نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

مسافر کوچولوی ما

مسافرت در ماه گرم مرداد عاقلانه است؟

یاد آوردن گذشته هایی که

تابستانها جز تلف کردن وقت چون هوا گرم است،(با توجیه اینکه هوا گرم است)برنامه ای نداشتم.شاید همکلاسانم برنامه کلاس های اضافه داشتند،

این باعث تاسف من بود.

سفر به دور و بر شهر شاید کمی از خستگی یک سال مدرسه رفتن می کاست.

تا بیست سالگی ،که دیگه برای خود برنامه می گذاشتم.

اما ۴ سال بیشتر نگذشته بود که اختیار و عنان زندگی از دستم  خارج شد.اینبار،سال ۶۲ سفر به شمال با همسر به قصد تفریح.اولین سال تاهل.اما سال ۶۳ با مادر و دو برادر و همسر سفر به شمال داشتیم.این دفعه که خانوادگی بود ،بهتر بود.

اما سال ۶۴ با خانواده همسر سفر به تهران ،

سال ۶۵ در آرزوی خرید خانه ،کار در بیمارستان را شروع کردن.

سال ۶۶ تابستان یه پرستار بخش آنژیو گرافی بود و با خواهر کوچولو ترم هر دو بیمارستان کار می کردیم.

تابستان های سالهای  ۶۷ و ۶۸ دانشجوی  کارشناسی ارشد  در تهران

وتابستان سال  ۶۹ در بخش روان پزشکی مردان

وتابستان ۷۰در خانه نوسازمان  در خالی که ترک خدمت کرده بودم.

تابستان ۷۱ سفر به مشهد جالب ترین قسمت ماجرا بود با مامان و خواهر کوچک  تر از خود و این بار با دو فرزندم 


کار جهان

سعدی میگه : 

« اگر    کار جهان    اُمید  و   آز    است/همه  کس   را  برین  هر دو  نیاز است»


از نظر سعدی  « امید   و آز»   چه معنا می‌دهد؟


وایشان چگونه به این نتیجه رسیده که ,همه کس نیازمند «امید و آز »

عستند؟


نیاز های انسان ها منظور شان بوده یا موجودات زنده؟


من با سلیقه خودم ،تو کلاس درس روان شناسی عمومی، برای دانشجویان ترم یک تغذیه،در بحث نیاز های انسان و نقش آن بر انگیزه ها ی انسان ها ،از این شعر استفاده کردم.

می تونید سوآل کنید چه استفاده ای کردی؟چه استفاده ای می شود کرد؟

دومین یکشنبه مردادماه

دیروز دستم در ناحیه مچ درد می کرد از بس در مراقبت از دستام بی دقت ام.ورزشش نمی دم.با  روغن ماساژش نمیدم.باهاش بار سنگین بر میدارم.باهاش می نویسم .حالت گرفته.

ایرادات بدنی

فکر کنم کف دست راستم را تا آرنج با گچ بپوشانند دردای انگشتانم  آرام بگیرد.نوشتن را چگونه ترک کنم؟