-
امر کردن به خویشتن داری طرفین درگیر
دوشنبه 18 اسفندماه سال 1404 12:46
خیلی جالبه شما با همسرت دعواتون میشه. همسرت به زور بازوی خودش مینازه می زنه فک و صورت تو را کج و معوج می کنه از خانواده دو طرف یکی میان دار میشه میان کدخدا منشی موضوع را خاتمه دهند هر دو تا حَکَم میگن خانوم! خویشتن دار باش زن زندگی باش کوتاه بیا بخشش داشته باش خب مرده دیگه یهو ممکنه عصبانی بشه تو نباید زبان سرخ داشته...
-
پسر دانشجومون پدر شده
دوشنبه 18 اسفندماه سال 1404 10:17
همسر فرمود :« میخوام برم پیاده روی میایی؟» قبول کردم(معمولا خودم تنهایی رفتن را تر جیح میدم).دلش گرفته بود .دلم براش سوخت. رسیده بودیم به میانه راه. پسر جان زنگ زد :«مادرم !کجایی الان؟» گفتم :«در حال پیاده خیابون و راهرو های پارک را گز کردن». گفت :«حالت خوبه؟»؟ گفتم :«انشا الله که اینگونه که می فرمایی باشد». گفت...
-
اولین شب قدر
دوشنبه 18 اسفندماه سال 1404 05:28
شب عاشقان بیدل ( شب قدر ) بود و من ساعت دو و بیست دقیقه از خواب بیدار شدم و الان بیش از شش ساعته بیدارم.شش هزار گام(قرار خودم با خودم )را در یک ساعت و نیم هر دقیقه هفتاد قدم ...انجام شد.پنح دقیقه مانده بود به اذان صبح که اون نابکار ها هفده مرتبه نزدیکی های خانه را ...و فراید یا خدا ا ا .... تا ساعت شش ادامه...
-
لا محاله
شنبه 16 اسفندماه سال 1404 16:01
وقتی پدرم و مادرم بحث شان می شد من از مامان خواهش میکردم عقل کند و ساکت باشد تا خشم پدرم فروکش کند. ولی مادرم معمولا کوتاه نمی آمد و پدرم به دستان لرزان طفل خویش می نگریست و می گفت .تمام. مامان که غرورش شکسته شده بود ادامه می داد ولی دیگه از بابا صدایی در نمی آمد.بزرگ شدم و ازدواج کردم و وقتی با همسر بحثم میشد به هیچ...
-
میگه :...
شنبه 16 اسفندماه سال 1404 11:58
من بر هدایت الهی ام. ممکنه درست بگه؟ الی فداش بشم. خدا برام حفظش کنه.چگونه ممکنه کسی بر هدایت الهی باشد؟ آیا واقعا تعجب دار؟ کاش اینگونه باشه که میگه. من ندیدم خطا داشته باشه. شاید اهل رعایت هایی است و این مقام به او داده شده. من از او در رنج قرار نگرفته ام. متوجه هستم که بسیار باهوشه ولی اینکه از جانب خدا انتخاب شده...
-
طلب حلالیت
شنبه 16 اسفندماه سال 1404 10:38
برام نوشته منو حلال می کنی؟من دارم میرم زیر باران ترکش ها. ومن در جوابش :سکوت و تو دلم بهش می خندم دیوانه حلالیت طلبیدن وقتی مطمئن نیستی که قادر بر کنترل خود هستی.
-
سلامت باشید
شنبه 16 اسفندماه سال 1404 06:02
-
مرد میدان ایستادگی باش
جمعه 15 اسفندماه سال 1404 14:26
چیزی که برام عجیب بود این بود(در آیین تربیت کودک)که: « درسته بچه شما خوشش نمیاد جلوش بایستی(مقاومت در برابر خواسته هاش کنی ) ؛ ولی وقتی دید محکم ایستاده ای وخللی در تصمیم تو نیست ؛تازه احساس میکند برایش تکیه گاه محکمی هستی.(جنبه دیگر ایستادگی تو را می بینه که قابل اتکا هستی.)
-
هم سوخته خاکی ،هم بیدل افلاکی
جمعه 15 اسفندماه سال 1404 11:04
جالبه روز هجدهم دی با بچه هاش و زنداداش و بچه های داداش داشته از خیابانی عبور می کرده که لاستیک آتش زده بوده اند و.. و پریشب ساعت دوازده و نیم شب تو جمع سوگواران مسجد نبش میدان شرکت کرده. انگار هراسی نداره شاید جوان باشی مصلحت اندیش نیستی و فقط در جستجوی هیجاناتی. خدا حفظ شون کنه.
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 15 اسفندماه سال 1404 06:51
ازش پرسیدند:« از تو گزک داره که ازش حرف شنوی داری؟» گفت :« شاید من از او گزک دارم» دیوانه گوش به فرمان!
-
دلا دیوانه شو ،دیوانگی هم عالمی داره.
پنجشنبه 14 اسفندماه سال 1404 18:55
دیروز که داشتم تو پارک محله( شش هزار و نهصد و پنجاه )گام روزانه را می زدم؛ دیدم مردی که شهره است به دیوانگی با لباس ها و کفش های پاره پاره ،زیر شاخه ها تازه جوونه زده درختا و کنار باغچه های تازه گل کاری شده ؛ میخونه :«ترسی نداره ای دل ،این ظلمت شبونه ،اینو همه می دونند ،شاه اگه مهربونه،خشمش برای دشمن یه خشم بی امونه»....
-
آب به آسیاب دشمن ریختن
پنجشنبه 14 اسفندماه سال 1404 09:15
میگه تو آب به آسیاب دشمن می ریزی وقتی... ومن متعجب که مگه من دشمن را به تو ترجیح میدم؟ همه عمر گفته اینو نگو اونو بگو مبادا ... خب من منم ؛تو تو نمیشه که به جای من زندگی کنی یه باره بگو برو بمیر خفقان بگیر هرچی بگم ازتوش یه چیز در میاد من با نگفتن احساس خفگی می کنم بذار راحت باشم اصلا کی گفته دیگران از خودم مهم ترند؟...
-
توجیه سعید ایروانی(در سازمان ملل ) برای ادامه دفاع
سهشنبه 12 اسفندماه سال 1404 07:33
در تاریخ ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ ، ایالات متحده با هماهنگی کامل با اسرائیل ، دومین حمله نظامی عامدانه و تحریکنشده را علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد. این اقدام، تجاوزی محاسبهشده بود. شهرهای بزرگ و مناطق مسکونی پرتراکم هدف قرار گرفتند. صدها غیرنظامی بیگناه جان خود را از دست دادند و شمار بیشتری مجروح شدند. این اقدام، نقض...
-
میگذرم تنها
دوشنبه 11 اسفندماه سال 1404 12:28
دیروز بر شما ...گذشت. آیا نگذشت؟ می گذرد؛ ولی چه سان؟
-
بارقه امید
دوشنبه 11 اسفندماه سال 1404 12:27
داشت نصیحت می کرد:« اختلافات تون را کنار بگذارید،حالا وقتش نیست» میگفت :«پس کی وقتش هست؟من اینا سرم نمیشه؛همش میگین حالا وقتش نیست». انگار جراحات عاطفی داریم بعضی هامون . میگه :«نمی تونم کنار بگذارم»من همش کوتاه آمده ام؛ مرگ یه بار شیون یه بار». و بدینسان بود که متوجه شدیم« کمی دیر شده». شما بارقه امید می بینید؟
-
امکان نوشتن در بلاگ اسکای هنوز وجود دارد
دوشنبه 11 اسفندماه سال 1404 12:16
خانم مبتلا به اضطراب را دیدم برای سومین بار گفت هفتاد و سه ساله است و میداند که باید ورزش کند و کتاب بخواند و ...تا آرامش داشته باشد ولی چرا عمل نمیکند؟ گفت دخترش آمده خانه شان و برایش غذایی خاص تهیه کرده و آناناس ... ولی چرا؟ چرا بهبود نمی یابد؟ گفت تو به من بگو من خوب میشم؟ قدم به قدم چه باید بکنم؟
-
بد گمانی کار دست همه میده
دوشنبه 11 اسفندماه سال 1404 12:06
مرد داد می زد و زن قسم اش می داد صدات از خونه مون بیرون نرود.مردم چه فکر خواهند کرد؟نکند مردم فکر کنند من باعث شده ام سر خشم بیایی؟زن قسم می داد که مرد داد نزند و مرد اصرار داشت تو به من خیانت کرده ای با دشمن من هم قسم شده اید بر علیه من.زن دلیل و برهان می آورد که «نه» داری اشتباه می کنی. قصه زندگی ها مث قصه یه مملکت...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 11 اسفندماه سال 1404 11:48
امت یا ملت؟سخن اینجاست.
