نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

خندیدم

نگهبان مجتمع  داشت برای دوستش تعریف میکرد

همسر علی محمد گفت:

چی گفت؟

علی محمد: زن!  این جوراب منو ندیدی؟

زن علی محمد :  از صمد /آقا بپرس تو ظرف ترشی اش ننداخته؟

چرا که صمد آقا هر آنچه گیر دستش بیاد تو ظرف ترشی میندازه.(حتی با شلغم ترشی درست می کنه).

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد