امروز شنیدم برادر دوستم جان شیرین به جان آفرین تقدیم داشته.دوستم رفته بود دخترش را خارج از مملکت ببنه که خبر دار شد برادرش بیمارستان بستری هراسان خودش را رساند ولی خبر دار شد مدتها بوده که...ومتاستاز باعث شد عمر برادرش ...خیلی همدیگر را دوست داشتند .
خدا رحمتش کنه.
انشا الله همه عزیزان از دست رفته را.ممنون از دعای خیر شما در حق ایشان

روحشان شاد. من معتقدم چون مرگ هم قسمتی از زندگیست پس نباید خیلی زندگی اطرافیان را مختل کند. اما دلتنگی چیز بدیست. به خصوص وقتی فرد مهمی را از دست داده اید.
حکیم بانوی عزیزم!زهره عزیز دل برادر بزرگتر خود بود و متقابل برادرش را عاشقانه دوست داشت.زهره برای برادرش همکلاس دیگرمون را خواستگاری کرد که البته جایی دیگر پیوند ازدواج رخ داد ولی هر دو در یک کوچه زمین پدری شان را ساختند ودر همسایه گی هم زندگی میکردند .خودش میگه شوکه شده ام که بعد از عمل جراحی یهو متوجه شدیم عمل جراحی پایان کار نیست و برادرم سه ماه بعد ازعمل...
خدا رحمتشون کنه

خدا رحمتشون کنه ولی مرگ واقعا چیز شکوهمندی است که اگر نبود دست ما در پی چیزی میگشت
الهی آمین