-
ماه تولد من در ایران بهمن وروز بیست و نهم مصادف بوده با
سهشنبه 28 بهمنماه سال 1404 08:13
عصر ایران ؛ محمدرضا احمدی ــ بیش از شش دهه از یکی از مرموزترین حوادث قرن بیستم میگذرد، اما گذرگاه دیاتلوف همچنان جهانیان را در بهت و حیرت فرو برده است در زمستان ۱۹۵۹، نه(9) کوهنورد جوان در رشتهکوههای اورال روسیه ناپدید شدند و اجسادشان در شرایطی عجیب کشف شد؛ شرایطی که تا امروز هنوز هم هیچ توضیح قطعی برای آن یافت...
-
همین فردا روزی تولدمه
سهشنبه 28 بهمنماه سال 1404 05:52
اینم کادو به خودم شش تیپ شخصیت زن سمی شناخت رفتارهای ناسالم در روابط، فارغ از جنسیت، به ما کمک میکند مرزهای سالمی تعریف کنیم و از سلامت روان خود محافظت کنیم. در ادامه با شش تیپ رایج از زنان با الگوهای رفتاری مخرب آشنا میشویم؛ تیپهایی که ممکن است در یک نفر تلفیق شوند و تشخیص بهموقع آنها گامی مؤثر در پیشگیری از...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 27 بهمنماه سال 1404 07:05
یکی از کامنت هایی که دیروز برایم ثبت شده مربوط به خانم پگاه است. ایشان پیشنهاد(یا درخواست)کردند که یه آداب نامه برای عروس های خانواده ها بنویسید که ما عروس ها بدانیم از زاویه دید یه مادر شوهر چه نکاتی در رفتار عروس ها آزار دهنده است؟حالا نه هر مادر شوهر(اونکه تحصیل کرده هم هست). باید اول تشکر کنم از پگاه که هم می داند...
-
یبوست را چه کند
دوشنبه 27 بهمنماه سال 1404 06:43
هوش! خانمی از من کمک خواسته .گفته:« یبوست شدید ناشی از اضطراب داره که با هیچ دارو و غذا بهبود نیافته».نمیدانم چه پیشنهادی بهش بدهم. پاسخ هوش: در چنین وضعیتی درمان فقط جسمی نیست، چون یبوست ناشی از اضطراب معمولاً حاصل **درگیر شدن محور مغز–روده (gut–brain axis)** است. داروهای معمول و رژیم غذایی اگر اضطراب کنترل نشود، اثر...
-
اسمش شانس نیست اگر در خونه شما را زد
یکشنبه 26 بهمنماه سال 1404 13:42
یه روز یه آقایی که نظرش را جویا می شدند برای جا به جایی مهره ها در دانشکده مون ، وارد اتاق ما دو نفر (من و همکار کم سابقه تر)شد و خبر داد :«از من نظر خواهی کرده اند پیشنهادت برای معاونت دانشجویی دانشکده کیست؟ گفته ام فرصت بدین فکر کنم ؛حالا که فکرام را کرده ام ؛گفته ام نظر خودت را هم بخواهم؛ پیشنهاد کنم تو باشی»؟گفتم:...
-
اطمینان بخشی
یکشنبه 26 بهمنماه سال 1404 11:37
خانم هفتاد ساله منو تو خیابون دید گفت خانم از شدت اضطراب و استرس ،(با عرض معذرت) ،انسداد روده بزرگ پیدا کرده ام .ممکنه به من کیسه وصل شود؟ گفتم به هیچ وجه. گفتم مطمئن باشم؟ گفتم بله
-
آخرین شنبه ماه بهمن
شنبه 25 بهمنماه سال 1404 11:39
تازه از مطب دکتر کیوان جناب فوق تخصص شبکیه رسیده ام خونه.(ساعت یازده و نیم)جالب بود مطب دکتر خلوت بود خانمی گفت به خاطر اینه که یه عقیده خرافی وجود دارد اگر شنبه ها به دکتر بروی تا آخر هفته روزی یه بار دکتر رفتن نصیبت میشه.تازه با وجود خلوت بودن مطب من از ساعت هفت و بیست دقیقه صبح تا یازده و بیست دقیقه همان صبح تو...
