-
دومین چهارشنبه ماه دی
چهارشنبه 19 دیماه سال 1403 04:18
دی ماه امسال از روز شنبه شروع شد(تقارن اول ماه واول هفته ).و این دومین چهارشنبه از ماه دی است.خواهرم(که خدا بیامرزد اورا)؛متولد ماه دی بود و با همسر برادرم که او هم متولد ماه دی است در کدبانو گری شانه به شانه . هر دو بسیار با برنامه زندگی خانوادگی شان را مدیریت می کردند .(سفره آرایی شان نیز هم ). هر گاه زنی را می بینم...
-
موضوع انشا
چهارشنبه 19 دیماه سال 1403 04:08
جوانتر بودم خیلی دوست داشتم بتوانم پیرامون یک کلمه ساعتها فکر کنم و بنویسم.وقتی مجله اطلاعات بانوان را میخوندم با خود می گفتم خانم مشاور چگونه به ذهنش می رسد مشکل (گره) این خانم چگونه حل میشه؟امروزه می بینم اطلاعاتی باید داشته باشیم و فکر هم بکنیم.تمرکز کنم تا به یاد مان آید. خانمی به من گفت دانشجوی دکترا بوده ام در...
-
خوردم تا حد ترکیدن
چهارشنبه 19 دیماه سال 1403 03:36
مدتی است بلاگ اسکای تغییراتی کرده که نوشتن ها ی من کم شده. امروز دیدم دوستی نوشته بود وقتی به هم می ریزم رو به خوردن میارم و آنقدر میخورم که می ترکم و البته بعد پشیمان می شوم که حاصل مدتها حفظ رژیم ام را... بی اعتنایی به فرمان های ذهن(که پس رژیمت چی میشه)؟؛اولین کاریست که از ما بر میاد .درسته زور ما به دیگرانی که در...
-
«آذرخش مکری» تاثیر حزن و غم را ...
سهشنبه 18 دیماه سال 1403 11:16
اینو تصادفا یافتمش؛ و گوش دادم و حظ کردم.اگر فرصت کنی؛ گوش کنی؛کیف می کنی دوست بداریم همدیگر را ، تا می توانیم.
-
مدیرجان بلاگ اسکای کجایی ببینی چه بر سر مان آمده؟
سهشنبه 18 دیماه سال 1403 10:27
روزانه نوشتن دو صفحه تراوشات ذهنی (بافتن آسمون و ریسمون به هم) برای ماهیچه های ذهن(!) جزء ملزومات است. بد جوری تو ذوق بعضی ها خورد نوسانات مود بلاگ اسکای به طوریکه از نوشتن باز مانده اند(حالت فلج دست داده به من). خوش خیال بودیم که دنیا همیشه همین جور میماند. رفتم مرکز دیابت(کی؟شنبه گذشته)یه آقا اومده بود صحت اجرای...
-
اندوه زهره اندوه من نیز محسوب میشه
یکشنبه 16 دیماه سال 1403 19:16
امروز شنیدم برادر دوستم جان شیرین به جان آفرین تقدیم داشته.دوستم رفته بود دخترش را خارج از مملکت ببنه که خبر دار شد برادرش بیمارستان بستری هراسان خودش را رساند ولی خبر دار شد مدتها بوده که...ومتاستاز باعث شد عمر برادرش ...خیلی همدیگر را دوست داشتند .
-
اعلام آمادگی برای نزول اجلال عروسم و پسرم
شنبه 15 دیماه سال 1403 07:02
صبح روز شنبه عازم هستم به سوی مرکز دیابت برای دستورات پزشک خاص خودم.صبحانه را آماده کرده ام روی میز برای همسر .بعضی داروهامو خورده ام بعضی را می برم و ناهار امروز هم که باقی مانده شام روز پنج شنبه(از مهمانی نوه ها و پسر وعروسم)دارم.تا عصر امروز میخواهم کلی کار کنم تا وقتی دوشنبه پسر و عروس(دومی) از تهران می رسند،متوجه...
-
تجربه من از دیدن زن وسواس
پنجشنبه 13 دیماه سال 1403 15:21
تو بخش بستری بود.دختر پزشکش آورده بودش.تو روخانه داشته ظرفاشو میشستهاست.آب روان را پاک می دونسته.از روی پل الاغی عبور می کنه.ظرفا را دوباره می شوره. و چندین فقره عبور و مرور دیگر باعث می شود شستن ظرفا تکرار بشه و طول بکشد(بیش از حد معمول).
-
خبر خوب
سهشنبه 11 دیماه سال 1403 08:55
عزیز دل من ،نوه جون از مهد کودک خود تعریفای خوب می کنه.بالاخره عادت به رفتن کرد. کاش وبلاگ ها تاب بیارند با این تغییرات.
-
دومین یکشنبه دی ماه(هوا عالیست)
یکشنبه 9 دیماه سال 1403 10:40
(امروز ) روز من از ساعت 4 شروع شده .از خواب که بیدار شدم خواستم بنویسم خواب دیده ام مامان اومده بود تو خوابم تا با هم بریم جشنی که براش لباس های قشنگ تن کرده بودم.ساعت داروهامو (هر دوازده ساعتی ها را)گذاشته ام 4 صبح و 4 عصر تا سر در گم نشوم. تا اومد صبح و ساعت 7 بشه و بروم پیاده روی کارایی را کردم که نفع شخصی داشت...
-
عصر روز اولین پنج شنبه ماه دی
شنبه 8 دیماه سال 1403 12:40
چه روز خوبی بود! دعوت بودیم خانه برادر همسر به صرف شام(صد البته قابلمه پارتی و آنهم فقط استانبولی پلو). همین جاری خانوم بودند که دو ماه پیش امر فرمودند :(ببخشید پیشنهاد داد)گرد همایی های برادران باید هر ماه در منزل یکی از آنها به صرف شام والبته باهمت همسر های برادران ترتیب داده شود مبادا دوری ها باعث شکاف بین آنها...
-
قصه تنها زن صیاد در بندر دیر/ وقتی دریا ناجی میشود
جمعه 7 دیماه سال 1403 03:46
عاتکه عالیزاده در بندر دیر استان بوشهر به عنوان تنها صیاد زن معروف شده است. او هر روز برای ماهیگیری کنار دریا میرود. خودش میگوید ۶ سال پیش تماشای ماهیگیری بچهها او را به فکر انداخت که صیادی را تجربه کند و حالا به لطف همین تجربه توانسته با روزهای غمانگیز افسردگی و داروهایش خداحافظی کند. عاتکه میگوید که دریا پناه و...
-
داوطلبانه
پنجشنبه 6 دیماه سال 1403 08:34
سال پنجاه و نه(۵۹)به عنوان کمک پرستار اعزام شدم جبهه(خط مقدم),صالح آباد /ایلام. نامزدم برام نامه نوشت ،صد نامه نوشتم و جوابی ننوشتید،اینهم که جوابی ننویسید جواب است. و من هنوز نمی دانم جواب ننوشتن دیگه چگونه جوابی است.
-
نیکی که از حد بگذرد
پنجشنبه 6 دیماه سال 1403 05:57
دیشب در خواب دیدم دارند موهامو به رنگ طلایی در میارن(مشاطه ها دور و برم سه چهارتایی). دیشب به همسر داشتم می گفتمم خانم همسایه که همسرش به رحمت خدا رفته میگه اجازه بده تو را در آغوش بگیرم گرم ،گرم و من بدم آمد.در حالیکه 20 ثانیه در آغوش گرفتن کسی به تو آرامشی خاص میده(اکسی توسین در بدن ترشح میشه).طفلک گناه داره دارای...
-
نوه ها شیرین(همچون قند/عسل)اند
چهارشنبه 5 دیماه سال 1403 11:02
تو اتوبوس به سوی مرکز خرید و بعد کمی پیاده روی برای سلامتی کاهش یافته ام،شاید بیاد بیاورم روز های اوج احساس سلامتی ام را. دیروز آرزوی دیدار نوه قند و عسلی ام براورده گردید و از نه(۹) صبح تا نه (۹)شب...ولی امروز می بینم خیلی خسته ام.چرای آن را نمی دانم.ولی روحم شاده.
-
الا یا ایها الساقی
سهشنبه 4 دیماه سال 1403 04:24
ادر کاسا و ناول ها که عشق اسان نمود اول ولی افتاد مششششکلها سال دو هزار بود(میلادی)که توی یک گروه (ایران بحث)دیدم نوشته عشق چیست؟عاشق کیست و... کتاب حافظ(غزلیات)را باز کردم تا یه شعر بنویسم و من نیز حرفی زده باشم. کار رسید به جایی که یه جزوه شده بود،وقتی پرینت گرفتم. مس وجودت را طلا میکنه عشق.(سعدی)و(حافظ). ادبیات مون...
-
ایام خوش
سهشنبه 4 دیماه سال 1403 03:53
آن بود که با یار به سر شد باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود. مینا حسینی از تهران،حلیمه کوزه گر از قم،ویدا تمله از کرمانشاه،سهیلا مژده از قروه،شهناز شمشادی از بروجرد،خدیجه زارعی از شیراز،پروانه بهادران دوستان خوب من !کجایید؟من به شما فکر می کنم .
-
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
دوشنبه 3 دیماه سال 1403 15:55
چه دل با سلیقه ای! آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد گاهی سری به خود بزنیم گوهری در همه احوال خدا با او بود چه خوش شانس!
