نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

خداوندا....دریاب حال ...را

روز جمعه 5 تیر ماه است.بعد از مدت ها امروز حال به مراتب بهتری دارم.شاید چون به محض بیدار شدن از خواب به خاطرم آمد خوابی که داشتم می دیدم.

خواب دیدم ....خوب دیدم

واقعا خواب دیدن ها بر خلق ما تاثیر دارند؟

چقدر دلم میخواست خواب مادرم را در حالی می دیدم که ....

خواب دیدن موضوع درمان روان خواهد شد؟

کاش می شد سفارش دهیم خوابی را که پسند مان است.

مدتی با دستکاری رفتار های روز خود سعی در خواب سفارشی داشتم.

همسر برادر به رحمت خدا پیوسته ام(فوت شده )از کرج زنگ زد هرچه زودتر مبلغ...صد تومان ارسال کن برام تا ودیعه مسکن خود را که افزایش یافته است....

از طرفی برادرم که همسر مبتلا به ام.اس (تحت مراقبت در منزل )دارد گفت فلان مبلغ را به حسابم بریز تا مدتی معلوم..

و .....

آیین زار خاک در روستای قورتان اصفهان

هر ساله در ماه محرم،این مراسم در...در قلعه ای تاریخی برگزار می شود.

به نیابت از پدر بزرگم و پدرم ، سلام بر حسین (ع)

مامان(خدا بیامرزد او را)  برام تعریف می کرد :«پدرت  صدای خوبی داشت که   در ایام سوگواری حسین (ع)از آن استفاده می کرد.

سپس گفت :«پدرمن عاشق صدای  او  شده بود وبا طیب  خاطر  مرا به عقد ازدواج او در آورد.از قضا پدرت بعد از جاری شدن خطبه عقدمان  ،توسط دژبان به خدمت سربازی فراخوانده شد.

او در مدت دو سال  خدمت سربازی،   علاقه مند  به خدمت ارتش  شد.وقتی از تصمیم خود  پدرم را آگاه کرد ؛با مخالفت او روبرو شد. پدرم به او گفت انتخابت را بکن یا شغل آینده ات یا همسر آینده ات (دخترم) و بدین صورت بود که پدر شما یک ارتشی نشد».

بعد ها وقتی دوستانم را می دیدم که به خاطر شغل (ارتشی)  پدرشان شهر های مختلف زندگی کردن را تجربه کرده بودند ؛  می گفتم کاش پدر بزرگ رضایت می داد؛  پدرم ارتشی شود.

ولیکن مطمئنم ما در پادگانی که پدرم رهبر آن بود ، زندگی کردیم.

سلام بر حسین (ع)به نیابت از در گذشتگانم(اعم از پدر بزرگ پدر ومادرم و...)

نوشتن توانایی حرف زدنت را بالا می برد

بنویسیم

حتی اگر...