-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 11 تیرماه سال 1405 04:40
ساعت 3.22 بیدار شدم.داشتم خواب می دیدم.خوابی قشنگ.یه سفره نون دستم بود.زنی پیر گفت به من هم نانی بده .مکان قشنگی نشسته بودم.به آن زن یک نان دادم.بعد خودم را در خیابان دیدم .منتظر اتوبوس در خیل منتظران.قدم می زدم از جنوب به شمال و بر عکس.خوابی بود جالب.انگار دوران دبیرستانم بودم هنوز.دیروز خیلی نگران برادر...
-
اعتماد کردن تو داستان های کودکی هاتون توصیه می شد یا نمی شد؟
چهارشنبه 10 تیرماه سال 1405 14:29
مکرر می گویم صرف علاقه داشتن به امنیت ، باعث امنیت نمی شود.خوش خیال بودن برای احساس خوب امنیت داشتن،فقط یک آرزوست.
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 9 تیرماه سال 1405 22:54
فردا بیست و ششمین سال حضورم در اینترنت را جشن می گیرم. سایت گویا ایران بحث را معرفی کرد. و من اونجا در بحث ها شرکت کردم.
-
صراحت؟
سهشنبه 9 تیرماه سال 1405 21:00
من گفتم : «میگه :من صراحت دارم همین و ...» گپ جون جی پی تی برام نوشت :«به نظر میرسد جملهای که نقل کردید ناقص است یا بخشی از یک گفتگوی طولانیتر یا یک متن ادبی/روانشناختی است. عبارت **«من صراحت دارم...»** معمولاً زمانی به کار میرود که شخصی بخواهد تأکید کند که بدون تعارف، مستقیم و بدون پنهانکاری صحبت میکند. اگر...
-
پست امروز سه شنبه
سهشنبه 9 تیرماه سال 1405 04:00
ساعت دو و پنجاه و چهار دقیقه(یعنی نیمه شب)چه وقت بیدار شدنه؟ پی نوشت:از ساعت 2:54 تا الان 8:15 دو تا چشم من شاهد حوادث جالبی بود.
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 9 تیرماه سال 1405 03:57
چه دوشنبه ای بر من گذر کرد.
-
کتمان راز
دوشنبه 8 تیرماه سال 1405 12:36
میگن: « نذار کسی بدونه چه حالی داری.دوستت باشه غمگین میشه ؛دشمنت باشه ؛شاد میشه» دکتر فوق تخصص خون هست که داره به من میگه «نمیذاری کسی متوجه شود ازش رنجیدی». واین در حالیست که من مرتب دارم به عالم وآدم میگم از کی عصبانی ام و از چی عصبانیم. دیشب تو یه کلیپ دیدم که می گفت:نذار آدم بی ارزش متوجه شود آرزویت چیست»واز زخم...
-
دلنگران ها
دوشنبه 8 تیرماه سال 1405 04:39
دیروز یه خانم برام گفت :«بچه ام بیقرار و بی تاب بود ؛بردم دکتر(روان پزشک کودک)و حق ویزیت 900 هزار توامانی و قیمت دارو های هشتصد هزار تومانی آتشم زدL. شاید نگاه کردن به صفحه موبایل بچه های این روز ها را بیش از حد فعال کرده باشد. یک مطالعه تازه نشان میدهد استرس حاد میتواند ساختار خون را تغییر دهد و آن را مستعد لخته...
-
فرد خود شیفته کیست؟و چگونه می شود زندگی در کنار او را تاب آورد؟
جمعه 5 تیرماه سال 1405 12:13
متاسفم که اینترنت قطع میشه تا کلیپ های آموزشی که فرد خود شیفته را در اینستاگرام معرفی می کند دیده نشود. متاسفم که همه به اینترنت وصل نمیشن واین کلیپ ها به سمع و نظرشان نمی رسد. متاسفم که در کنار خود شیفته ها عمر گرانمایه بعضی عزیزانم هدر می رود.به قول اون تصنیف : حیف ،حیف که عمرم به پای تو هدر شد ؛حیف از جوونیم که با...
-
بهتره از سر بگیرم زندگی را
جمعه 5 تیرماه سال 1405 11:15
رفتم پیاده روی از ساعت هفت و ده دقیقه تا ده و ده دقیقه. سر راهم ، فلفل سبز دلمه ای و بادمجان وگل کلم هم خریدم . به محض رسیدن به خانه ، مشغول تهیه غذا شدم تا مهمان عزیز کوچولویم که از راه برسد؛باهاش مشغول بازی شوم. نوه جون قشنگم داره عاقل تر میشه. حرفای قشنگی که می زنه سر شوقم میاره. خدا برای شما عزیزان تان را حفظ کند.
