نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

خدمات دندان پزشکی بی نهایت گران است.

دیروز نوبت دندان پزشکی داشتم.

ساعت 4عصر.

وساعت پنج دیگه  رسیده بودم خونه.

به قول دکتر، پِلَن درمان نوشته شد، برای استاد ایمپلنت  .

و ایمپلنت های قبلی را بررسی کرد و فرمود:« بیشتر توجه داشته باش,حیفند ».

دکتر فرمودند:« دندان پزشک متخصص لثه, باید ویزیتت کند».

و وقتی فرمود :«جز دندان نیش چپ فک لالا ، باید همه دندان های فک بالا  کشیده شوند، گریه ام گرفته بود.».

و وقتی حق ویزیت را هم پرداخت کردم ،برق مرا گرفت و تا ساعت ده شب دمغ بودم.همسر می خنده و میگه:«/ پولاتو برای گذاشتن زیر سنگ می خواهی یا داخل بالش؟»؟

دکتر گفت :«کانادا بوده ام ، همسر و پسرم را گذاشته ام و آمده ام و تا چند روز دیگه هم بازمیرم تا تیر ماه هم نمیام».

همسر میگه:« تا بلال مرد دیگه کسی اذان نگفت»؟چرا فقط به این دکتر دندان ,اعتماد داری؟میدونید ؟متولد 61 است و بسیار مودب و محترم و شاگرد ممتاز دانشکده دندان پزشکی بوده و دکتر ایمپلنت ده سال پیش به من معرفی اش کرده.

داشت به دندان های پیشین بالا نگاه می کرد و .می گفت :«خودم که حظ  می کنم از دندان هایی پیشین فک بالا که برایت درست شده در زیبایی لبخندت هم اثر داشته.»

اینستاگرام برای من از علائم خودشیفتگی مرتب کلیپ می فرستد چون من خیلی مایلم بدانم چه علامت هایی را در فرد مقابل خود مورد توجه قرار دهم تا بر من آشکار شود او خود شیفته است.

نارسیسیم/یا همان خود شیفتگی 

فرد خود شیفته میگه خیلی طبیعی است تو برای من بمیری و من حتی یه تب برای تو نکنم.



هر آرزویی

سلام.می خوام تا  نه شب نشده بخوابم گرچه هنوز خوابم نگرفته.

یادتونه یه روز خواستم هر کسی دوست داره دعا کنم براش به من بگه؟

گرچه استقبال مورد انتظارم نبود ولی بد هم نبود

حالا می‌خوام بگین دقیقا چه آرزویی دارید که آمین گفتن من ممکنه برآورده اش کنه.با این فرض که آرزو بر جوانان عیب نیست.بفرمایید.

خودم اول نفر

آرزو دارم نوه ام شاگرد اول کل کلاس هفتم های مدرسه اش شود.

دومین شما


متن احساسی

گاهی دلت برای چیزی تنگ می‌شود که نمی‌دانی چیست…

برای صدایی، نگاهی، بوی آشنایی، یا شاید فقط آرامشی که دیگر نیست.

می‌نشینی در سکوت، و قلبت پر از حرف‌هایی می‌شود که نمی‌دانی به چه زبانی بگویی.

آدم‌ها می‌آیند و می‌روند؛

اما بعضی حضورها، مثل عطر یک گل نایاب، تا همیشه در هوای جانت می‌مانند…

نه می‌توانی فراموش کنی، نه می‌خواهی.

فقط یاد می‌گیری با دلتنگی لبخند بزنی — چون عشق، حتی در نبود هم زیباست.

------------

دق و دلی

برام جالب بود یه نفر بچه اش را به خاطر یه خطای کوچک مورد حجم زیادی  از خشم قرار میدادمادر بزرگ گفت ننه چرا تلافی کر را سر کور در میاری ؟دلت از کجا پر است؟


خیلی مایلم برام بنویسی چی میشه مادر مهربان یه بچه ،دق و دلی محرومیت از عشق (همسر را)سر بچه میاره.

 به یکی از دردناک‌ترین لایه‌های رابطه مادر و فرزند اشاره کردی، 

جایی که محرومیت عاطفی مادر (به‌ویژه از عشق همسرش) ممکنه ناخودآگاه روی رفتار و احساساتش نسبت به فرزندش سایه بندازه.

اجازه بده برات توضیح بدم، هم از زاویۀ روان‌شناسی و هم از زاویۀ احساسی.


اگر مادر در رابطه‌اش با همسر، حس دوست‌داشته شدن، توجه یا امنیت را از دست بدهد، درونش خلأ بزرگی شکل می‌گیرد. 

او نیاز دارد محبت بدهد و بگیرد.

 اما وقتی شریک زندگی‌اش پاسخ نمی‌دهد، ذهن و روان مادر دنبال جایی می‌گردد تا این فشار عاطفی را تخلیه کند – 

گاهی ناخودآگاه سر نزدیک‌ترین فرد یعنی فرزندش.