نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

یاد کذشته ها

ای زندگی!

هنوز تهرانم.

رفتم کمی پیاده روی تو خیابون های اطراف .محتاطانه،درباره سال ۶۶ فکر کردم که قبول شده بودم  دانشگاه تربیت مدرس و بچه سه ساله ام را در بغل داشتم.خدایا سختی هامو پاس کرده ام و آسانی ها رخ نموده.

نظرات 5 + ارسال نظر
لیلی جمعه 3 آذر‌ماه سال 1402 ساعت 06:33

حالا با افتخار به راهی که پشت سرگذاشتین نگاه می‌کنین و به فرزندی که بزرگ کردین و اون خیابونها یادآور یه پیروزی شیرینند که از دل خستگیهاتون بیرون اومده و به بار نشسته

بله همین جوره.ممنون

گیل‌پیشی پنج‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1402 ساعت 21:28

یاد ایام بخیر

روزگار بر شما نیز به خیر باشد

بلوط پنج‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1402 ساعت 13:37 http://Qazalkhan.blogsky.com

هم دانشگاهی هستیم رضوان جان به فاصله ی حدود ۲۰ و خورده ای سال

چه جالب بلوط جان

سمیرا پنج‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1402 ساعت 13:10

امیدوارم خستگیتون در بره و قوت، انرژی و شادیتون روزافزون باشه ان شاءالله

آره حظ میکنه آدم که خستگی های جوانی در رود.

قره بالا پنج‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1402 ساعت 10:30 http://Www.eccedentesiast33.blogsky.Com

زندگی زود میگذره!!!

آری شود(گذرد) ولی به خون جگر شود(گذرد).

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد