-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 3 شهریورماه سال 1405 08:15
دعا کنید در تماس باشید با آدمای متبحر (حرفه ای)از هر رشته. امروز به خاطر آوردم تابستان سال 1360 را که در اتاق عمل چشم همکار چشم پزشک بودم.معمولا مشاهده گر عمل جراحی آب مروارید بودم.قبل از آن بود که کار آموزی اتاق عمل برای دریافت مدرک لیسانس (در زمستان سال 1363)را بگذرانم. قصه تحصیل دوره لیسانس(چهار ساله)من و هم دوره...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 2 شهریورماه سال 1405 10:29
امروز خبر دار شدم دختر پسر عمه ام(متولد 60)داغ دار فرزند 15 ساله(پسر معلول جسمانی)شده. نوه پسری عمه ام با وجود دو بار ازدواج کردن باز هم تنها بود و از فرزند معلول خود مراقبت می کرد. خبر از دست رفتن فرزندش غمگینم ساخته.خیلی بی تابی می کنه. مادر بودن سخته. روژین تو وبلاگش نوشته بود از والدینم عذر خواهی می کنم دعا کردم...
-
ثبت وقایع یه روز
شنبه 31 مردادماه سال 1405 20:04
امروز بعد از چهل -پنجاه روز نوبت دکتر درمان کننده دیابت داشتم. معمولا تو اتاق انتظار کسی را برای حرف زدن با او انتخاب می کنم. صبح ساعت 7 و ده دقیقه به اتوبوس رسیدم . کارت زدم ولی با شرمندگی موجودی نداشت فقط یه ایستگاه اون طرف تر پیاده شدم و ده توان به خودم هدیه سالمندی یا پرستاری در جبهه متعلق ... سوار مترو شدم یعنی...
-
یه دفتر دارم
جمعه 30 مردادماه سال 1405 21:28
که خیلی جالبه. هر کسی به من زنگ می زده مث یه خبر نگار با سرعت آنچه را طرف می گفته تند و تند می نوشته ام.وقتی دییشب ورق می زدم و میخوندم بیادم اومد در خلال یه گفتگوی تلفنی چقدر مثلا خاله حرفا زده مث درد و دل هاش و من نوشته ام.در صورتیکه هدفش فقط حال و احوال(احوال پرسی از من) بوده است. و دوستان دیگر نیز هم.
-
spirit_and_life
جمعه 30 مردادماه سال 1405 21:04
چرا روان ما،ما را به سمت درد هایی که از آ نها فراری بودیم؛باز می گرداند؟یونگ میگه :...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 30 مردادماه سال 1405 11:12
به زهره جون میرسپاسی برنده شدن تیم والیبال بانوان را تبریک میگم.نه که فکر کنید او هم اگنون سمتی در والیبال دارد نه او زمانی عضویتی داشت در تیم والیبال از سوی رئیس فدراسیون والیبال، زهره میرسپاسی به عنوان نایب رئیس جدید زنان این فدراسیون منصوب شد. به گزارش خبرگزاری مهر و به نقل از سایت رسمی فدراسیون والیبال، محمدرضا...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 30 مردادماه سال 1405 08:55
روز خوبی بود.گرچه برق قطع شد و گرما باعث اذیت مون شد ولی مجتمع مسکونی تقریبا خالی بود و نگهبان با نظافت چی در حیاط مجتمع بساط شاد داشتند در پذیرایی از پاکبان پارک کناری.ناهار مختصر و با صفا و بساط هندوانه خوران.بچه ها هم زیر سایبان ها با هم توپ بازی و تفنگ آب پاش بازی داشتند.دختر برادرم زنگ زد روغن داری بیام بگیرم...
-
یاد عزیز ترینها به خیر
پنجشنبه 29 مردادماه سال 1405 10:46
لینک وبلاگ مهربانی شما چه رنگی است؟ را در وبلاگ دکتر ربولی حسن کور دیدم ونصفه شبی صفحاتی از اون را خوندم ؛ ولی تا ساعت ده صبح که برای بار دوم اولین صفحه را یک بار دیگه خوندم؛ متوجه نشده بودم ؛ روژین نویسنده وبلاگ قبل از 9 اسفند 1399 (یعنی اردیبهشت 1396)به رحمت خدا رفته است.(روحش شاد) و یک دوستش خواهش کرده (:از شما فقط...
-
بی مایه فطیر است.
دوشنبه 26 مردادماه سال 1405 18:26
مدتی که تهران بودم به دعوت خواهر همسر جان منزل شان رفتیم.به صرف ناهار.عمه جان بانوی پسر ها گفت دیشب مادرم را در خواب دیدم حین کمک به خودم در امر آشپزی.به من فرمودند یه پیمانه بیشتر برنج بریز زیرا پدرت هم می آید.خوشحال بود که مادرش خبر داشته مهمان دعوت کرده و بهش پیشنهاد داده یه پیمانه بیشتر برنج خیس کند.عروس خانم...
