نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

تعویض خانه

بعضی ها  سالی یه اثاث کشی دارند در اصطلاح« خوش نشین» اند. جایی خونه اجاره می کنند که تمیز باشه و نوساز با سرامیک و کاشی های تمیز و قاعدتا سالی یک بار اضافه وسایل شون را دور می ریزند.

بعضی ها مهاجرت می کنند و هرچه سبک تر بار سفر بر میدارند و وسایل اضافه شون را که خیلی وقت ها دیگه به دردشون نمی خوره یا می بخشند یا واگذار می کنند.

این جناب همسر بنده ،یه انبار وسیله کار داره، که طی سالها بر آن اضافه شده و با وجودی که دیگه ازشون نمی تونه استفاده کنه به هیشکی واگذار نمی کنه و من میخوام داد بزنم بگم بابا!این مکان را لازم دارم.

یه روزایی لوله کشی خانه را ،یه روزایی برقکاری خانه را ،یه روزایی نجا ری خانه را ،یه روزایی بنایی خانه را ،یه روزایی نقاشی خانه را خودش انجام می داده تا برای اقتصاد خانه مقاومتی کار کرده باشد و بگذریم تعمیرات لوازم برقی و اتوموبیل و حتی ...

کاش ما هم دست از پا دراز تر و بی هنر بودیم

نظرات 6 + ارسال نظر
قره بالا یکشنبه 25 تیر‌ماه سال 1402 ساعت 10:18 http://Www.eccedentesiast33.blogsky.Com

رضوان جانم هربار از همسرتون میگید یاد تپل خودم میفتم
حتی خودکارهایی که زمان کنکور استفاده میکرده و تموم شدن رو هم مامانش جرات نداره بندازه دور

واقعا چه خاطراتی دارند با اینا

مونا شنبه 24 تیر‌ماه سال 1402 ساعت 14:37

رضوان جان، همسر من هم انقدر وسیله داره که تمام خونه تا حتی بالای کمدها پر از خرت و پرته. من صدو هشتاد درجه برعکس اون، اصلا نمیتونم چیز اضافه تحمل کنم و سریع دور می ریزم. ولی روی تک تک وسیله هاش حساسه و نمیشه بهشون دست زد. حتی کاغذ پاره هایی که سال هاست فقط خاک می خورند! کمد انقدر لباس داره که داره منفجر میشه ولی حتی لباس های کهنه و کوچیک شده رو دور نمیندازه. چند وقت یک بار عصبانی میشم و این باعث میشه یه سری چیزها رو ببره بگذاره توی انباری وگرنه که کل خونه رو در عرض یک هفته تبدیل می کنه به انباری! راهکار شما چیه؟ از طرفی میدونم به وسایلش وابسته است و مرد خوبیه و دوستش دارم و نمیخوام بهش احساس نا امنی بدم و مجبورش کنم وسایل رو دور بریزه. از طرفی واقعا کلافه کننده است این وضعیت

مردایی که در دور ریختن وسواس دارند با وسایل خود احساس امنیت می کنند، امنیت شغلی.
ولی تا کی؟
یه موسسه خیریه خواهش کرد برای مردان کفش و پیراهن و شلوار ببریم،راضی شد بیس و شش پیراهن را که نو بود اتو کشیده تحویل شان دهد که بعضی از آنان فقط یکی دوبار پوشیده بود.آنقدر خوشش امد که کفش های ...را هم واکس زد ،تعمیر کرد و تحویل داد.کت و شلوار دامادی اش را هم نگه داشته بود.

صحرا شنبه 24 تیر‌ماه سال 1402 ساعت 13:00 http://Sahra95.blogsky.com

ما که آپارتمان نشین هستیم توی هر اثاث کشی کلی چیزا رو دور میندازیم البته من دور میندازم دور از چشم همسر جان که علاقه شدیدی به نگه داشتن اموال داره

خانما مدیر خانه اند تشخیص میدن دیگه لازم نیست.

نسیم شنبه 24 تیر‌ماه سال 1402 ساعت 07:09 http://nssmafar.blogfa.com

یکی از دلایل نگه داشتن وسایل تو خونه ، زندگی تو خونه ی یکی دو طبقه س . وقتی آدم آپارتمان نشین میشه میبینه برا خودشم تو خونه جا نیست چه برسه به اسباب اضافه ! تو جریان اسباب کشی اخیر چنان انقلابی کردم و همه چی رو دادم رفت که حس میکنم زندگیم نفسش باز شد .

درسته وقتی جا نداشته باشی نمی تونی خِرت و پِرت اضافه هم داشته باشی

سلام شنبه 24 تیر‌ماه سال 1402 ساعت 07:06

ماها که وابسته به خاطرات قدیم و توانمندی های ایام جوانی هستیم
به یک چیز شدید روحی و روانی وابسته ایم
و ثابت قدم در حفظ این مثل
چیزی که خوار آید
روزی بکار آید

بله ،انگار با دیدن هر نشانه پرت میشیم به تصویر انجام کار در زمان جوانی.بابا جان! این وسیله دیگه تو خونه ما کاربرد نداره.برای چی نگه داریم؟دل کندن هم هنر است.

گیل‌پیشی شنبه 24 تیر‌ماه سال 1402 ساعت 05:22

دقیقا مثل پدر من.

و مثل بعضی مامانا نیز هم.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد