چه خوش می گذشت چه خوب بود اگر احساس عدم امنیت نداشتند آدما.
به عبارت دیگراحساس امنیت یک نیاز روان انسان است که در صورتی فرد سلامت روان دارد که احساس امنیت داشته باشد.
حالا فرض کنید آدما هم مثل آهوان غذای شیر و ببر و پلنگ بودند آیا با خیال راحت به خرامیدن زیبا در جنگل مشغول بودند؟
دنیای (فضای) مجازی,پر است از آدمایی با هر نوع ...
چه کسی اعتماد دارد به این فضا؟
درست است برای خدمت روان پزشکی به مردم ایحاد اعتماد کنیم.
https://hirbodclinic.com/causes-of-misconduct-by-others-and-coping-methods/
ساعت ۱۱:۳۴ شده،تازه رسیده ام خونه.
امروز ساعت ۵:۵۸ صبح ،دم ایستگاه اتوبوس بودم تا برم آزمایش خون.
امروز عصر هم نوبت دکتر فوق تخصص خون ،دارم.ببینم دارو چی می نویسه.
مسلما ناشتا بودم و گرسنه .ولی گفتم برم کنار رودخونه یه مقدار قدم بزنم.(۹۲۱۶ گام برداشتم).(موبایلم گام شمار داره)برا خودم آواز هم خوندم.
دو نفر خانم با سگ کوچولویی قدم زنان ، گرم گفتگو می رفتند،آقای جوانی به آنها گوشزد کرد سگ را مراقب باشید،گویا افسارش کشیده می شد(همه جا انجمن حمایت از حیوانات حی و حاضر باشه، خوبه)خانم تشکر کردند و فرمودند :«حواسم هست،با این وجود ممنونم که ازسگم با مهربانی طرفداری می کنید.».
تا ساعت ۱۰:۴۹ دقیقه قدم زدن خسته ام نکرد.
همون آقا گفتند که ایستگاه رادیویی دارند با خوشرویی از رهگذران اجازه می خواستند برایشان عکاسی کنند.بگذریم که خانمی افسرده می گفتند اصلا دل و دماغ ندارم و آن دیگری اعتماد کردن را عاقلانه نمی دانستند.
مسافران چینی (توریستها) ـ هتل کوثر با فیگورهای جالبی در حاشیه رودخانه عکس می گرفتند تا هم فال باشه هم تماشا.چون در زمینه عکس ها، پل تاریخی الله وردیخان(۳۳ پل)بر زیبایی عکس هاشون می افزود.
https://www.aparat.com/v/75qBJ
آقایی برام تعریف کردند حین تماشای تلوزیون در حال دراز کش روی مبل سه نفره(کاناپه) به خواب شیرین فرو رفته اند ولی همسرشان بیدارشان فرموده اند تا بالش زیر سرشان بگذارند ،همین باعث شده کینه همسر را به دل بگیرند .ادعای حضرت آقا این بود که همسرم وسواس دارد و از قرار گرفتن سرم رو دسته مبل ناراحت شده اند و بهانه آورده اند که مبل جای خواب نیست و هرگاه تلوزیون دیدن تمام می شود باید تلوزیون خاموش شود و هال ترک گردد.