نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

هفت تا تکنیک برای بهبود ارتباط با فرد مقابل

ارتباط درمانی ،ارتباطی است که بین اعضای تیم درمانی و بیمار برقرار می‌شود و در نهایت نیز هدف آن بهبود وضعیت فیزیکی و روانی بیمار است.

 ارتباط درمانی نکات بسیار زیادی را شامل می‌گردد و تکنیک های ارتباط درمانی موارد زیادی را دربر میگیرد که در قسمت زیر فقط به تعدادی از آنها اشاره می‌نماییم.


۱)گوش دادن فعال

توانایی گوش دادن به بیماران در واقع یکی از اولین تکنیک های ارتباط درمانی است


۲)همدلی با بیمار

بین همدلی و همدردی کردن با بیمار تفاوت‌هایی وجود دارد که در بحث جدایی باید به آن پرداخته شود. 

همدلی با بیمار بسیار موثرتر از همدردی با بیماران است و در صورت همدلی‌کردن با بیماران قادر خواهیم بود انگیزه و انرژی مثبت را به تمام بیماران منتقل نماییم این درحالی است که با همدردی چنین امری میسر نخواهد گشت.


۳)امید دادن                                    

دادن امید و روحیه نیز می‌تواند نقش بسزایی در بهبود ارتباط با بیمار و به دنبال آن در بهبود شرایط روحی و جسمی او داشته باشد البته این امر در صورتی میسر است که از دادن امید واهی به بیماران خودداری نماییم. 

پس دادن روحیه نیز در لیست تکنیک های ارتباط درمانی ما قرار خواهد گرفت. گاهی اوقات دادن حتی یک خبر بد ،باعث خواهد شد که بیمار و خانواده او،خودشان را برای وفق دادن با این شرایط آماده نمایند و این درحالی است که در صورت کتمان نمودن آن،این قضیه به تاخیر خواهد افتاد.

 پس تلاش نماییم همواره امید و انگیزه حقیقی به بیمار دهیم.

درمان- دکتر متخصص- بیمارستان- دارو- منشی- خدمات پرستاری- پزشک



۴)حس شوخ‌طبعی

داشتن حس شو‌خ‌طبعی در شرایط و جایگاه مناسب خود، می‌تواند نتایج شگفت‌انگیزی داشته باشد. اما این که در چه شرایطی شوخ‌طبعی انجام شود و در ضمن به چه اندازه ای باشد،بحث جداگانه و مفصلی می طلبد. اما به صورت کلی،همواره تلاش کنیم تا یک پله از بیمار و خانواده وی با نشاط‌تر باشیم. این موضوع هم به همدلی با بیمار صدمه‌ای نخواهد رساند و هم باعث تعدیل اوضاع و شرایط خواهد گردید.


۵)لمس‌نمودن بیمار از بحث‌برانگیزترین تکنیک های ارتباط درمانی

در اکثر مقالات و منابع ،   توصیه شده است که حتما با بیماران تماس برقرار نمایید به عنوان مثال با آن‌ها دست دهیم و یا دست خود را روی شانه‌ آن‌ها قرار دهیم

 این درحالی است که این مطلب در کشور ما و با فرهنگ ما سازگاری چندانی ندارد. 

به عنوان مثال در صورتی که یک بیمار خانم به مطب یک پزشک آقا مراجعه نماید مطمئنا چنین برخوردهایی بیمار را معذب و ناراضی خواهد نمود. 

بنابراین نمی‌توان به صورت قطعی و صددرصد ، از این الگوها برای برقراری ارتباط با بیمارهای مان استفاده کنیم. البته در صورتی که با بیماران همجنس در ارتباط هستیم شاید،آنهم شاید  این الگوها قابل استفاده باشد البته پس از رعایت تمامی نکات ایمنی. و در صورتی که با بیمار غیر همجنس نیز در ارتباط هستیم باید به شرایط موجود توجه داشته باشیم.

به عنوان مثال یکی از اساتید بخش انکولوژی در زمان برخورد با بیمار خانمی که از بیماری لنفوم رنج می‌برد و به دنبال آن از روحیه خیلی پایینی برخوردار بود، در پایان صحبتش با بیمار ،  دست خودش را روی شانه بیمار گذاشت و گفت:

احتمال بهبودی صددرصد شما هم ،  وجود دارد پس روحیه تان را حفظ کنید.خب چنین گفت‌وگو و چنین روحیه‌ای مطمئنا در ادامه روند درمانی بیمار و همچنین در شرایط روحی بیمار تاثیر بسزایی خواهد گذاشت.ولی همین عمل برای بیماران دیگر می‌تواند بسیار ناراحت‌کننده باشد.پس در این جور مواقع باید به شرایط بیماری و عقاید خودتان و بیمار توجه داشته باشید.


 ۶)شفاف نمودن        (روشن سازی)                

برای شکل دهی به یک ارتباط کاربردی با بیمار ،نیازمند آن هستیم که شرایطی را فراهم نماییم تا بیمار به صورت کامل و دقیق از صحبت‌های ما آگاه شود. و لازمه‌ی این‌کار نیز این است که متناسب با سطح علمی بیمار موضوع را کامل ، شفاف نماییم. اگر احساس کردیم که بیمار هنوز متوجه نشده است دوباره توضیح دهیم. گاهی می اندیشیم با وجود بیماران زیاد و زمان کم ، چرا باید چنین کاری را انجام دهیم؟

کاملا درست است که صحبت با بیمار و توضیح به صورت کامل،  زمان ما را به میزان زیادی خواهد گرفت ،ولی اگر دقیق‌تر بررسی نماییم، متوجه خواهیم شد که عوارض ناشی از عدم تفهیم درست موضوعات به بیماران بسیار بیشتر از زمان لازم برای گفت‌وگو با آن‌هاست. 

به عنوان مثال اگر یک بیمار متوجه صحبت ها نشود امکان دارد چندین بار مراجعه نماید و سوال‌های متفاوتی بپرسد و در صورتی که اگر در ابتدا به آن پاسخ می‌دادیم، نتیجه کاملا متفاوت بود. پس تلاش کنیم موضوعات را به بیماران تفهیم نماییم.


۷)خلاصه کردن

در صورتی که در پایان صحبت ها  ،نکات مهم گفته شده در گفت‌وگو را برای بیمار خلاصه نماییم و یا اینکه از بیمار بخواهیم خلاصه صحبت‌ها را بگوید،عمل نمودن بیماران به دستورات ما و همچنین نتیجه‌بخش بودن روند درمان بیشتر خواهد بود. 

پس تلاش کنیم در پایان صحبت ،یک خلاصه‌ای از نکات مهم داشته باشیم. 

این هفت مورد ،از مهم‌ترین تکنیک های ارتباط درمانی بودند که به آن‌ها اشاره شد.


راه های ارتباطی تلفن و نامه را بهتر می شود مدیریت کرد

چشمم روشن شد

خدا را شکر، مسافران کوچولوی ما، به سلامت از سفر باز آمدند.

هنوز چشمم به جمال شان روشن نشده فقط تماس تصویری گرفته اند که رسیده اند.

خدایا عزیزان مون را ،  که روشنی چشم مان است ،حفظ کن.

خدایا !چقدر ما والدین  در سرنوشت نوه ها بی اختیار یم.

مادر بزرگ

سال ۷۱ دی ماه، مادر بزرگ فوت شد.کاش نرفته بودم سر کار.مادر بزرگ روزای پیری را تو خونه مادرم می گذرانید.من می دونستم برای مامان سخته از فرزند یکساله ام نیز مراقبت کند .مادر بزرگ اما مصر بود کار را رها نکنم .تصمیم سختی بود.عروس خانوم مامان ،به برادر بزرگم گوشزد می کرد، به مادرتان بیندیشید.به زانو در می آید.

