آن پریشانیِ شبهایِ دراز و غمِ دل
همه در سایهٔ گیسویِ نگار آخر شد
- شب سمور گذشت و لب تنور گذشت
- دنیا همیشه یه جور نمیمونه
دختر کوچولوی دهه هشتادی شون (ته تغاری)عروس شد.
دیشب به صرف شربت و شیرینی دخترشان را به عقد جوان همسایه (دوست قدیم)در آوردند.
همسایه مون همسر دکتر طاهری با دو فرزند هجده و هشت ساله از همسایگی مون رفتند.رو در خونه یه برگه چسبونده که روش با هط خوش نوشته :«اگر بار گران بودیم ,رفتیم.)
افتادم به گریه.چون بهتر از این زن و دو بچه اش همسایه نداشته ام.همسرش در جنوب پزشک بود و هر چند وقت یکبار یک هفته می آمد اینجا.در واقع با دو فرزندش و خانواده مهربان خواهرش بود و من از او جز ادب ،مهربانی ،صفا و صمیمیت چیزی ندیدم.خدا به همراهش.
می دیدم رفت و اومد به خونه اش این روزا بیشتر شده ولی باورم نمی شد یه روز بیام و ببینم« جا تره و بچه نیست.».
دخترک تازه ازدواج کرده خوشحاله، چون پسرک ِ عاشق به هر دری می زنه تا خوشحالش کنه.دخترک یا خودش میگه:« نکنه بد عادتم کنه.یعنی تا کی عاشق میمونه؟اگر عادت کردم و عشقش ته کشید چطوری زندگی از سر گیرم ؟».
به سرش می زنه پسرک را آگاه کنه دزد ناشی به کاهدون می زنه.
اشتباه می کنه.
باید آویزه گوشش کنه ،«حالی خوش باش عمر بر باد مکن»خیام را
توی کلیپش میگه:« دیوانه شدم از بس گفتم هر بچه گربه تنهایی ،بی مادر نیست.مادرش رفته خوردنی پیدا کنه بر می گرده ،می بینه بچش نیست.حالا اینا به کنار.ازمن هشصد در صد تخفیف برای معاینه اش می خواهید .اونم به کنار چون هنوز دفع نمی داند و گرما لازم دارد و شیر مخصوص خودش را ،میمیرد لطف کنید به اینا لطف نکنید.
حالا من ملا لغتی اومدم براش نوشتم بگو
:«زبونم مو در آورد از بس گفتم هر....ولی کو گوش شنوا؟آخرش هم بگو :«مادر گربه میاد می بینه جا تره و بچش نیست».
البته که فرقی نمی کنه ایشان چگونه بگوید.
محترمین ،عزیزان!هر بچه گربه تنها بی مادر نیست از جا برش ندارید مادرش برگرده ببینه بچه اش نیست افسرده میشه.
آبریزش از بینی ،سرماخوردگی و بدن درد هدیه روز بیست خرداد به من .
دیروز خبر دار شدم پسر بزرگم همانند مادرش داره چنین کسالتی را تجربه می کند.
اما چگونه؟ویروس از کدام در وارد شده؟نکنه پریروز که رفته بودم آزمایش خون در کلینیک شبانه روزی محله؟هان؟