی،یا...
در منبعی خوندم اُفتِ عملکرد شغلی،اجتماعی ،تحصیلی باعث بستری شدن بیماران است.
یه روز از روان شناس بخش سوآل کردم افت عملکرد این بیمار چگونه بوده؟مثال زدند این مرد کار میکنه ولی مث اسب عصاری،دور خودش میچرخد ،حاصلی نداره ،در امدی پیدا نمی کند در مقایسه با اونکه ...
میخوام بگم چقدر راحت ما می نویسیم «آمار افراد دچار مشکل روان هر روز بالاتر میره».
آیا بخش های روانپزشکی با ظرفیت محدود آماده اند هر آن افراد با بر چسب مشکل روان را بستری کنند یا...؟
بستری شدن در بخش روان که موبایلت را بگیرند برای نوجوان های بستری خیلی سخت بود یعنی ارتباطی را که خانواده راضی نیست برقرار باشد ،کات کنند.
دختری بستری بود در بخش روانپزشکی که موهاشو خودش با قیچی به طور نامنظم چیده بود. با این استدلال :«که اگر این مو باعث و بانی تذکر گرفتن است، من نخواستمش».
خانمی ۴۵ ساله را در بخش بستری کرده بودند که خانواده ثروتمند و منصفی داشت پدرش یک خانه وسیع برایش خریده بود و یک راننده -مستخدم هم به نام مرتضی ،تا برایش خرید کند .عاقبت هم زن مرتضی طاقت نیاورد و با همکاری مرتضی او را راهی دیار عدم کردند.
پی نوشت:
«اُفت عملکرد یک زن خانه دار ،غذاش سوخته بود،دومین زن خانه دار ،غذا پخته بود ولی قابل خوردن نبود،خب برای خودمان هم پیش میاد ،یعنی چند مرتبه؟در هفته؟در ماه؟درسال؟افت عملکرد تحصیلی یه دانشجو ،مدرک تحصیلی اش را نتوانسته به دست آورد ،صرف نظر از ناسازگاری استاداش،چرا و به چه دلیل بر مشکلات فائق نیامده؟
سفرکردم که از یادم بری دیدم نمیشه
اخه عشق یه عاشق با ندیدن کم نمیشه
همیشه سفر کردن را دوست داشته ام ولی حالا دیگه سختم هست.
سفر من از ساعت ۱۱،۳۰صبح دیروز شروع شد و ساعت پنج به مقصد رسیدیم.اولین سفر راه دور در ۶۴ سالگی ام بود.خیلی خسته شدم از نشستن تو ماشین.(مقصد تهران)
دیشب تو خونه پسرم ، ساعت ۲۲ خوابیده ام.دردای بدن و دستم شاید ناشی از یکجا نشستن یا رو انداز نداشتن بوده یا شیمی بدن ،نمی دانم ولی انگار وضعیت روانم از همین اولش خوبه.
خیلی ناگهانی قصد کردم و درنتیجه با کمترین آمادگی.
گرچه خونه فرزند دومم است ولی ،«من خونه ام رو میخوام.»
آخه اینجا نمیشه راحت بود،
ولی یه عده تو تهران از اومدن من خوشحالند(فامیل همسر).
دانشجوها به جای گوش دادن درس میخوان بحث سیاسی کنند، اجازه ترکتازی به دانشجویان نمیدم .
فریاد اعتراض شون بلند میشه ،که ما نمی تونیم آروم بگیریم و به درس گوش کنیم.
میگم از کلاس خارج شوید تا من درس را شروع کنم میگن پس همه مون می ریم، میگم بفرمایید از همه غایب های امروز سه(۳) نمره کسر میکنم .
همه سر جاها می نشینند .
صدای تک کلاس هم خاموش میشه و من درس را شروع میکنم .
روش های ارزیابی شخصیت
به دخترک تک صدای بیقرار میگم سوآل
به چه روش می شود فهمید خواستگار یه دختر به درد زندگی میخوره یانه؟
میگه من میخوام مطالعات سیاسی خود را در کلاس ارائه دهم شما وارد بحث ازدواج دخترا می شوید؟
میگم قبول
تو چطور از بین چهار تا کاندیدا متوجه می شوی اصلح کدام است؟
میگه خودم که میخوام به موسوی رای بدم فقط اجازه میخواهم محاسن او را بشمارم
میگم به شرطی اجازه میدم که همزمان معایب او را هم بشماری
میگه او عیبی ندارد
میگم گل بی عیب خداست
اگر در دیده مجنون نشینی به جز از خوبی لیلی نبینی
میگه بر عکسش چی؟
میگم با استناد به شعر سعدی بر عکس اش را هم میگم
چشم بد اندیش که برکنده باد
عیب نماید هنرش در نظر
میگه بفرمایید اینجا کلاس ادبیات است نه کلاس روان شناسی
میگم شعرای کشور تو حکیم بوده اند معلم اخلاق بوده اند و اگر به خودتان زحمت دهید اشعارشان را حفظ کنید در گفتگو و قضاوت به کارتان می آید
میگه خانوم شما امروز منو بهم ریختید بهتره سوآلات تان را از دیگر دانشجوها بپرسید من ترجیح میدم شنونده باشم تا اعصابم آرام باشد .
میگم جالبه دانشجوی جوان به این زودی از کوره در میرود؟شور انتخاباتی که دارید شعور انتخاباتی هم داشته باشید این میدان برای تقویت قدرت مباحثه فراهم شده اگر من و شما امروز بر سر اینکه چه کسی در آینده قراره رئیس جمهورمان شود از هم مکدر شویم که فردای انتخابات شهر برای زندگی مان هوای تنفس نخواهد داشت تحمل مخالفین را باید داشته باشیم قبول میکنم سخته و من خودم پس از مدتها ممارست هنوز اندر خم یک کوچه ام ولی باید سعی مان را بکنیم
بحث شیرین ارزیابی شخصیت شروع می شود و به مدت یک ساعت و نیم فقط حرف می زنم و بچه ها چه خوشحال و شادند که آخرین جلسه درس روان شناسی اینقدر به کار می آید .یکی از دانشجوها اجازه میخواهد برود بیرون آبی به صورت بزند چون کلاس گرم است وقتی باز میگردد جعبه شکلات تو دستاشه و همه ابراز شادی می کنند کلاس به پایان می رسد و من در حالی عازم خانه می شوم که از کار هشت ساعته خسته ام
به خانه میرسم فقط آرزو می کنم اجازه دهند نیم ساعت بخوابم، بعد برویم دیدن نوزاد تازه به دنیا آمده زهرا خانوم (به نام سارینا بیست روزه)
پی نوشت با تاخیر
از هرچه بگذریم سخن دوست خوشتر است.
پپلاو به نقش پرستاران در ارتباط درمانی و چگونگی کمک به تأمین نیازهای بیمار از طرف پرستار اشاره کرد. نقش های اصلی از نظر او به شرح زیر است:
پپلاو همچنین معتقد بود که پرستار می تواند بسیاری از نقش های دیگر از جمله مشاور، مربی، عامل ایمنی، واسطه، مدیر، ناظر و محقق را بر عهده بگیرد.
-:- -:-
پی نوشت :«پپلاو نظریهٔ روابط بینفردی را در پرستاری مطرح نمود که انقلابی در آثار علمی این رشته محسوب میشود. وی یکی از مشارکتکنندگان اولیه در اصلاح قوانین مربوط به سلامت ذهن و روان بود که راه را برای درمان انسانی و متمدنانهٔ بیماران مبتلا به اختلالات شخصیت و رفتار هموار ساخت».