-
مادر یک دقیقه ای
جمعه 24 بهمنماه سال 1404 15:47
اسپنسر جانسون ، در ادامهی مجموعهی یک دقیقهای خود، این بار در کتاب مادر یک دقیقهای سه روشی را با ما در میان میگذارد که از طریق آنها میتوانیم رفتار فرزندان خود را بهبود ببخشیم و به آنها احساس بهتری در مورد خودشان بدهیم. دربارهی کتاب مادر یک دقیقهای: همهی ما بهخوبی میدانیم برای اینکه مادر نمونهای برای...
-
خبر مهم
جمعه 24 بهمنماه سال 1404 11:50
انسداد آزادراه قزوین-رشت به علت ریزش کوه رئیس مرکز اطلاعات و کنترل ترافیک پلیس راهور فراجا از انسداد آزادراه قزوین–رشت در محدوده منجیل تا رودبار خبر داد. سرهنگ ناصر قلینیا رئیس مرکز اطلاعات وکنترل ترافیک پلیس راهور فراجا اظهار کرد: ساعت ۰۶:۵۰ صبح روز جمعه ۲۴ بهمن، آزادراه قزوین–رشت در استان گیلان به دلیل ریزش کوه و...
-
بیاد مادرم و در سوگ خواهر بزرگترم
پنجشنبه 23 بهمنماه سال 1404 09:50
چگونه ممکن است زن 35 ساله دارای دو فرزند پسر در سوگ خواهر دو سال بزرگتر خود که با چهار فرزندش فوت شده دوام بیاورد؟ پا سخ یه ماشین مصنوعی ه و ش: پرسش شما بسیار انسانی و دردناک است، و نشاندهندهی اضطراب عمیقی است که چنین سوگی میتواند ایجاد کند. فقدان خواهر، آن هم همراه با چهار کودک، شوکی بزرگ است و برای زنی که خود...
-
در سوگ مادری بگریم که ...نود سال پیش در چنین روز مادرم پا به جهان گذاشته بود)
پنجشنبه 23 بهمنماه سال 1404 08:29
خواهرم (روحش شاد)می گفت:« همچون تیشه نباش ؛همش به سوی خود بتراش .همچون رنده نباش؛ سوی دیگر بتراش.همچون اره باش؛هم سوی خود ،هم سوی دیگر بتراش». خواهری که در سن 37 سالگی جهان خاکی را ترک کرد ؛ به اتفاق چهار فرزندش(یک پسر بیست و یکساله« جوان »)و سه دختر(19 ساله و هفده ساله و دو ساله«زیبا و رعنا و جوان ») ومادرم( که 7 داغ...
-
خشت اول
پنجشنبه 23 بهمنماه سال 1404 06:06
نباید به رسم بد آیین نهاد که گویند لعنت برآن کین(که این ) نهاد آیا این جهان کوه است و فعل ما صدا؟
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 22 بهمنماه سال 1404 04:18
خ و د ت را، خ و د ت را /ن ک ش.حیف هستی. خودت را دوست بدار. میدونی زمانی میتونی خودت را دوست بداری که از نظر دیگران به خصوص مادر و پدرت دوست داشته شده باشی؟ یادمه وقتی کودک بودم مادر از دستم به عذاب بود. بد غذا بودم و هر آن ممکن بود از دست بروم. پدر به مادر خرده می گرفت چرا اهمیت نمیدی این... و مادر خشمگین بود چرا عادی...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 20 بهمنماه سال 1404 12:30
سلام شما موضوع نوشتن از کجا میارین؟ وقتی انسان خشم متوسط داشته باشد می تواند بنویسد.و حتی برای آنکه خواننده اش را مجاب کند به آب و آتش بزند. من گاهی با بی ادبی خاصی تو درمانگاه شروع می کنم به پرسیدن سوآل از کسی که کنارم نشسته است.بعضی وقتها نتیجه هم می گیرم.مثلا یه بار یه خانمی کنارم نشسته بود .ازش سوآل کردم شما از...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 20 بهمنماه سال 1404 11:19
یه دوست من که دوستش هم دارم ؛یه وبلاگ داره ؛تو وبلاگش نوشته:« موفقیت دیگران ،حرص منو در میاره»(نقل به مضمون) .کامنت هایی که دریافت کرده؛ یکی نوشته سیاه دل هستی . دیگری نوشته :« من نیز همانند تو ؛ولی نمیگم به عموم ؛ چون درک نمیشم» . سومی نوشته :« خودتو اصلاح کن(نصیحت)» چهارمی نوشته:«خوبه من مث تو نیستم». پنجمین کامنت...
