نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

آیا وسواس باشم ،اشکالی داره؟

وسواس شستشو چیست؟

وسواس شستشو شامل ترس بیش از حد در رابطه با آلودگی ها و کثیف بودن است.

 افرادی که از این نوع اختلال رنج می برند، همیشه نگران کثیف شدن و آلوده بودن هستند. 

به همین دلیل دائم در حال شستن دست ها، لباسها و وسایل خود با آب و مواد شوینده هستند.


وسواس نظم و ترتیب

فرد مبتلا به این نوع وسواس ،در مورد تقارن داشتن و نظم اشیا وسواس دارد.

 در زندگی او همه چیز ،باید به طرزی افراطی ،تقارن و نظم داشته باشد. مثل مرتب کردن مداوم و مکرر کتاب ها، در طبقات کتابخانه و یا تقارن در چیدمان مبلمان و غیره.


اختلال وسواسی فکری/عملی  (OCD) و اختلال شخصیت وسواسی(OCPD)  نام های مشابهی دارند

 و خیلی وقت ها افراد این دو را یکی می دانند.

 در حالی که این دو اختلال متفاوت هستند و تعریف و علایم متفاوتی دارند. 

شخصیت وسواسی با وسواس فکری /عملی متفاوت است.

شخصیت وسواسی, با نظم، کنترل و کمال گرایی شدید, شناخته می شود. 

خیلی ها ،وقتی یک آدم بسیار دقیق و منظم می بینند، از رفتارش خوش شان می آید. حتی ممکن است تلاش کنند مانند او باشند.

 اما باید بدانیم که بین نظم و دقیق بودن و اختلال شخصیت وسواسی اجباری ،مرز بسیار باریکی وجود دارد.


پی نوشت :«مرز  با ریک»

چقدر باریک؟

شما فرض کن روی یه خط جدا کننده خاک و آهک خوابیده باشی ، فرق سر تو تا استخوان خاجی (قاعدتا ستون مهره  ها  )روی خط جدا کننده است. (طاقباز خوابیده ای ) .

یه غلت به چپ و یه غلت به راست کافیه تا تو کاملا روی دنده خوابیده باشی(،دنده چپ یا دنده راست).خب أخرین حد بسیار دقیق بودن ،خطر افتادن داخل  اولین حد وسواس را در پی دارد.



سرای بی کسی

درین سرای بی کسی، کسی به در نمی زند

به دشتِ پُرملال ما پرنده پَر نمی زند


.........

.......

........
.......
........
........
......

......

..
نه سایه دارم و نه بَر، بیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر  ، کسی تبر نمی زند

نماز صبحم قضا شد

نماز کردم و از بیخودی  ، ندانستم

که در خیال تو، عقد نماز ،  چون بستم


از آپارات چیزای خوبی پیدا میشه کرد ، مثلا :


https://www.aparat.com/v/3xVYr


تاثیر موسیقی بر بز های ..مرتع


حتی جالب تر از

https://www.aparat.com/v/fOJcM


که دیشب سعی کردم یاد بگیرم بخونم اش

سعدی و نماز

به خاک پای عزیزت که عهد نشکستم

ز من بریدی و با هیچ کس نپیوستم

کجا روم که بمیرم بر آستان امید

اگر به دامن وصلت نمی‌رسد دستم

شگفت مانده‌ام از بامداد روز وداع

که برنخاست قیامت چو بی تو بنشستم

بلای عشق تو نگذاشت پارسا در پارس

یکی منم که ندانم نماز چون بستم

نماز کردم و از بیخودی ندانستم

که در خیال تو عقد نماز چون بستم

نماز مست شریعت روا نمی‌دارد

نماز من که پذیرد که روز و شب مستم

چنین که دست خیالت گرفت دامن من

چه بودی ار برسیدی به دامنت دستم

من از کجا و تمنای وصل تو ز کجا

اگر چه آب حیاتی هلاک خود جستم

اگر خلاف تو بوده‌ست در دلم همه عمر

نه نیک رفت خطا کردم و ندانستم

بکش چنان که توانی که سعدی آن کس نیست

که با وجود تو دعوی کند که من هستم

یکی منم که ندانم نماز چون بستم


نماز مست،  شریعت  روا  نمی‌ دارد

نماز من که پذیرد ؟که روز و شب مست ام