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 11 اسفندماه سال 1404 11:43
ایام فتنه همانند شتر بچه باش (یعنی چطوری؟)
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 11 اسفندماه سال 1404 11:40
ماه رمضان ،ماه خدا، شهادت علی(ع) و جنگ حق و باطل
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 11 اسفندماه سال 1404 06:39
ممملکته، داریم؟ امنیته ،داریم؟ دلخوش به چی هستیم؟ مادر داشتم مث شیر کنترل می کرد اوضاع خونه را. عادت مون داد باید همه چیز در کنترل باشه. از وقتی بزرگ شدیم رفتیم تو اجتماع دیگه ندیدیم کنترلی باشه.عجبا! میگن هر خانواده یه واحد از اجتماع است. خب همه خانواده ها که ایدآل نیستند که اجتماع مون ایدآل باشه. بیماری ها ،ناهنجاری...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 10 اسفندماه سال 1404 06:04
باورم نمیشه
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 9 اسفندماه سال 1404 11:48
ترسیدن ما خود همه از بیم بلا بود اکنون زچه ترسیم که در عین بلائیم؟
-
گم گشته
شنبه 9 اسفندماه سال 1404 10:03
دومین شنبه اسفند ماه است. من سعی می کنم به خودم یادآوری کنم کجا ایستاده ام.مبادا به خود بیام و ببینم احساس گم گشتگی می کنم. گفتم احساس گم گشتگی توضیح میدهم. در بیماران مسن ، مخصوصاً اگردر بخش آیسییو (ICU) بستری شوند یه حالت گیجی، بیقراری، ناآگاهی نسبت به زمان و مکان، یا حتی ناآشنایی با چهرهها و موقعیت خودشان به...
-
داستان نویسی ه و ش مس نووو عی
جمعه 8 اسفندماه سال 1404 12:51
کارن چهار و نیم ساله ، فرزند سحر خانم ،دیده مادرش داره اشک می ریزه ؛بهش یه لیوان آب داده بخورد؛ شاید تسکین پیدا کند. این را به شکل داستانی برای نقل کردن ،برام بنویس.ممنون داستان کارن و سحر خانم در یک روز آفتابی و دلپذیر، کارن چهار و نیم ساله، سرگرم بازی با اسباب بازیهایش در اتاق نشیمن بود. صدای خندهاش در فضای خانه...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 8 اسفندماه سال 1404 12:36
گوهر خانم زن 82 ساله ،رفته حمام و با پای شکسته رسانده اند اش به بیمارستان. شایع شده سر استخوان ران در لگن ،در اثر لیز خوردگی در حمام ،شکسته شده است. حال گوهر خانم به لطف خدا بهتر است و هر کسی می رسد نظری میده؛ یکی میگه :«کف حمام کف شامپو و صابون باعث شده لیز بخورد» و آن دیگری می گوید :« شاید قند خونش افتاده ».و سومی...
-
تجاربی که داشته ایم
جمعه 8 اسفندماه سال 1404 07:11
امروز تو وبلاگ رامین (از اردبیل)مطلبی نوشته شده بود که از تجربه خود و خانواده اش از خواص هوا چوبه سخن گفته شده بود. خدا را شکر مطلب جالب دیگری نیز از نتایج سرچ (جستجو)یافتم که در تایید تجربه (سوختگی دست مادر) رامین بود. خانم همسایه به من گفت :«ما بچه کوه و دشت های فریدونشهر هستیم ؛ وقتی در آن هوای سرد ، سرما خوردگی...
-
عجب مشکل پسند است این
پنجشنبه 7 اسفندماه سال 1404 18:59
هر کسی حرف می زنه،میگه نپسندیدم.بعد هم میگه ما با چه کسانی نود ملیون شده ایم. خب سطح توقعت را طوری تنظیم کن نه خودت نومید بشی نه اونا رنجیده خاطر شوند. قرار نیست مردم کف دست شون را بو کنند متوجه شوند پسند تو چیست که.
-
در نماز ام خم ابروی تو در یاد آمد
پنجشنبه 7 اسفندماه سال 1404 16:28
به به1چه زیبا سروده ای ! هر وقت خونه خلوت وساکته و من خوشحال سجاده می گسترانم تا نماز بخوانم همه اتفاق های ریز و درشت تو ذهنم رژه می رن.در مواقع دیگر هم که سر و صدا باعث می شود حواسم به آنچه زبانم می گوید نباشد.خب بهتر نیست همانند خانم پیر فامیل نماز خواندن را کنار بگذارم؟ دختر دایی مادر همسرم پزشک بیمارستان میرزا...
-
یه روز آباد
پنجشنبه 7 اسفندماه سال 1404 07:32
سلام صبح اولین پنج شنبه اسفند ماه تان مبارک باد نوه زیبا دیروز از ساعت ده صبح تا ده شب با من بود. زندگی یه مادر بزرگ 67 ساله و یه نوه پنج ساله کلی عشق و حال است. لحظه به لحظه باعث اعجاب من میشه و شیرینی در کام خود حس می کنم. پدرش و مادرش در مسابقه اند با هم برای حضور در اجتماع . و این بچه که با دو نفر کامپیوتری زندگی...