-
خ و د - را - ن ک ش ی د؛ لطفا/خواهشا/عزیز مایید
دوشنبه 20 بهمنماه سال 1404 10:24
خیلی دیر فهمیدم عزیز نازنینی افکار خ و د ک ش ی که در سرش بوده به طریقی عملی ساخته(اقدام داشته)ولی خدا را شکر این دفعه را جان سالم به در برده. و هنوز و هنوز زنده است. خود تخریبی در اشکال مختلف خودش به منظور پایان دادن به رنج را در بخش روان پزشکی بارها شاهد بوده ام. کلاس سوم دبستان بودم که دختر رعنای دایی جان تهرانی ام...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 20 بهمنماه سال 1404 08:38
تا حالا سوار دو چرخه شده اید؟موتور،چه؟لزومی می بینید .
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 19 بهمنماه سال 1404 22:32
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 19 بهمنماه سال 1404 05:25
سومین شنبه از ماه بهمن را در حالی به شب رساندم که به خاطر ابرای آسمون دلم گرفته بود و تا ساعت یازده و نیم صبح از رختخواب گرم خود بیرون نرفتم(جز زمان خوردن صبحانه که خودم از سحر ساعت پنج آماده کرده بودم ). همسر اعتراض فرمودند که :«ناهار نداشتن یعنی غذای سالم نخوردن(چون از بیرون سفارش داد)» من نیز غرغر کردم که پسر جان...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 19 بهمنماه سال 1404 05:23
سومین شنبه از ماه بهمن را در حالی به شب رساندم که به خاطر ابرای آسمون دلم گرفته بود و تا ساعت یازده و نیم از رختخواب گرم خود بیرون نرفتم(جز زمان خوردن صبحانه که خودم از سحر ساعت پنج آماده کرده بودم).همسر اعتراض کرد که ناهار نداشتن یعنی غذای سالم نخوردن(چون از بیرون سفارش داد)من نیز غرغر کردم که پسر جان شما با دو...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 18 بهمنماه سال 1404 05:30
مدت پنج سال و پنج ماه هست که از کار در بخش روان پزشکی دور هستم و با وجودیکه دیدن صحنه هایی که بیمار نحیف و رنجور است تمام شده گاهی به خاطرم می آید چه استیصالی داشتم. یکی از صحنه هایی که باعث سکوت عجیب من شده بود آزار جسمی دختری بود که توسط چند تبهکار دزدیده شده بودو از زندان به بخش آورده شده بود. هنوز وقتی بیادم می...
-
فقط می شود خاموش ماند
شنبه 18 بهمنماه سال 1404 05:29
وقتی وارد بخش روانپزشکی شدم؛ چشمم به دختری نحیف افتاد که رمق نداشت .گفتند این دختر از گردشگاهی در شهر (تنها بوده)ربوده شده و به جسمش توسط چند مرد تجاوز شده.آن روز وقتی به خانه بازگشتم به طور عجیبی سکوت کرده بودم.همسرم سوآل کرد چیزی شده؟جواب ندادم.ساکت ماندم.باز سوآل کرد نمی خوای چیزی بگی؟باز سکوت کرده بودم .حرفی برای...
