چه سفری!وبه شهر خود برگشتیم.خدایا مسافران به سلامت به وطن برگردند و زندگی از سر گیرند.
انگار رو ابرا بودم.پنحشنبه صبح های دو هفته گذشته ،پنحشنبه هایی متفاوت بود.
دعا کنید صورت پذیرد
ای زندگی!
هنوز تهرانم.
رفتم کمی پیاده روی تو خیابون های اطراف .محتاطانه،درباره سال ۶۶ فکر کردم که قبول شده بودم دانشگاه تربیت مدرس و بچه سه ساله ام را در بغل داشتم.خدایا سختی هامو پاس کرده ام و آسانی ها رخ نموده.
وجه تسمیه یا دلیل نام گذاری این سندرم استکهلم به آن خاطر است که در سال ۱۹۷۳ در شهر استکهلم سوئد رویداد عجیبی اتفاق افتاد. چند سارق وارد بانکی شدند و کارمندان آن بانک را به گروگان گرفتند. گروگان گیری به مدت شش روز به طول انجامید.
بین پلیس و سارقان مسلح تبادل آتش صورت گرفت و سارقان گروگان ها را سپر هجمه آتش پلیس قرار دادند تا پلیس به خاطر اینکه آسیبی به گروگان ها نرسد شلیک را متوقف نماید. در نهایت شلیک متوقف شد و در پایان بدون اینکه آسیبی به دو طرف برسد این غائله ختم شد. پس از اتمام گروگان گیری، اتفاقات عجیبی افتاد.گروگان هایی که شش روز در دست سارقان اسیر بودند بدون آن که از طرف آن ها تهدید شده باشند به طرفداری از آن ها پرداختند. آن ها نه تنها در دادگاه علیه گروگان گیر ها شهادت ندادند بلکه از رفتار های پلیس شکایت کردند. جالب تر آن که یکی از گروگان ها با سر دسته گروه سارقین روابط عاطفی پیدا کرد و بعد ها با وی نیز ازدواج نمود.
دیروز رفتم پیاده روی و سر راهم به مغازه داری(خانم)برخوردم که گفت همسرم بیمار روانی ناشی از جنگ است که می بریم بیمارستان صدر( در قیطریه) بستری اش می کنیم به مادرش علاقه فراوان داشته و از وقتی ایشان در اثر بیماری پارکینسون لال از دنیا رفتند همسرم دیگه از جا بلند نشد دو دختر( یکی ماما، یکی دانشجوی وکالت) دارم و یه پسر .
سه تاهم نوه دارم که یه دختر و یه پسر از عروسم و یه دختر از دختر م که مامایی فارغ التحصیل است و جمعه خواهرم که کمر درد دارد مهمانم میشه و من همیشه ترجیح میدم میزبان باشم تا مهمان و قرمه سبزی را اینجوری درست می کنم (شرح دادند میزان سبزی ها) و در خانه ای زندگی می کنم که دو تا خواهر شوهر و یه برادر شوهرم در یک طبقه سهیم اند اما سه تا پسر بعدی از جمله همسرم که آخرین بچه است(وخودم هم اخرین فرزند مادرم بوده ام ) ،در همسایگی هم زندگی می کنیم و رابطه ما جاری ها با همدیگر خوبست گرچه برادر ها کنتاکت پیدا می کنند و اگر بدانید چقدر خوب است داشتن فرزندان خوب و نوه داشتن و با جاری ها در رفت و آمد بودن و میزبان خواهر و برادر شدن روزهای تعطیل .