-
پسران فریدون ،تالار وحدت
دوشنبه 26 مردادماه سال 1405 17:53
علیرضا معتمدی
-
با کدام واژه ها و در قالب چه جملاتی بنویسم ؟
دوشنبه 26 مردادماه سال 1405 15:43
خیلی مایلم ینویسم (نویسندگی کنم)ولی افکاری به ذهنم هجوم می آورد اینو نگو.اینجوری نگو،اساسا نگو،ملایم تر بگو،بترس از گفتنش،ابا داشته باش.سری که درد نمی کند را دستمال نمی بندند و...و...و... ساعت یازده تا یک(یا سیزده)برق نداشتیم داشتم آش می پختم(نه آشپزی می کردم)و ذهنم قصه می بافت ولی وقتی برق آمد (سیم مان وصل شد)همه...
-
قواعد بازی
دوشنبه 26 مردادماه سال 1405 14:35
را بلد نباشی . . .کلاهت پس معرکه است. کدام بازی منظور شماست؟ زمین بازی فرق میکنه ولی...
-
از کیسه خلیفه بخشیدن
یکشنبه 25 مردادماه سال 1405 14:40
زن همسایه گفت دختر برادرم را آورده بودند خانه مان به قدری جیغ بنفش می کشید که بهناگاه عصبی شدم و موهای لطیف سرش را چنگ زدم و الان احساس گناه می کنم.گفتم ازین احساس گناه بمیر .من برای تو درمانی سراغ ندارم.اشک می ریخت ولی تصور دردی که بچه برادرش در سن رشد متحمل شده مانعم شد از او دلجویی کنم و دلداری اش دهم.
-
شروع غذا خوردن کودک از سفره والدین
یکشنبه 25 مردادماه سال 1405 14:28
امروز یه خانم باغدار تو زمین ورزش پارک محله مون کیسه پلاستیک هایی حاوی بادام سنگی تازه(با پوست سبز اولیه)آورده بود برای فروش.(خانوما فقط ورزش نمی کنند ،داد و ستد برای کمک به اقتصاد خانواده شون هم می کنند و درتما م مدتی که ورزش می کنند حواس شون به حرکات اصلاحی ورزش نیست)هر بسته یه کیلویی دویست و سی هزار تومان.چشم تون...
-
سفر نامه تهران
یکشنبه 25 مردادماه سال 1405 08:00
باورم نمی شد که حتی پانزده روز بمانیم(همسر گفت ممکنه پانزده روز بمانیم)ولی بیست و دو روز ماندیم. خبر نداشتم پسرم و عروسم (هر دو دامپزشک)قراره محل کار خود را (بالاجبار) از یه ساختمان سه طبقه وسیع ، منتقل کنند به یه مکان استیجاری یک طبقه(ومحدود).و شما بگو چگونه جای دهند وسایل بسیار خود را در فضای محدود؟و نام آن را نیز...
-
عالی بود
شنبه 24 مردادماه سال 1405 20:35
چه جالب
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 24 مردادماه سال 1405 12:25
یه دختر خانم در ترم دوم دانشکده مون بعد از کلاس درس اومد تو اتاقم و از من سوآل کرد ببخشید میشه یه سوآل بپرسم؟گفتم بله بفرمایید گفت پدر و مادرم تصمیم گرفته اند مرا به همسری خواستگار مورد پسند خود در آورند ولی من دوست دارم بعد از گذراندن ترم هشت ازدواج کنم. بهش گفتم تو از اون خواستگار که والدینت پسندیده اند خوشت...
-
نکنه منو بی رضایت خودم شوهر بدن ؛خانوم
جمعه 23 مردادماه سال 1405 10:58
دانشجو هام همش ازم سوآل می کردند :پروسه ازدواج تون چگونه اتفاق افتاد؟ انگار دغدغه شون بود.به خصوص وقتی تو بخش روان پزشکی زنان میدیدند زنی بستری شده که شوهرش .... و.... و... به دانشجوهام می گفتم :« من نیز مثل شما خیلی نگران آینده ام بوده م.که مبادا مرا به مردی شوهر دهند که ،دوستش ندارشته باشم و مجبور باشم همه عمر تحملش...
-
اسامی خوب انتخاب کنید.
پنجشنبه 22 مردادماه سال 1405 10:27
نام مادر بزرگ همسرم،ماه بیگم بوده است.و نام مادر بزرگ من کوکب. خانم مسن همسایه اسمش خورشید بیگم است و عروس خاله مادر بزرگ من،شاه بیگم. در قدیم برای دختران انتخاب این نام ها شدت علاقه به دخترشان بوده است. امروزه اما نام ها ساناز و الناز و گل نوش در بین خانواده نشانه توجه به دختران مان است. خانم همسایه که نامش اکرم و...
