زندگی پر از فرصتهای ارزشمندی است که با استفاده از آنها امکان رشد و ترقی خواهیم داشت. منتها متأسفانه بسیاری از ما از اینکه قدمی رو به جلو برداریم واهمه داریم. وقتی نیازمان به خوراک، پوشاک، و مکانی برای استراحت برطرف شده است، چرا باید خود را به زحمت بیندازیم و برای پیشرفت تلاش کنیم؟ بیشتر مواقع، آنچه ما را از پیشرفت بازمیدارد و اجازه خروج از منطقه امن ذهنی را از ما سلب میکند طرز فکری شبیه به این است، و نه ناآگاهی یا نداشتن دانش و مهارت. خبر خوب آنکه اگر بخواهیم و اراده کنیم، میتوانیم این طرز فکر را تغییر دهیم. در ادامه، خواهیم گفت منطقه امن در روانشناسی چیست. در طول مسیر نیز از نکات و توصیههای مفیدی خواهیم گفت که خروج از آن را آسانتر خواهد کرد. همراه ما بمانید.
محمد رضا عاشوری
یکی از همکلاسی هایم (وقتی پنجم دبستان بودم) ، محبوبه گَرَگ یَراق بود.من فقط تماشایش میکردم.باهاش حرف نمی زدم و از حجب و حیای بیش از اندازه اش خوشم می آمد.نیمه ها ی سال دیگه مدرسه ما نیامد شاید پدرش انتقالی گرفته به شهر دیگری یا خانه شان جا به جا شده و مدرسه اش عوض شده،جای خالی اش تو نیمکت وسط کلاس برایم یاد آور غم بود.ولی هیچکس از من و شاید کنار دستی هاش سوآل نکرد شما چه حالی دارید و چگونهبا جای خالی اش ، کنار آمدید.اون سال یکی از درسهام را نمره بیست گرفتم(قرآن،روخوانی).
و دقیقا همین سال بریده روزنامه هایی را جمع می کردم که اخبار استان را منتشر کرده بود تا مثل گوینده رادیو به روش گویندگی، در سالن خالی از وسیله خونه(که صدا را انعکاس میداد)بلند ،بلند بخوانم.
جک کنفیلد (Jack Canfield) (متولد ۱۹ اوت ۱۹۴۴[۱][۲]) نویسنده آمریکایی است، سخنران انگیزشی،[۳] مربی شرکتی و کارآفرین.[۴] : 453 او یکی از نویسندگان مجموعه کتابهای سوپ مرغ برای روح است که بیش از ۲۵۰ عنوان و چاپ ۵۰۰ میلیون نسخه بیش از ۴۰ زبان دارد.[۳][۵] در سال ۲۰۰۵ کانفیلد با Janet Switzer برای کتاب اصول موفقیت: چگونه از آنجا به کجا میروید.[۴] همکاری کرد.
کانفیلد در ۱۹ اوت ۱۹۴۴ در فورت ورث، تگزاس متولد شد. وی سالهای نوجوانش را در ویلینگ، غرب ویرجینیا گذراند و از مؤسسه نظامی لنسلی در سال ۱۹۶۲ فارغالتحصیل شد.[۱] کانفیلد در سال ۱۹۶۶ در رشته تاریخ چین از دانشگاه هاروارد مدرک کارشناسی را دریافت کرد.[۱] او در سال ۱۹۷۳ از دانشگاه ماساچوست امهرست مدرک کارشناسی ارشد خود را اخذ کرد.[۱] کانفیلد دکتری افتخاری خود را در سال ۱۹۸۱ از دانشگاه سانتا مونیکا دریافت کرد.[۵]جوانی در موسسهای خیریهای مشغول به کار شد که متعلق به میلیاردر خود ساخته دبلیو کلمت استون بود. استون در آنجا به جک آموزشهایی داد که باعث شد در آینده او نیز به کارآفرین و میلیاردری خودساخته تبدیل شود
کمر همت را بستم بروم بازار تره بار محدود زندگی پسرم،خیابان استقلال.
چون دکتر اجازه بار برداشتن را نداده از آنچه لازم داشتیم دو یا سه تا(گوجه،خیار،هویج،گوجه،کدو قلمی،فلفل سبز دلمه ای،سیب و موز)،برداشتم.
حین پیاده روی در بازگشت به خانه،درهجوم افکار، پرت شدم به سال ۴۵(وقتی ۸ساله بودم) تابستان ، که داداش بزرگترم(پنج سال ) مغازه (بازی)بازکرده بود و ما می رفتیم خرید ازش و چه واقعی بود برایم این بازی.
بچگی های خوب با این برادر بزرگتر(مهندس راه،تخصص پل).
مهربونی و صفایی داره این برادر،خدا حفظش کند برایم.