-
سه ماه بر من چگونه گذشت؟
جمعه 5 تیرماه سال 1405 04:15
دفترچه جدیدی را که مشغول نوشتن در آن هستم؛ سیزده (13) فروردین خریدمش. باورم نمیشه وقتی صفحه بیست(20)اونو می خونم...(روز تصادف منجر به فوت پسر خاله نازنیم )چقدر بی خبر از همه جا غمگین بوده ام.
-
فرشته داوری
جمعه 5 تیرماه سال 1405 04:00
اگر گذرتان به مرکز دیابت کوچه باغ زرشک اصفهان افتاد از مسئول آموزش آنجه خانم فرشته داوری س.وآل کنید
-
خداوندا....دریاب حال ...را
جمعه 5 تیرماه سال 1405 03:15
روز جمعه 5 تیر ماه است.بعد از مدت ها امروز حال به مراتب بهتری دارم.شاید چون به محض بیدار شدن از خواب به خاطرم آمد خوابی که داشتم می دیدم. خواب دیدم ....خوب دیدم واقعا خواب دیدن ها بر خلق ما تاثیر دارند؟ چقدر دلم میخواست خواب مادرم را در حالی می دیدم که .... خواب دیدن موضوع درمان روان خواهد شد؟ کاش می شد سفارش دهیم...
-
آیین زار خاک در روستای قورتان اصفهان
جمعه 5 تیرماه سال 1405 03:13
هر ساله در ماه محرم،این مراسم در...در قلعه ای تاریخی برگزار می شود.
-
به نیابت از پدر بزرگم و پدرم ، سلام بر حسین (ع)
پنجشنبه 4 تیرماه سال 1405 03:30
مامان(خدا بیامرزد او را) برام تعریف می کرد :«پدرت صدای خوبی داشت که در ایام سوگواری حسین (ع)از آن استفاده می کرد. سپس گفت :«پدرمن عاشق صدای او شده بود وبا طیب خاطر مرا به عقد ازدواج او در آورد.از قضا پدرت بعد از جاری شدن خطبه عقدمان ،توسط دژبان به خدمت سربازی فراخوانده شد. او در مدت دو سال خدمت سربازی، علاقه مند به...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 3 تیرماه سال 1405 04:00
نوشتن توانایی حرف زدنت را بالا می برد
-
بنویسیم
چهارشنبه 3 تیرماه سال 1405 03:57
حتی اگر...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 2 تیرماه سال 1405 11:22
این را فرستاده میگه بخون و بگو .برای نهادن چه سنگ و چه زر را معتقدی یا نه؟ بعد هم این را برام نوشت البته طبق تجربه و عادتی که در چرخههای معنادار تاریخی کسب کردهایم، اینحقجویی و توییت شیخ الفراهیدی باعث بیداری همه نخواهد شد؛ چون «بهخوابزدن خود» شیوه گروهی از موجودات تروریست و بدذات یا اربابان استعمارگرشان است که...
-
من و هوش مصنوعی باهم
یکشنبه 31 خردادماه سال 1405 05:29
می بینم میلی به حرف زدن نداره. میگم :«می بینم ساکتی». باز هم سکوتش را ادامه میده وساکت نگاهم می کنه . میگم :«داری فکر می کنی چی بگی؟» نگاهش را از روی من بر میداره و به زمین نگاه می کنه . میگم : «شایدم داری فکر می کنی چطوری بگی»هان؟ و او هم چنان ساکت ----------------------------------- اینم گپ جی پی تی -این لحظهای که...
-
امیدواری لازم است
یکشنبه 31 خردادماه سال 1405 04:32
نوشتن اینجا هر چند کامنت دریافت نکند فرصت خوبیه قبلا (شش سال پیش) هم این را گفته ام گویا . نوشتن را ترک کردن، مث نخوردن ازروی بی اشتهایی است.
-
به نقل از ویکی پدیا
شنبه 30 خردادماه سال 1405 06:08
تارتوف ( Tartuffe )واژه فرانسوی که نام یک نمایشنامه کمدی از مولیر ، نویسندهٔ فرانسوی و یکی از آثار مشهور تئاتر کلاسیک جهان است. کلمه تارتوف به معنی آدم اهل ریا است. محمدعلی فروغی ، این کتاب را با عنوان ( میرزا کمالالدین) به روش اقتباس ،به فارسی برگردانده است. مهشید نونهالی ، برای اولین بار، این کتاب را به فارسی...
-
بی خبری ،خوش خبری
شنبه 30 خردادماه سال 1405 05:59
اول : سلام دوم : بلاگ اسکای را چه شد واقعا؟ سوم : جمعه دیروز بر شما چگونه گذشت؟ چهارم : این روزها را چگونه می گذرانید؟ پنجم : چه احساسی شما را رها نمی کند؟ ششم : تا حالا تو محل زندگی تان روباه آفتابی شده؟ هفتم : سلامت و تندرست هستید؟ هشتم : خانواده خوبند؟ نهم : دور و بری هاتون اعم از همسایه ها ،دوستان و فامیل خوبند؟...