-
از خاطرات تحصیل در دوره لیسانس
جمعه 17 بهمنماه سال 1404 05:08
تازه عروس بودم که کارآموزی دوره لیسانس در بخش روان پزشکی شروع شد و رفتم بخش. واقعا برام سخت بود ببینم زنی بیمار بستری در بخش به ظاهر خود بی توجه است و بهداشت را رعایت نمی کند. وقتی به خانه آمدم ؛ گریه کردم. دلم برای بیماران روان سوخت. به خود می گفتم او هم انسانی چون توست. چرا بر سر تو گل بریزند و به او اعتنا نشود؟...
-
گفتند از خاطرات بخش روان بگو
پنجشنبه 16 بهمنماه سال 1404 09:28
اااااااا یه روز تو بخش روان پزشکی رفتم ایستادم کنار تخت یه خانم بیمار که داشت کتاب میخواند و تماس چشمی با کسی برقرار نمی کرد. به ما گفته شده بود درین مواقع از تکنیک «بیان مشاهدات»تکنیک تسهیل کننده ارتباط است؛ استفاده کنید.با خوش بینی تمام یه سوآل ازش پرسیدم. «می بینم داری کتاب میخونی؛بله؟» خب چون دوست نداشت کسی به...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 16 بهمنماه سال 1404 05:36
تا ساعت 3 و نیم روز پنج شنبه 16 بهمن خواب ماندم. دیروز پسر نازنینم از تهران به تلفن باباش زنگ زد و گفت مایلم نوه(53 روزه) تون را نشان تان دهم؛ببینین تغییراتی داره یا نه. وقتی نوه را دیدم که به مادرش نگاه می کنه؛حظ کردم.باهاش حرف زدم ببینم بیاد میاره 15 روز از اولین روزای تولدش صدامو شنیده یانه.قربان -صدقه رفتن هامو...
-
میلاد آقا امام زمان(ع)
چهارشنبه 15 بهمنماه سال 1404 23:13
تو خونه ای پرورش یافتم که هیچ سال به یاد من نیاوردند چنین روز تولد آقا امام زمان(ع) است.فقط می دیدم خیابان آذین بندیست.سال 1351 بود.سر چهار راه مغازه دارها آذین بسته بودند.سوآل کردم چه مناسبت است؟پس چرا خانواده من خبر این جشن را به من نداده؟از اون سال به بعد هر سال غافلگیر شدم.ولی سال 1362 چنین روز را برای آغاز زندگی...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 15 بهمنماه سال 1404 12:52
میدونی که مردم ما غمگین اند.وقتی میخوام دلداری شان دهم به من پرخاش می کنند، گناه من چیست؟که نگران شون هستم؟
-
معرفی کتاب
دوشنبه 13 بهمنماه سال 1404 13:21
داستان ایوب اثر روث...
-
قابل باوره؟
دوشنبه 13 بهمنماه سال 1404 09:12
واحد های ساختمانی مجتمع مسکونی ما متعهد شده اند هیچ کفش بیرون در منزل شان دیده نشود(مشاعات «راه پله»مرتب باشد). برای خانه همسایه مان مهمان آمده،کفش های گران قیمت ونو بیرون در دیده می شود.دوربین مدار بسته مجتمع زنی نا آشنا را نشان داده که هم آمدنش وهم رفتنش در دوربین درحیاط مجتمع ثبت شده. صدای خانم ...بلند شده اینجا...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 13 بهمنماه سال 1404 07:07
روز دو شنبه است و امروز من و نوه ساعت 5 دم در مهد دو زبانه ملاقات داریم.از حالا تا 5 عصر دل تو دلم نیست بیاد ببینمش.فکر نکنید مدتهاست ندیدمش ها.همین دیروز من و او با هم وقت گذراندیم ولی وقتی مادرش به خانه بازگشت مرا رها کرد رفت چسبید به او و غرق بوسه اش کرد انگار هزار ساله ندیده است او را.من دست از پا درازتر سر اذان...