کار کردن در بخش روانپزشکی برای من شرایطی را پیش اورد که...
تازه من فقط مربی دانشجویان در بخش بوده ام.
آیا مواجهه با آسیب های روانی زنان و مردان ،تاثیری روی مراقبت کنندگان اعم از پزشک ،روان شناس،کار درمانگر،مربی پرستاری و دیگر خواهد گذاشت؟
خانومه تو پارک داشت می گفت:« داداشم همسرش را طلاق داده؛اومده طلب کار من شده؛ که تو هی گفتی ملاحظه همسرت را بکن ؛فرزند طلاقه ؛تو زندگی یه بار در ازدواجش شکست خورده ؛دل و دماغ نداره؛خام شدم ؛فکر کردم تو یه چیزی سرت میشه ؛این پنبه را از گوشم در آوردم که باید گربه را در حجله بکشم .حالا اون سوار و من پیاده.دو تا دخترم هم بلاتکلیف».منم بهش گفتم «اگر چغلی اش را می کردم؛ روزی یک بار کتکش می زدی؛ الان دو تا دختر مث گل نداشتی ؛تو میخوای دنبال مقصر بگردی ؛ یادم نرفته از بچگی لوس بابا و مامان بودی و هر چه طلب می کردی آماده می کردند برایت ؛کاش داداش نداشتم».
گفتم : « صبوری کن ؛صورت مسئله را پاک نکن ؛الان نمی دونه باید آویزون کی بشه ؛دنبال یه دیوار کوتاه می گرده ؛میدونه دوستش داشته ای ؛تو را برای تخلیه خشم انتخاب کرده .فقط اگر باورت شود که مقصر اصلی تو بوده ای؛ غلط است.حواست را جمع کن ؛هر جدایی علل متعدد دارد و تنها به یک یا دو دلیل نیست ؛عوامل متعدد دست به دست هم میدن تا یه زندگی شکل بگیره یا از هم بپاشد .بد نبود اگر پشم به کلاه داشتی و از زن داداشت ، نسق می گرفتی ، از داداشت جدا نشه».
شاید من هم اگر بودم این ارتباط تنگاتنگ را با خانواده برادرم بر قرار نمی کردم که بیاد کاسه کوزه ها را سرم ،بشکنه .
کاش دنیا جای بهتری بود برای مردمان مان
وامنیت بر قرار بود و مهربانی در جریان بود.