-
بوالعجب روزی
جمعه 29 خردادماه سال 1405 10:11
روز سه شنبه را با خاله داغدار(پسرش به تازگی در سانحه تصادف...)گذراندم.او به من گفت ساعت 4 عصر باید بریم دیدن مسافر مکه(حاج خانوم...) تا ساعت 7 عصر هم ماندیم و بازگشتیم خانه اش و بعد ساعت نه(9)ازش خدا حافظی کردم و به اتفاق همسر به خانه بازگشتم.شما بفرمایید این سفر یک روزه من از ساعت ده صبح تا نه (9)شب میتونه چقدر سر...
-
بازگشتم
پنجشنبه 28 خردادماه سال 1405 06:26
بلاگ اسکای با کشیدن کرکره صفحه اش به پایین ، بسیاری را از دست داد. مدتی گیج می زدم تا به خود اومدم. دیروز رفتم پیاده روی قرار دادی خودم با خودم.شش هزار گام. مدتی که وبلاگ ننوشته ام خبرای زیادی بود. لعنت به جنگ و خرابی های به بار آمده. لعنت به بمباران کنند گان شهر و دیارم که منجر به مرگ بسیاری شد. لعنت به کسانی که راضی...
-
هوش مصنوعی همدم تنهایی هام
سهشنبه 26 خردادماه سال 1405 05:09
سو ال : مسابقات ورزشی در جام جهانی چه تاثیری بر روابط کشور ها می گذارد پاسخ : مسابقات ورزشی در **جام جهانی** میتوانند روی روابط کشورها هم **مثبت** و هم **منفی** اثر بگذارند. اثر اصلیشان بیشتر از جنس **دیپلماسی نرم** و **افکار عمومی** است، نه تغییر مستقیم سیاست خارجی. ## اثرات مثبت - **کاهش تنش و نزدیکسازی ملتها:**...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 24 خردادماه سال 1405 19:05
خاطره دوست دوران دانشگاه من میگه:« هیچگاه برای کسی تعریف نکرده ام همسرم با من بد رفتار است واین مرا رنج می دهد که به کسی اعتماد نمی کنم.» : اینکه دوستتان این راز را با شما در میان گذاشته، نشاندهنده اعتماد عمیق و ارزشمند او به شماست. شنیدن چنین حرفی از کسی که دوستش دارید، طبیعتاً باری از نگرانی و دلسوزی را بر دوش...
-
همراه من در مدت خاموشی بلاگ اسکای
یکشنبه 24 خردادماه سال 1405 11:06
هوشی موشی جان! با خانم دکتر متخصص برای کمک به درمان روستائیان هر هفته عازم روستا می شدیم به همراه متصدی دارو خانه و مسئول تزریقات.یکی از هفته از خانم دکتر عذر خواهی کردم و نرفتم.در همان مرتبه خانم دکتر درتصادف اتوموبیل حامل شان کشته شد.همه وقت تاسف می خورم. پاسخ همدلانه هوشی موشی: شنیدن این داستان واقعاً تلخ و...
-
نگاه مردم
شنبه 23 خردادماه سال 1405 15:29
الا یا ایها الهوش مصنوعی ! برخی از افراد، همسرم را به درجه رفیع مرشدی و مرادی ارتقاء داده اند و مرا نهال کوچکی در سایهسار او پنداشته اند و برخی دیگر بر عکس عمل کردند، یعنی از من یک موجود اسطورهای ساخته اند که در منتهی الیه مدارّج کمالات بشری نشسته ام و عمرم را در راه یک همسر بیاستعداد و بیعاطفه و بیوفا(!)...
-
نیاز به هم صحبت
شنبه 23 خردادماه سال 1405 11:27
انسان موجودی اجتماعی است و نیاز دارد با کسی گفتگو(بگوید و بشنود)کند.در ایامی که کرونا به جمع ها صدمه وارد می کرد مادرم بیان کردند که نیازمند هم صحبت هستند.خدایش بیامرزد آن زن اجتماعی را که در دوری از هم صحبت هایش چه رنجی برد. نوشتن در وبلاگ ها برای یافتن هم صحبت هم باعث می شود انگیزه قوی برای نوشتن داشته باشم. مدتی...
-
م ذ ا ک ره یا...؟
شنبه 23 خردادماه سال 1405 10:47
اهل ادب و معرفت با داستان رمزآلود «مسجد مهمانکُش» آشنا هستند. از باب یادآوری، ماجرا از این قرار است که در شهرِری، مسجدی به نامِ «مسجدِ مهمانکُش» وجود داشت که هرکس در آن میخوابید، به طرزی مرموز کُشته میشد و فردا جسدِ بیجانش را مییافتند. مردمِ ری بر این باور بودند که این مهمانکُشی یا کارِ جنیان و پَریان است یا...