نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

موفقیت شما نیز آرزوی منست

به سلامتی    ،       گیتا وحید دانشجوی سالهای قبل ام در رشته اتاق عمل   ،   موفق شد مدرک داروسازی خود را از دانشگاه شیراز دریافت کند و لقب خانم دکتر وحید را یدک بکشد . امیدوارم به زودی ازدواج هم بکند ،   گرچه خبر ندارم آرزوی ازدواج کردن دارد یا نه.

سنگ تمام 

میگه عزیز دلم بود بوسه بارانش می کردم از دل و جان می پرستیدمش براش سنگ تمام گذاشتم ولی نا سپاسی کرد و دردناک ترین زخم ها را به من زد

روز ۶ اسفند مراسم جشن عقد پسرم در رروز برفی تهران برگزارذ شد.

بعد دو روز عازم اصفهان شدیم 

هارد تایم دادن به کسی یعنی چه؟۰

https://amoozz.ir/article/185


دختر دایی عزیزم ،   اینو  ، تو واتس آپ   ،   برام  گذاشته بود.

دیدم من گاهی به بچه کلاس اولی   ام  گفته ام زود باش تند باش مشقاتو بنویس می خواهیم بریم مهمونی .وبچه را ناراحت کرده ام .همین جا از هر دو پسرم عذر خواهی می کنم.

شما هم مواردی را ذکر کنید .

دزدی در روز روشن؟بعید بود

دیروز رفتم اتوشویی و کت و دامنم را گرفتم آوردم خونه و مشغول پختن ناهار شدم که دیدم از تو کوچه صدای بحث و کلنجار میاد .(آشپزخونه به طرف کوچه پنجره سراسری در طول خود دارد) نگاه کردم به پایین(از طبقه چهارم) که دیدم پسری جوان را هُل میدهد کسی(یکنفر دیگه).خب نمی تونستم آشپزی را نیمه کاره رها کنم و برم ببینم چی شده که همسرجان که رفته بود بانک ،از در واحد آپارتمانی پسر جان وارد شدند و سوآل فرمودند زنگ در خانه ما را نزده اند و بگن نمکی هستم؟گفتم نه والله، چطور مگه؟گفتند تو کوچه پسری جوان را گیر کشیده اند و میگن به چه حق زنگ در خانه ها را به صدا در میاری و خودتو نمکی معرفی می کنی ؟شاید داری چک می کنی کدام خانه جواب نمیده بروی دزدی.گفتم پس بگو تو کوچه، چه خبر است برو کمک نمکی از دست همسایه ها رهایی اش ده من دستم بند آشپزی است نمی تونم بیام پسر جان که در خانه بود گفت مامان شما آشپزخونه باش من میرم ببینم به قیافه اش میاد دزد باشه یانه.

نهایتا بعد از پخت غذا منم رفتم تو کوچه دیدم ساکنین مجتمع مسکونی ما متعرض جوان شده اند و میگن از خجالتش در آمدیم.دزد نگرفته پادشاه است اونا حق نداشتند به زعم خود کسی را هُل بدهند و توجیه بتراشند .

خلاصه سوژه ای شد که بنویسم شاید شما نظرات متفاوتی داشته باشید.

خودش گفته بوده من دانشجویی فقیرم و در پی کسب در آمدی هر چند ناچیز.وحتی خودم همین محله ساکنم.که ازش کارت دانشجویی خواسته بودند و آدرس خونه اش و چون امتناع کرده هُل اش داده اند.بحث بالا گرفته بود و عده ای از کسبه محله(بنگاه معاملاتی و نمایشگاه ماشین)مداهله کرده بودند و از او حمایت کرده بودند .

همسایه طبقه پایینی (اول)میگه من میدونم یکی از همین روزا یه دزد به خانه من می زنه چون دیوارهای هانه حفاظ نداره و ورودی اپارتمان ما هم در آهنین  حفاظت کننده نداره.

به نظرم باید با او برخوردی شود که ترسش بریزد« و گِز نکرده نَبُرَد»