دایی مادر در قحطی ،به خواهرش ،مادر بزرگم ،دست یاری داد

قحطی ۱۳۲۲–۱۳۲۰ ایران
کشورایران
مکانسراسر کشور
دورهجنگ جهانی دوم، پهلوی
مشاهداتگرسنگی شدید، تیفوس
پس ازقحطی ۱۲۹۸–۱۲۹۶ ایران

در طول اشغال ایران، بریتانیا و شوروی تلاش کردند تا نفوذشان را در مناطق مربوط به خود تقویت کنند. متفقین شبکه ریلی ایران را تحت کنترل درآورده و با نیمی از کامیون‌های دولتی و خصوصی ایران قرارداد بستند، درنتیجه ۷۵ درصد از ظرفیت توزیع موادغذایی کشور را در اواسط برداشت سال ۱۳۱۹ مصادره کردند. ظرفیت حمل و نقل باقی مانده به دلیل محدودیت واردات قطعات یدکی به سرعت غیرقابل استفاده شد.[۳] این امر تجارت داخلی و خدمات اجتماعی را مختل کرد و هزینه‌های زندگی را بیش از۷۰۰ درصد افزایش داد.[۴] پس از برداشت بد محصول در سال۱۳۲۰، قحطی، جنوب تحت اشغال بریتانیا را فرا‌گرفت.[۵] دولت انگلیس قول داد مقدار مورد نیاز غله را تأمین کند، اما نتوانست این کار را انجام دهد و وقتی دولت ایران برای کمک به ایالات متحده مراجعه کرد، وعده کمک حتی پس از چندماه مذاکرات هرگز محقق نشد.[۶] لوئیس دریفوس دیپلمات آمریکایی ابتدا به دولت ایالات متحده گزارش داد که وضعیت غذا وخیم است، اما او به زودی نسبت به کمبود گندم ابراز تردید کرد و توصیه کرد که آمریکا باید از ایستادگی انگلیس حمایت کند و از ایران بخواهد قبل از تکیه بر واردات متفقین به مردم خود کمک کند.

دولت بریتانیا دلیل این وضعیت را احتکار، توزیع ناکارآمد و سیستم حمل و نقل نامناسب می‌دانست، اما واشینگتن گمان می‌برد که بریتانیا عمداً در عرضه مواد غذایی برای پیشبرد اهداف سیاسی خود تعلل کرده‌است.[۷] در همین حال، شوروی انتقال مواد غذایی از شمال را ممنوع کرد، ادعا کرد که به منابع مردم و سربازانی که با آلمانی‌ها می‌جنگند نیاز دارند و سوءمدیریت بریتانیا را عامل قحطی می‌دانست زیرا شرایط مشابهی درمناطق تحت کنترل شوروی وجود نداشت. مردم ایران متفقین را به غارت کشور و سوق دادن ایران به سمت تورم و گرسنگی متهم کردند.[۸] در دسامبر۱۳۲۰ تظاهرات علیه کمبود مواد غذایی در تهران به امری روزمره تبدیل شد و در نهایت به شورش منجرشد.[۹]

حدود دو هفته بعد، نخست‌وزیر احمد قوام به پلیس دستور داد تا اعتراضات را به شکل مرگبار سرکوب کند که منجر به کشته و زخمی شدن تعدادی از طرفین شد.[۱۰] در ماه‌های پایانی سال۱۳۲۰ و سال ۱۳۲۱، خیابان‌های کرمانشاه مملو از مردم نیمه‌برهنه و گرسنه بود، هر روز ۱۵ مورد مرگ ناشی از گرسنگی و فقر رخ می‌داد. در فوریه ۱۳۲۱،تیفوس در شهر شیوع یافت و بیمارستان به دلیل عفونت گسترده در بین پزشکان و کارکنان تعطیل شد. گزارش اطلاعاتی بریتانیا در مورد وضعیت کرمانشاه در هفته ۱۳ تا ۲۰ مارس ۱۳۲۱ به شرح زیر است: «خیابان‌های شهر مملو از گداهای گرسنه و نیمه برهنه بوده‌است که حدود ۱۵ نفر از آنها هر روز بر اثر گرسنگی و تیفوس جان خود را از دست می‌دهند. موارد در میان مردم زیاد بوده‌است». تنها در سال ۱۳۲۱، شوروی ۲۵۰۰۰ تن غله را برای بهبود وضعیت آزاد کرد.[۱۱]

کمک روسی خیلی کم و خیلی دیر بود. سپهبد پاتریک جی هرلی، دوست و مشاور رئیس‌جمهور فرانکلین روزولت، که از گزارش قحطی در ایران نگران بود، در پاییز ۱۳۲۲ به ایران اعزام شد. پس از بازگشت، او در ۵ اکتبر ۱۳۲۱ با دستیار وزیر امور خارجه، آدولف ا. دیدار کرد. گفتگوی آنها در یادداشتی توسط برل ضبط شده‌است. ژنرال هرلی گرسنگی گسترده‌ای را در ایران مشاهده کرده بود. ژنرال هرلی گفت: «این یک هزل گویی نبود. او جنازه‌ها را در خیابان‌ها دیده بود و صدای گریه زنان و بچه‌ها را شنیده بود. برل در توضیح گفتگوی خود با ژنرال پاتریک هرلی نوشت: «متأسفانه گزارش‌های خود ما بیانیه پت را درمورد نتایج سیاست بریتانیا و روسیه در ایران تأیید می‌کند. در جنگ گذشته، ۲۵درصد از کل جمعیت آن کشور ناراضی بر اثر فعالیت آلمان‌ها از گرسنگی مردند. این بار، به نظر می‌رسد که اشغال متفقین ممکن است نتایج مشابهی داشته باشد.»[۱۲]

تأثیر مخرب جنگ جهانی دوم بر ایران توسط موزه یادبود هولوکاست ایالات متحده تصدیق شده‌است. در مدخل دایرةالمعارف هولوکاست دربارهٔ «ایران در جنگ جهانی دوم» چنین آمده‌است:[۱۳]

تأثیر جنگ جهانی دوم بر ایران ویرانگر بود. بی‌طرفی ایران نادیده گرفته شد و این کشور استقلال عملی خود را به نیروهای اشغالگر از دست داد. مقامات بریتانیا و شوروی بر استفاده از راه‌های اصلی و راه‌آهن ترانزیت ایران برای اهداف خود پافشاری داشتند و نیروی انسانی و تجهیزات ایرانی را برای تلاش‌های جنگی توقیف کردند. با وجود منابع کم برای کشاورزی، همراه با برداشت بد محصول در سال ۱۳۲۰ و هجوم عظیم پناهندگان اروپایی، قحطی گسترش یافت و بسیاری از مردم جان باختند

مادر بزرگم قحطی را لمس کرده بود

 از سال ۱۲۹۳ شمسی، جنگ جهانی اول شروع شد و ایران اعلام بی‌طرفی کرد، دوره احمدشاه قاجار بود و قاجاریه در دوره زوال خود بود و ایران مملکتی ضعیف و بی‌دفاع بود. اما بعد خیلی راحت و البته برخلاف قوانین بین‌المللی ایرانِ بی‌طرف در جنگ، توسط انگلیس از جنوب و روسیه تزاری از شمال اشغال شد. معلوم است این همه سرباز که خارجی‌ها آوردند نان برای خوردن می‌خواستند و این‌طوری بود که غله ایران را در شهرهای مختلف و به‌روش‌های مختلف مصادره کردند و خواربار و غله که غذای اصلی ایرانیان بود به‌شدت گران شد.

انگلیسی‌ها خودشان بعدا اعتراف کردند که می‌توانستند از سایر نقاط دنیا نیز برای سربازان‌شان غذا بیاورند اما: «اگر محصولات غذایی ایران را جمع‌آوری نمی‌کردیم باید خودمان می‌آوردیم که بخش بزرگی از ناوگان کشتی‌رانی را اشغال می‌کرد»!

بعد هم زورگویی خارجی‌ها برای چنگ‌اندازی بر غله ایران کار را به جایی رساند که از سال ۱۲۹۶ شمسی در ایران قحطی شد؛ «قحطی بزرگ» که ۲ سال طول کشید و با بیماری و گرسنگی و هزار مکافات همراه بود و از جمعیت ۲۰ میلیونی ایران حدود ۸ میلیون نفر کم کرد! برآورد می‌شود که بیش از ۳ میلیون نفر فقط به‌دلیل گرسنگی جان باخته باشند.