تو دانشکده عادت داشتم به هر کسی میرسم بگم عرض سلام ،عرض ادب.شنیدک درباره ام چیزایی میگویند
یه عده میگن اعتماد به نفس نداره خودش را کم می بینه ،یه عده گفتن چاپلوسه یه عده گفتن زرنگیشه ،یه عده گفتن تواضعش ستودنیه چیزای دیگه ...
شما چند احتمال دیگه به ذهن تون میرسد؟
متاسفانه من هر دوستی را به دلیلی از خودم دور می اندازم و توفیق را از خود میگیرم در کنارشان باشم و از تنهایی در بیام .یکی را چون قشنگ نیست ،یکی را چون حرفای جیز می زنه ،یکی را چون فقیر و محتاج است ،یکی را چون پولدار و از نظر من پر افاده است ،بکی را چون ناصح است،یکی را چون خودش را زرنگ میدونه (حدس منه )یکی را چون بیمار روانی تلقی می کنم،یکی را چون قلدر و زورگو است(تلقی می کنم)،یکی را چون سعی می کنه مرا خط و جهت مورد نظر خودش را بدهد،یکی را چون بی ادب یا بد اخلاق است،یکی را چون دهاتی است یکی را چون تهرانی است ،یکی را چون مریض احوال و نزار است ،یکی را چون خود شیفته (متوقع تایید و تحسین) است،یکی را چون دروغ می گوید ،...
خلاصه دیگه برام دوستی نمانده .علی مونده و حوض اش.رفتم پیش یه روان شناس(دوستم بود نه درمانگرم در ازای دریافت حق الزحمه)،گفت اون فِرِم مربع قشنگه را بذار تاقچه بالا(رِف)خونه تون.هر کس به دلیلی از تو متفاوته،بکی جوان تره،یکی پیر تره،یکی فقیر تره ،یکی پولدار تره ،یکی خوشگل تر یا زشت تره ،یکی ترسوتر یا شجاع تره.و...و
گفتم آخه یه پیام ذهنی تو سرم هی تکرار میشه :« هم نشین تو، از تو، به باید،تا تو را عقل و دین بیفزاید «گفت خب اگر عدل و انصاف داری به این پیام ذهنی هم فرصت جولان بده که میگه« خونه پُر دشمن ،بهتر از خونه خالی است»,,
آدم شناس،خداست.
انسان موجودی احتماعی است.
تنهابی خاص و برازنده خداست و بس.
خلاصه یه چیزای قشنگی گفت که من یکم از جایگاه حق به جانب خود ،عقب نشبنی کردم.حافطه ام یاری نمی کنه برایتان بگم.شایدم چون...
کلاغ میزنه تو ذوق عندلیب ،تو شعر سعدی.
(چه عجب گر فرو رود نفسش،عندلیبی غُراب هم قفس اش)…؟؟؟
گاهی دیده ام وبلاگیست هایی بوده اند که رنجش خود را از کسانی که تو ذوق شان زده اند (بیان کرده اند)،نالیده اند.
کز نیستان تا مرا بُبریده اند ،از نفیرم مرد و زن نالیده اند.
بعضی از ما آدما خلاقیت کُش هستیم،خب هر کس به طریقی خلاقیت خود را نشان می دهد
هر کس به طریقی دل ما می شکند ،بیگانه جدا ،دوست جدا می شکند.
اگر ما این فراز از سخن فیلم مارمولک تو گوش مان رفته بود که میگفت به تعداد انسان ها،راه به سوی خدا وجود داره،شاید منع و نهی نمی کردیم فلان گونه ننویس و نگو.
جامعه شناس ها به تاثیرات در جمع ها نظر دارند و روان شناس ها فردیت افراد براشون مهم است.
البته من روان شناس نیستم،بلکه روانپرستار هستم ،البته بعید نمی دونم روان ام هم گیر هایی داشته باشد،که چندان اهمیتی ندارد.