-
ازامام حسن مجتبی(ع)
چهارشنبه 21 مردادماه سال 1405 21:40
- فوران عصبانیت در روزهای پر تنش، گاهی کنترل کلمات و رفتار را از دست ما خارج میکند. اما با الگوبرداری از یک نسخه اصیل و قطعی برای مهار خشم، میتوانید اقتدار ازدسترفته را به روان خود برگردانید! در میانه یک روز شلوغ، شنیدن یک کنایه از همکار، برخورد تند یک اربابرجوع یا حتی یک بینظمی ساده در خانه، کافی است تا خونمان...
-
عجب هیولاییه!
سهشنبه 20 مردادماه سال 1405 20:54
این منو ناراحت کرد وقتی نوه ام جیغ کشید و دختر کوچولوی اش از خواب پرید گفت :«عجب هیولایی است!» دیگه خونه شون کم رفتم. ولی خب اون متوجه نخواهد شد چرا حدس نمی زنه منم بهش نگفتم.
-
مهمان ، فقط سه روز ،مهمان می تواند باشد
دوشنبه 19 مردادماه سال 1405 15:15
به همسر جان پیشنهاد کردم؛ یه سفر برویم تهران، منزل پسر جان(دومی)تا در جشن تولد همسرش(هر چند غیر رسمی)شرکت داشته باشیم. عروس خانم محترم ، با فرزندهشت ماهه ، سر گرم تدارک ناهار بودند که خبر آمد : همکارشان با نامزدش ، کیک در دست ، به دیدن شان خواهد آمد(عصر همان روز)شنبه 27 تیر ماه و ساعت 6(18) نشان به آن نشان چهار تا روز...
-
برگ از درخت نمی افتد مگر به اذن پروردگار
دوشنبه 19 مردادماه سال 1405 15:14
ساعت ۲۱:۴۶ شامگاه یکشبه ۱۸ مرداد در پی تماس امدادخواهی از داخل قطار( شیراز (مبدا) به (مقصد )تهران) با مرکز اورژانس ۱۱۵ استان اصفهان، وجود دردهای زایمانی یک مادر باردار ۳۷ ساله به مرکز(اورژانس 115) اعلام شد. با توجه به شروع علائم زایمانی و شرایط ویژه مادر باردار، هماهنگیهای لازم انجام شد تا قطار در ایستگاه راهآهن...
-
ما به خانه برگشتیم
یکشنبه 18 مردادماه سال 1405 14:15
♥️♥️♥️
-
برای سلامتم دعا کنید
شنبه 17 مردادماه سال 1405 00:38
وقتی به خاطر آوردم روز تولد عروس خانم ماه تیر است قصد سفر به تهران کردیم ولی از روز پنج شنبه25تیر تا به امروز 16مرداد هنوز میسر نشده که به اصفهان بر گردیم و امروز احساس کی کنم خسته هستم ازین ماندن و حالم چندان مساعد نیست.
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 11 مردادماه سال 1405 04:00
سفر به تهران برای دیدن نوه بهدرازا کشیده شد. امروز یکشنبه یازدهم مرداد و هجدهمین روز اقامت در تهران هست.
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 5 مردادماه سال 1405 04:52
نوشتن در این فضا بر من دشوار شده،به زودی خواهم آمد.
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 30 تیرماه سال 1405 14:19
عباس نورزائی، کارشناس پژوهشی بنیاد ایرانشناسی| سعدی، تنها یک شاعر نامدار نیست؛ او حکیمی واقعبین است که در کنار دعوت به اخلاق، مدارا و صلح، از ضرورت دفاع در هنگام بنبست نیز سخن گفته است. از نگاه او، صلح بر جنگ برتری دارد، اما این برتری تا زمانی است که راههای گفتوگو، تدبیر و مصالحه، همچنان گشوده باشد. او میگوید:...
-
چانه نزن
دوشنبه 29 تیرماه سال 1405 07:30
دارم باهاش حرف می زنم،موقعیت را ترک می کند،یعنی من رییسم و وقتم را صرف حرف های صنار یه غاز تو نمی کنم ،خیر سرش کارشناس ارشد ارتباطات هم تحصیل کرده.
-
بهبود اوضاع
چهارشنبه 24 تیرماه سال 1405 07:00
شرایط اش رو به بهبود است؛پسری که در همسایگی مون ماشینش در بزرگراه معلق زد ؛وقتی با مادرش بگو مگو کرد و از خانه با سرعت زد به خیابان. رفتم بخشی که بستری بود؛گفتندطفلک مادر پرستارش که بدون حضور همسرش این تک پسر را... آیا شما نیز وحشت زده میشین وقتی می بینید مادر و پسرش با هم درگیری کلامی پیدا می کنند؟کاش همسر خانم...