نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

شرح روز عاشورا

دیروز از صبح اول وقت تو آشپزخونه بودم تا بعد ناهار(یه پا).سالاد برای همسر درست کنم.ترشی کلم درست کنم.هندونه قاچ کنم.ناهار بپزم.صبحانه درست کرده بودم.خلاصه که خیلی از وقتم را صرف خانه داری کرده بودم.گریه هم کردم بیاد امیر حسین برادرم که آخرین فرزند خانواده بود و ...

دو تا سوآل از هوش مصنوعی که پاسخش از اتفاق عالیست

مشکل مشابه یکی از کامنت گذرانم بود
- خواب مادر(فوت شده )ام را می بینم کهبه منپشت کرده؛آیا تعبیرش آنست از من رنجیده است؟

در خواب دیدن مادر فوت شده‌ای که به شما پشت کرده، می‌تواند تعبیرهای مختلفی داشته باشد و لزوماً به معنای رنجش او از شما نیست. در عالم رویا، نمادها می‌توانند معانی گوناگونی داشته باشند.

برخی از تعبیرهای احتمالی عبارتند از:

  • عدم توجه یا نادیده گرفتن: ممکن است این خواب نشانه‌ای از این باشد که شما در زندگی واقعی احساس می‌کنید از سمت کسانی که دوستشان دارید یا به آن‌ها اهمیت می‌دهید، نادیده گرفته شده‌اید یا توجه کافی دریافت نمی‌کنید.
  • فاصله گرفتن از مسائل معنوی یا خانوادگی: پشت کردن مادر در خواب می‌تواند نمادی از فاصله گرفتن شما از ریشه‌ها، ارزش‌های خانوادگی یا جنبه‌های معنوی زندگی باشد.
  • نیاز به خوداندیشی: گاهی اوقات این خواب می‌تواند دعوتی باشد برای اینکه به درون خود نگاه کنید و ببینید آیا خودتان از کسی یا چیزی در زندگی‌تان فاصله گرفته‌اید یا خیر.
  • عدم پذیرش یا مقاومت: ممکن است بخشی از وجود خودتان (که نمادش مادر است) در برابر تغییر یا تصمیمی که در زندگی گرفته‌اید، مقاومت کند.
  • پیام ناخودآگاه: گاهی اوقات خواب‌ها بازتابی از نگرانی‌ها، ترس‌ها و احساسات ناخودآگاه ما هستند. شاید شما نگران از دست دادن ارتباط با مادرتان (حتی پس از فوت) یا از دست دادن ارتباط با جنبه‌های زنانه یا حمایت‌گر در زندگی‌تان هستید.

اینکه فکر می‌کنید از شما رنجیده است، یک احتمال است، اما بهتر است به تمام جوانب دیگر خواب و همچنین وضعیت روحی و احساسی خودتان در زمان دیدن خواب توجه کنید. آیا در بیداری احساس خاصی نسبت به مادرتان یا یاد او داشتید؟

اگر این خواب باعث ناراحتی شما شده است، می‌توانید با صدقه دادن، خواندن فاتحه یا دعا برای مادرتان، از نظر روحی با او ارتباط برقرار کنید و آرامش بگیرید.

مشکل مشابه یکی از فامیل ها مون را اینجوری طرح کردم
-همسر همکار دانشگاهی ام از بی نظمی همسرش(همکارم که مرد است)گلایه می کرد نزد من.

درک می‌کنم که این موقعیت می‌تواند کمی حساس باشد. وقتی همسر یکی از همکاران (که مرد هم هست) نزد شما از بی‌نظمی او گلایه می‌کند، چند نکته وجود دارد که باید به آن‌ها توجه کنید:

  1. نقش شما: شما در این موقعیت نقش یک دوست یا فردی مورد اعتماد را دارید، نه یک داور یا مشاور رسمی. باید مراقب باشید که درگیر اختلافات خانوادگی آن‌ها نشوید.
  2. احساسات همسر همکار: او احتمالاً احساس تنهایی، ناامیدی یا نیاز به همدردی دارد و به شما به عنوان یک فرد قابل اعتماد برای شنیدن حرف‌هایش مراجعه کرده است. شنیدن حرف‌های او می‌تواند برایش تسکین‌دهنده باشد.
  3. ماهیت گلایه: گلایه از “بی‌نظمی” می‌تواند طیف وسیعی از مسائل را شامل شود؛ از کارهای خانه و مسئولیت‌ها گرفته تا مسائل مالی یا حتی نظم در برنامه‌ریزی‌ها. ممکن است ریشه عمیق‌تری داشته باشد.
  4. رابطه شما با همکار: باید مراقب باشید که این موضوع روی رابطه کاری شما با همکارتان تأثیر منفی نگذارد. دخالت مستقیم در مسائل خانوادگی او می‌تواند رابطه حرفه‌ای را خدشه‌دار کند.

