نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

گرما زدگی

گرما زدگی دردسر ساز شد.قرار گرفتن همسر در فضای باز گرم  او را دچار کمبود آب کرد.نوشیدن آب بی نهایت سرد او را که تشنه بود دچار اسپاسم شکم کرد.تهوع پیدا کرد.دعا کنید از بستری بودن رهایی یابد.(از ساعت ده شب در بیمارستان بستری است).

حین پیاده روی در پارک روباه دیدم

روباه‌هایی که در مناطق کویری و بیابانی زندگی می‌کنند معمولاً قهوه ای یا خاکی رنگ هستند و این روباه‌ها جهت سرد نگه داشتن بدن خود در گرمای کویر دارای گوش‌های بزرگ و پوشش یا خز کوتاه تری هستند. در مقابل، روباه‌هایی که در مناطق قطبی زندگی می‌کنند جهت استتار بهتر در آن محیط عموماً سفیدرنگ هستند.

خبرای خوش

امروز چندین تا خبر خوب مرا از ناشادی رهایی داد.خدایا شکر

خبر موفقیت و خبر بهبودی و خبر رضایت

رسیدن به آرزو

سال 89 بود و اولین جلسه تدریسم (روانشناسی عمومی برای دانشجویان اتاق عمل)ساعت 2 تا 4 عصر شنبه.

دخترک با چشم گریان تو کلاسم نشسته بود و دل به درس نمی داد.به کناری کشیدم او را و سوآل کردم چی شده؟گفت این رشته (اتاق عمل) را دوست ندارم.استحقاقم قبولی در رشته داروسازی بوده.

خرداد ماه سال 92 با معدل خوب فارغ التحصیل این رشته(اتاق عمل) شدویکی از پسرای کلاس بهش گفت مشتاقم همسرم باشی ولی قبول نکرد.

بهمن ماه سال 1402 در اینستا گرام عکس روز فار غ التحصیلی اش از رشته       داروسازی دانشگاه شیراز را گذاشته و نوشته حالا من یک دکتر دارو ساز هستم اینم کارتم وشماره نظام پزشکی ام.

هوای گرم این روزها

بی آبی (نرسیدن آب به کولر)همسایه مون را عصبی کرده،از بی آبی بی کولری خسته است.داره فریاد میزنه <سوختم>