میگن (نقل است):<< رزمنده ای بوده که با شمشیر با طرف مقابل میجنگیده و مطمئن بوده پیروزه و هراسی نداشته ؛تهاجم کنه به طرف مقابلش.
در واقع روش کارش تدافع نبوده ؛بلکه تهاجم به طرف مقابل بوده و معمولا هم پیروز بوده وبه خود می بالیده که شجاع است.
اتفاقا با کسی به مقابل می ایستد که او نیز به نام بوده و مشهور .
اما او جوانمرد بوده.
می جنگند و تماشایی میشن ؛همه سوت و همه هورا که دو جنگنده چگونه حریف همدیگرند .
از قضا این بار می بازد.
تو بگو چه می کند؟(هر دو عرب و لباس بلند به تن).
حدس می زنی چه کرد؟
خود را به زمین انداخت و پاهاش را برد تو هوا.
بله شورت پاش نبود زیر لباس بلند.
خواست طرف مقابل که مشهور به حیا و ادب است با دیدن جای خصوصی از کشتنش دست بکشد.
می دانست او ادامه نمی دهد
بگو عکس العمل طرف مقابلش چه بود؟
از او دست برداشت و گفت اگه اینجوری جون به در بردن می ارزد باشه زنده میذارمت(این جون بی ارزش مال تو).
و جنگ خاتمه یافت بدون فرد پیروز.
اما تو فرد پیروز را کدام می دانی؟
او که پاهاش را تو هوا برد ؛یا او که ازش دست کشید؟
باز سوت و جیغ و هورا برای پایان این نبرد.
هر کدام طرفدارانی داشتند.
اتفاقا طرفداری مرد بی حیا بیشتر بودند و خوشحال بودند
و طرفداران فرد با حیا معترض که چرا کارش را نساختی و ما را از شر اجحاف های او نرهاندی؟(نجات نکردی)
قصه در شهر گفته شد.
طرفداران فرد بی حیا به نهایت حیله گری اش آفرین گفتند.
وطرفداران فرد با حیا گفتند :عجب...بوده.
ومن با شنیدن این حکایت گریه کردم
آلودگی هوا را جدی بگیریم.
دیروز از 40تا پله سه مرتبه بالا رفتم.
دیشب ساعت یازده از خواب بیدار شدم دیدم حال تهوع دارم.با خودم گفتم نکنه سکته دوم اینجوری است .بیادم نیامد چرا.خوابیدم دوباره.صبحانه که داشتم می خوردم بیادم آمد دیروز ذغال اخته خورده بودم.پس حال تهوع علت داشته.
نگران نباش دختر،هنوز زنده ای،پس زندگی کن.
شیشهفروش اظهار کرد: باتوجه به تداوم شرایط سکون و پایداری جو و افزایش غلظت آلایندهها، جلسه کارگروه شرایط اضطرار آلودگی هوای استان با حضور اعضا برگزار و بهمنظور کاهش مواجه دانشآموزان با آلایندهها و نیز قطع زنجیره بیماری آنفلوانزا روز شنبه ۸ آذر، آموزش در تمام مقاطع تحصیلی آموزشوپرورش در شهرستانهای فوق که در محدوده طرح جامع کاهش آلایندهها قرار دارند بهصورت غیرحضوری خواهد بود