-
روز مادر
یکشنبه 2 دیماه سال 1403 18:18
خیلی مایل بودم برای دوتا پسرم مادر قابل قبولی باشم.همین باعث شده بود از اون ور بوم بیفتم.با خودم گفتم چه خوشبخت بوده ام که مادری داشته ام که به موجه بودن خود فکر نمی کرده فقط شب و روز به برآوردن نیازهای ما بچه ها می اندیشیده.مادرم زنی که آرزوهایی داشت که بر آورده نشد به حایش فرزندانی به دنیا آورد که به او عشق می...
-
برای دختر داداشم
یکشنبه 2 دیماه سال 1403 06:36
این زیبا دختر کارشناسی ارشد ترم یک را تمام کرده.گفت رنجیده ام از فرد نزدیکی که برام نوشته باور نمی کنم دانشگاه ( تاپ لول) مادر قبول شده باشی. برای او نوشتم( تو اینستا گرام)،عزیزم! از هر کس رنجیدی به خاطر آور :«از هیچ کس هیچ چیز بعید نیست».البته احتمال بده چون بسیار دوستت داشته ،راضی نبوده به خاطر درس ازش دور...
-
باز شب اومد شب اومد شب اومد شب
یکشنبه 2 دیماه سال 1403 05:37
.وقت اذان صبحه. شب
-
آپلود رایگان
شنبه 1 دیماه سال 1403 07:46
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 1 دیماه سال 1403 05:01
روز سه شنبه گذشته منتظر بودم نوه جون را بیارن پیش من ولی خبر دار شدم به خاطر تعطیلی های...مهد کودک نرفته و با مادر بزرگ و پدر بزرگ(مادری)رفته اند باغ عموی مامان نوه ها(عروسم).. همان روز نوبت ویزیت قند خون (دیابت)داشتم که تعطیلی به مرکز درمانی کشیده شده بود. چهارشنبه در اثر نوسانات برق پکیج خانگی مان آسیب دید و رفتیم...
-
نوشتن از دید کافکا
سهشنبه 27 آذرماه سال 1403 03:00
نوشتن برای کافکا فعالیتی سهمگین بود و خلقت ادبی اغلب در درد می گذشت و در عین حال برایش جنبه اساسی و حتی حیاتی داشت. خود او می گوید :که دریای یخ زده و منجمدی در او هست که نوشتن به مثابه داسی عمل می کند که توسط آن یخ ها را می شکافد و راهی برای نجات خود پیدا می کند. آثار کافکا برای بسیاری از افراد، با آن وجهی از شخصیتشان...
-
اصفهان؛ موزهای زنده از معماری ایرانی
سهشنبه 27 آذرماه سال 1403 00:51
ا صفهان بهعنوان نگین معماری و هنر، هر ساله میزبان میلیونها گردشگر داخلی و خارجی هست. اصفهان، با بناهای تاریخی و معماری شگفتانگیزش، به "نصف جهان" معروف است. میدان نقش جهان، سیوسهپل، کلیسای وانک و مسجد شیخ لطفالله تنها بخشی از جذابیتهای این شهر هستند. اصفهان همچنین به دلیل صنایعدستی مانند میناکاری و...
-
نامه ای به همسرش
یکشنبه 25 آذرماه سال 1403 04:16
عزیزم! یقینا نمی توانم زمانه هولناک دیگری را از سر بگذرانم. این بار دیگر حالم خوب نمی شود. صداهایی در گوشم می پیچد و نمی توانم حواسم را جمع کنم. به این دلیل دست به کاری می زنم که به نظرم بهتر است.بدان تو بزرگترین سعادت ممکن را نصیبم کرده بودی. تو از هر لحاظ برایم سنگ تمام گذاشته بودی. تا این بیماری ناجور سراغم نیامده...
-
نرو
یکشنبه 25 آذرماه سال 1403 03:59
-
خندیدم
شنبه 24 آذرماه سال 1403 12:15
نگهبان مجتمع داشت برای دوستش تعریف میکرد همسر علی محمد گفت: چی گفت؟ علی محمد: زن! این جوراب منو ندیدی؟ زن علی محمد : از صمد /آقا بپرس تو ظرف ترشی اش ننداخته؟ چرا که صمد آقا هر آنچه گیر دستش بیاد تو ظرف ترشی میندازه.(حتی با شلغم ترشی درست می کنه).
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 23 آذرماه سال 1403 08:25
واینهم چهارمین جمعه ماه آذر دیروز هوس پیاده روی کردم ولی چون آلودگی هوا منع پیاده روی
-
زندانی در خانه
پنجشنبه 22 آذرماه سال 1403 12:15
طبق اطلاعات سامانه پایش کیفی هوای کشور، شاخص لحظهای کیفی هوای کلانشهر اصفهان منتهی به ساعت هشت صبح امروز ۱۵۳ ( AQI) است که نشان میدهد آلودگی امروز هم مهمان ناخوانده شهروندان این شهر است و طبق پیش بینی هواشناسی این شرایط به سبب جو پایدار تا اوایل روز جمعه ادامه خواهد داشت. امروز از خونه برای پیاده روی بیرون نرفته ام...