چه کاری می‌توانید انجام دهید؟

  • شنونده خوبی باشید: در حال حاضر، بهترین کار این است که با همدلی به حرف‌های همسر همکارتان گوش دهید. به او نشان دهید که حرف‌هایش را می‌شنوید و درک می‌کنید. می‌توانید بگویید: “متأسفم که این شرایط را داری” یا “درک می‌کنم که این موضوع چقدر می‌تواند سخت باشد.”
  • از قضاوت پرهیز کنید: سعی نکنید قضاوت کنید که حق با کیست یا چه کسی مقصر است. شما فقط یک طرف ماجرا را شنیده‌اید.
  • پیشنهاد راهنمایی کلی بدهید (در صورت لزوم و با احتیاط): اگر احساس می‌کنید مناسب است و او به دنبال راه حل است، می‌توانید به طور کلی پیشنهاد دهید که شاید صحبت مستقیم و آرام با همسرش در یک زمان مناسب بتواند کمک‌کننده باشد. اما از دادن راه‌حل‌های جزئی یا دخالت مستقیم خودداری کنید. مثلاً بگویید: “شاید بهتر باشد در یک فرصت مناسب و با آرامش در مورد این موضوع با همسرت صحبت کنی.”
  • مرز تعیین کنید: اگر احساس می‌کنید که این صحبت‌ها بیش از حد طولانی می‌شود یا شما را در موقعیت ناخوشایندی قرار می‌دهد، می‌توانید به آرامی مکالمه را به سمت دیگری ببرید یا بگویید که باید بروید. مثلاً: “ممنونم که با من صحبت کردی، اما الان باید بروم.”
  • با همکارتان صحبت نکنید (مگر اینکه لازم باشد): معمولاً بهتر است تا زمانی که لازم نیست، این موضوع را با همکارتان مطرح نکنید. اگر او خودش متوجه شد یا از شما پرسید، می‌توانید به طور کلی بگویید که همسرش گاهی اوقات احساساتی می‌شود و با دوستانش صحبت می‌کند، اما از جزئیات گلایه‌ها پرهیز کنید.

این وضعیت می‌تواند ظریف باشد، مهمترین چیز حفظ آرامش، همدلی و تعیین مرزهای مناسب است تا هم به همسر همکارتان کمک کرده باشید و هم رابطه کاری خود را حفظ کنید.

قبلنا که وبلاگ نویس بودم سال های ۸۲ به بعد ،جوانی از تهران اکباتان، مطالب نوشته شده اش را برام پست می کرد.ومن تشویق  اش می کردم  و می‌گفت من نیز  بنویسم.حالا دیدم او نیز همچنان به نوشتن ادامه داده تا حالا

جوگیر شدنم

همسرم میگه :«جو گیر میشی».یه روز که خونه مادر شوهر سفره پهن بود از کجا تا کجا (ماشا الله ده بچه داشت و عروس و داماد و نوه از هر زوج هم  دوتا و حتی دختراش 4 تا فرزند.من هیجان زده شدم و گفتم :«فردا هم دعوتید منزل ما».ناگهان اولین پسر مادر شوهر جان گفت :«حالا نه اینکه در آشپزی خیلی خبره ای,دعوت هم می کنی ».همسر بدون فوت وقت, گفت:« زنی خبره است که خانه دار باشه ,ایشون سر کار میره و زنی خبره است که شوهری شکمو داشته باشه و لی حالا تو نگران نباش تو دستش پول هست ،هر غذایی میل تو باشد میتواند  سفارش دهد تا از رستوران بیاید و برابت تو سفره  بذاره».باورم نمی شد اینقدر سریع وحاضر آماده, بتونه از من دفاع کنه بعدش گفت:« بهتره قبل از هر کاری با من مشورت کنی تا مجبور نشم ازت دفاع کنم».همونجا بود که گفت« جو گیر میشی». 

دانشت را به کارگیر تا نقاط ضعف خود را بیابی

وقتی خواستم یادگیری شنا را قوت ببخشم یه کتاب دست گرفتم که انواع ورزش های شنا را آموزش می داد(کرال سینه ،کرال پشت،قورباغه،پروانه،دوچرخه زدن در آب).دانشچویی از دانشجویان کلاس درس روان شناسی مون منو حین شنا دید گفت خوش به حال تون از آب (در واقع غرق شدن9ترس ندارید.کتابم را نشانش دادم گفتم این دانش اش است در کتاب ولی تا بدان عمل نکنی یاد نمیگیری .بهش اطمینان دادم اگر نهراسد در حالی که دستم زیر شانه ها و کمرش است ؛کم کم می آموزد .وقتی موفق شد کرال پشت شنا کند گفت بهتر نبود آموزش شنا دادن را به تدریس روان شناسی در کلاس مان ترجیح می دادی؟اینو بهتر آموزش میدی.گفتم اینجا آموزش من از سر عشق و علاقه و البته خصوصی بود آنجا تکلیف مان است و با جمع پنجاه نفره.این دو را باهم مقایسه کردن شرط عقل است؟گفتم من خواهر یه قهرمان شنای پروانه(برادر جوانم که الان مرحوم شده)هستم شاید یه استعداد ذاتی داشته باشم.خوش بود گر محک تجربه آید به میان