نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

عجب هفته مرداد ماهی (خاص بود)

خبر دادند که زن دایی همسر فوت شدند و در این هفته من و همسر در دو تا مراسم خاک سپاری شرکت کردیم یک شنبه و پنج شنبه (برای پسر عموی من و زن دایی او)

ملاقات با دوستان و فامیل بعد از مدت ها بی خبری

ساعت ۹ صبح جمعه،سر راه مسجد .قرار مون با برادر همسر.برای شرکت در مراسم

پشیمانی بعد از...

سوآل من؟
دختر یکی یه دونه مادره، مادرش را تحریم کرد تا او فوت شد .
امروز در مراسم خاکسپاری او، غش کرد(بیهوش شد)
واقعا چرا؟

پاسخ :
در چنین شرایطی که شما توصیف کردید، غش کردن (بیهوش شدن) فرد در مراسم خاکسپاری مادرش که او را تحریم کرده بود و بعد از آن مادر فوت شده، می‌تواند به دلایل بسیار پیچیده و چندلایه روانی و جسمی باشد. این اتفاق معمولاً نشانه‌ای از بار عظیم هیجانی و استرسی است که فرد در آن لحظه تجربه می‌کند.

چند دلیل احتمالی برای این واکنش شدید:

  1. پشیمانی شدید و احساس گناه: یکی از قوی‌ترین دلایل می‌تواند پشیمانی عمیق و احساس گناه باشد. وقتی فردی مادرش را تحریم کرده و مادر بعد از آن فوت می‌کند، حتی اگر قصد و نیت او این نبوده باشد، به احتمال زیاد با بار سنگینی از این احساسات روبرو می‌شود. دیدن مراسم خاکسپاری، اوج این پشیمانی و گناه را به سطح می‌آورد.
  2. شوک و ناباوری متأخر: حتی اگر فرد از قبل می‌دانسته که مادرش مریض بوده یا فوت کرده، حضور در مراسم خاکسپاری و مواجهه با واقعیت از دست دادن او، می‌تواند شوک عاطفی بزرگی ایجاد کند. این شوک ممکن است با تأخیر بروز کند، به خصوص اگر فرد در زمان بیماری مادرش درگیر مسائل عاطفی و درگیری‌های ذهنی بوده و نتوانسته به درستی با واقعیت کنار بیاید.
  3. استرس و اضطراب شدید: مراسم خاکسپاری خود به تنهایی منبع بزرگی از استرس و اضطراب است. اضافه شدن فشار روانی ناشی از رابطه پیچیده با مادر و احساسات حل‌نشده، می‌تواند سیستم عصبی فرد را تحت فشار شدید قرار دهد.
  4. فشار عصبی و واکنش جسمی: بدن انسان در واکنش به استرس و اضطراب شدید می‌تواند واکنش‌های فیزیکی نشان دهد. افت ناگهانی فشار خون، کاهش جریان خون به مغز (به دلیل واکنش واگال)، یا حتی حمله پانیک می‌تواند منجر به غش کردن شود. تمام این فشارها می‌توانند سیستم فیزیولوژیکی بدن را مختل کنند.
  5. سوگ و اندوه عمیق: حتی اگر رابطه بین مادر و فرزند پرچالش بوده باشد، از دست دادن مادر یک اتفاق بسیار دردناک و سوگ بزرگی است. در مراسم خاکسپاری، همه این اندوه‌ها و غم‌های تلنبار شده می‌تواند به یکباره آزاد شود و فرد را از نظر روحی و جسمی به اوج ناتوانی برساند.
  6. تضادهای عاطفی: فرد ممکن است در آن واحد هم احساس غم و اندوه داشته باشد، هم احساس خشم یا ناکامی نسبت به رابطه گذشته، و هم پشیمانی. این تضادهای عاطفی می‌تواند بار روانی بسیار سنگینی ایجاد کند.

غش کردن در این شرایط معمولاً یک واکنش ناخودآگاه بدن برای مقابله با بار هیجانی بیش از حد است. بدن برای محافظت از خود، به نوعی “مدار خود را خاموش می‌کند” تا فرد بتواند از شدت فشار موجود رهایی یابد، هرچند موقت. این نشان می‌دهد که فرد به کمک و حمایت عاطفی نیاز دارد تا بتواند با این احساسات پیچیده کنار بیاید.

امروز  لب خندانش فرو بسته شد.وداستان زندگی اش پایان یافت.

فرزندش دکتر کودکان(فوق تخصص کلیه کودک/جراح) ،همسر دوست دوران جوانی ام ،خانم دکتر روانپزشک است.

واین هفتمین مون(ما نوه های مادر بزرگ پدری)بود که به درگذشتگان مان پیوست

دیروز پسر عمویم(که تقریبا مث داداش بود برام)و خاطرات کودکی هام باهاش به اندازه برادران بزرگترم بود به خ.ا .ک سپرده شد.

گرچه تلخ بود ولی دیدن فرزندان یکی از یکی رشید ترش این تصور را برایم ایجاد کرد زندگی...داشته.

تاثر شدید من به خاطر زندگی کودکی های پر التهاب اوست(مادرم  میگفتند موقع جدایی عمو از مادرش دوساله بوده)

مدرسه رفتن را وقت تلف کردن میداند

نوه جون خوشگلم(پسر 12 ساله)معتقد شده رفتن به مدرسه وقت او را هدر میدهد و بهتر می بود وقت آزاد داشته باشد تا برنامه سازی کند

متوجه شدم. نوه شما، نوح، یک پسر ۱۲ ساله است که فکر می‌کند مدرسه رفتن وقت تلف کردن است و ترجیح می‌دهد به جای آن برنامه‌نویسی کند.

این یک چالش رایج برای بچه‌های با استعداد و علاقه‌مند به زمینه‌های خاص است. از یک طرف، او به علاقه‌اش به برنامه‌نویسی علاقه نشان می‌دهد که بسیار عالی است! از طرف دیگر، مدرسه هم نقش مهمی در رشد و آینده او دارد.

برای اینکه بهتر بتوانم به شما کمک کنم، لطفاً به این سؤالات پاسخ دهید:

  1. نوح در مدرسه چه وضعیتی دارد؟ آیا در درس‌هایش خوب است؟ نمراتش چطور است؟
  2. آیا نوح تا به حال تجربه برنامه‌نویسی داشته است؟ اگر بله، چه نوع برنامه‌نویسی‌ای انجام داده و چقدر پیشرفت کرده است؟
  3. آیا در مدرسه او فرصت‌هایی برای برنامه‌نویسی یا فعالیت‌های مشابه وجود دارد؟ مثلاً کلاس‌های فوق برنامه یا باشگاه‌های برنامه‌نویسی؟
  4. شما به عنوان پدربزرگ یا مادربزرگ او، چه انتظاراتی از او دارید؟ آیا می‌خواهید تحصیلاتش را ادامه دهد؟ چه آینده‌ای برای او متصور هستید؟

با داشتن این اطلاعات، می‌توانیم با هم راهکارهایی پیدا کنیم که هم علاقه نوح به برنامه‌نویسی را تقویت کند و هم اهمیت تحصیلات را به او نشان دهد.

دغدغه اصلی من اینست که او به طور معمول مدرسه برود و فوق برنامه اش مرزش باشد

بسیار خوب، دغدغه شما کاملاً منطقی و قابل درک است. شما می‌خواهید نوح به طور منظم به مدرسه برود و برنامه‌نویسی را به عنوان یک فعالیت فوق برنامه دنبال کند. این یک تعادل سالم است که می‌تواند به رشد جامع او کمک کند.

برای رسیدن به این هدف، می‌توانیم از چند جهت به موضوع نگاه کنیم:

  1. اهمیت مدرسه را برای نوح توضیح دهید:

    • مهارت‌های پایه: به او بگویید که مدرسه فقط برای درس خواندن نیست، بلکه مهارت‌های پایه‌ای مثل خواندن، نوشتن، ریاضیات و تفکر انتقادی را یاد می‌دهد که برای هر کاری، از جمله برنامه‌نویسی، ضروری هستند.
    • مهارت‌های اجتماعی: مدرسه محیطی است که او یاد می‌گیرد چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند، کار تیمی انجام دهد و در اجتماع مشارکت کند. این مهارت‌ها برای آینده شغلی و زندگی شخصی او بسیار مهم هستند.
    • آینده: به او توضیح دهید که تحصیلات خوب می‌تواند درهای بیشتری را به روی او باز کند، حتی در زمینه برنامه‌نویسی. مثلاً اگر بخواهد به دانشگاه برود و در رشته کامپیوتر تحصیل کند، به پایه قوی نیاز دارد.
    • کشف علایق جدید: در مدرسه با درس‌ها و موضوعات مختلفی آشنا می‌شود که شاید در آینده به آنها علاقه‌مند شود و بتواند علایق جدیدی را کشف کند.
  2. برنامه‌نویسی را به عنوان یک پاداش یا فعالیت مکمل معرفی کنید:

    • با او توافق کنید که اگر وظایف مدرسه‌اش را به خوبی انجام دهد (مثلاً تکالیفش را انجام دهد و نمراتش خوب باشد)، می‌تواند در زمان آزادش به برنامه‌نویسی بپردازد.
    • می‌توانید برای او کلاس‌های برنامه‌نویسی آنلاین یا حضوری پیدا کنید که به صورت فوق برنامه باشند.
    • در مورد پروژه‌های برنامه‌نویسی که می‌تواند انجام دهد، با او صحبت کنید و هیجان او را برای این فعالیت حفظ کنید.
  3. به او اجازه دهید برنامه‌نویسی را در مدرسه ادغام کند (در صورت امکان):

    • اگر مدرسه نوح کلاس‌های کامپیوتر یا رباتیک دارد، او را تشویق کنید که در آنها شرکت کند.
    • می‌توانید با معلم‌هایش صحبت کنید و ببینید آیا راهی برای استفاده از مهارت‌های برنامه‌نویسی او در پروژه‌های مدرسه‌ای (مثلاً ساخت یک ارائه تعاملی یا یک بازی کوچک برای یک درس) وجود دارد یا خیر.
  4. یک برنامه زمان‌بندی مشترک ایجاد کنید:

    • با نوح بنشینید و یک برنامه هفتگی ایجاد کنید که هم زمان مدرسه و تکالیفش را در بر بگیرد و هم زمان مشخصی برای برنامه‌نویسی و سرگرمی‌های دیگرش داشته باشد. این کار به او حس کنترل می‌دهد و او را مسئولیت‌پذیرتر می‌کند.

مهم است که:

  • به او گوش دهید: بگذارید نوح هم دلایلش را بگوید. شاید نگرانی‌ها یا ایده‌هایی داشته باشد که شما از آنها بی‌خبرید.
  • صبور باشید: تغییر طرز فکر یک نوجوان زمان می‌برد.
  • مثبت باشید: به جای اینکه فقط روی “نه رفتن به مدرسه” تمرکز کنید، روی “اهمیت مدرسه و فرصت‌های برنامه‌نویسی” تمرکز کنید.

حالا، با توجه به این نکات، آیا می‌خواهید برای شروع، در مورد یافتن منابع یا کلاس‌های برنامه‌نویسی فوق برنامه برای نوح، یا حتی یافتن مقالاتی در مورد اهمیت تحصیلات برای نوجوانان، جستجو کنم؟