کلاس دوم دبستان را گذرانده بودم و منتظر مهمان(دایی) های مان از تهران بودیم.
شاید غم انگیز باشد ،ولی حقیقت داره،دچار فراموشی شده ام.
از من چه مانده؟
از سال ۲۰۰۰ میلادی که اولین ایمیلم را ساخته ام تا الان میتوانستم اینجا باشم.
ولی دیگه باید قبول کنم رفتنی شده ام.اینجا هم احتمالا بسته میشه.سوگوارم برای سلامتی از دست رفته ام.
امروز بیست و چهارم اسفندماه،آخرین چهارشنبه سال۱۴۰۱،روزی که پروین خانم عزیز،نماز توسل به امام جواد(ع) میخونه تا خانواده اش به آرامی روزها را پشت سر بگذارند.جالبه که همسرش احمد،هم باهاش همراهی میکنه.
جالبه ما همه مهمان خونه خواهر همسر بودیم و احمد آقا تو حیاط مشغول خواندن پنجاه رکعت نماز مستحبی به نیابت از مادرش بود.بچه ها مشغول والیبال،خانم ها مشغول گله از خانواده همسر ها بودند و ...
خدا کند دل هیشکی این روزای آخر سال گرفته نباشد و اگر گرفته راهی برای رهایی بیابد.
کاش امیرحسین برادرم هنوز زنده بود تا حوض خونه اش را پر از ماهی قرمز میکرد و آخرین تعمیرات لوازم برقی را ،به همسرش هدیه میداد.
روزای آخر سال نود و هشت را با شادی گذراند، ولی آخرین روزای فروردین را ندید،که اگر زنده مانده بود ، تولد ۴۹(چهل و نهمین) سال
زندگیش را در کنار دختر و پسر دانشجوی خود جشن می گرفت.
قدرت بدنی ،تکنیک های بوکس و تکواندو ،هنر شنای قورباغه و از همه مهم تر حضور در همه گرفتاری های دوست و آشنا و فامیل را واگذار کرد و رفت.چقدر عزیز پدرمان بود.بیستمین سالگرد پدر،در کنار او بود .
بعضی خانوما کدبانو ترند و خانه تکانی را دوست دارند و زود هم شروع می کنند .
من پارسال بهانه ام این بود«مامانم فوت کرده اند ،دل و دماغ ندارم».
سال قبل ترش گفتم کرونا اومده ،خستگی و گرد و غبار و شوینده ها برای تنفسم ضرر داره و خلاصه به خودم سخت نگرفتم.
و همه سال های قبل تر هم آسان گرفته ام.
اما خدا بیامرزد خواهرم را،آخرین سال که خانه تکانی کرد ،سال ۷۲بود.بعد هم دوم فروردین ۷۳ جان شیرین به جان آفرین تقدیم کرد به اتفاق بچه هاش،وخانواده پدری ومادری و فامیلش را در شوک بزرگی فروبرد.آن سال فروردین ۷۳ برمن ناگوار گذشت و سال های بعد هم نزدیک شدن به فروردین(آخرین روزهای اسفند)را.
دستِ خانوم هایِ کدبانو طلا.
یه تسبیح صدتایی دستت بگیر ودر طول روز صد بار بگو ،«چون هستی من ز هستی اوست،تا هستم و هست دارمش دوست»,این بهترین کاربرد تسبیح صدتایی چینی است.مادرا از جوانی و زیبایی شان برای زندگی شما هزینه کرده اند
خدا را شکر،با مردی ازدواج کرده ام که روزه گرفتن در ماه رمضان را عاشقانه دوست دارد.
و من متعجبم چرا مهمانی خدا با گرسنگی باید طی شود.
گرچه تهیه سحری و افطاری برای روزه داران ،ثواب دارد ،ولی واقعا سخت است.
اگر اینقدر که من دلم می سوزد، فردی گرسنه باشد، ولی میلش به خوردن نباشد،خدا هم دلش بسوزد،خوش به حال روزه داران.
یادش به خیر آن سال (۶۲)اولین سال بود که مجبور بودم سحری و افطاری تهیه کنم،وخب تمرین هم نداشتم،همسر (جان)نه سخری میخورد و نه افطاری.آن چنان آتش گرفتم که ارشمیدس وار یافتم چگونه پخت و پز کنم تا از آتش گرفتن رهایی یابم،نشان به آن نشان،بفهمی نفهمی خوش دست و پخت شدم.
برای ماه رمضان امسال باید آماده شوم.
یه مسافرت هم در روزهای باقیمانده، باید بروم.
خدا کند امسال ماه رمضان خوش بگذرد.