نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

با عرض معذرت:"<<تا گوساله ،گاو شود ؛دل مادرش ،آب شود>>»

زن همسایه دختر جوانش را دو سال پیش ایام تاسوعا-عاشورا از دست داد.

مرتب خواهراش و خواهرای همسرش با نوه ها شون مهمون اش میشن تا مانع باشند هق هق گریه کند.

یکی از خاطرات من مربوط میشه به سال 1359 (فروردینماه)

که رفته بودیم به لردگان (تیم بهداشتی -درمانی )به اتفاق خانم دکتر گرایش نژاد (پزشک تیم) و خانم عزت نیکروش(علوم آزمایشگاهی )ومهین شکرچی(بهیار)و محمد اسماعیلی(تکنسین داروخانه)،

شب دچار گاز گرفتگی(گاز ذغال نیم سوخته co) شدیم.

قرار بود آن شب جان به جان آفرین تقدیم کنیم

ااما چرخ روزگار گشت و گشت و گشت تا به امروز.

من سه نفر از دوستان ذکر شده در بالا را در یک حادثه اتوموبیل(در بازگشت از همین سفر های خارج شهری)از دست دادم(فقط یک ماه بعد).

گاهی فکر می کنم از آهنم که دوام می آورم.


پی نوشت: دو انگشت (انگشتری و میانی) از دست راستم با بخار کتری سوخت(روز دوشنبه) و امروز تاول هاش به بیرون باز شد(مایع سروزی)خارج شد.عجب دردی داره سوختگی.آنوقت بعضی ها بی رحمانه تن خود را به آ تش می ک ش ن د.

همسرم قبل از ازدواج با من مشتاق ازدواج با دختر زیبا و جوان تر از من بوده ولی چون مادرش مخالفت کرده بنا به پیشنهاد مادرش با من از همه جا بی خبر ازدواج کرده است.چون خواهر آن دختر جوان همسر برادر همسرم و عروس بزرگ خانواده همسرم   بوده من همواره نگران سست شدن پایه های ازدواج خود بودم.

بعد از مدت ها خود را از خانواده جاری دور نگه داشتن سفری به تبریز داشتم.بر عکس نگرانی من خانواده جاری بسیار مهربان از من و همسر وپسرم پذیرایی کردند و حتی به انتخاب همسرم آفرین گفتند.چی فکر می کردم چی شد!!!


پی نوشت"

کامنت اول بعد از نظر خواهی از چت جی پی تی

بیلان کار

بعد از چندین سال از عضویت در هیئت مدیره استعفا داد و بیلان کار خود را در جمع ساکنین مجتمع ارائه داد.در حالی که به هنگام عضویت هیچ مدرکی تحویل نگرفته بود.

پاسخ هوش مصنوعی

درک می‌کنم که این یک دورهٔ مهم و شاید پراسترس برای همسر شما بوده است، به‌ویژه ارائهٔ گزارش کار بدون در دست داشتن مستندات قبلی. این موضوع ابهامات حقوقی و مدیریتی مهمی را در پی دارد.

برای اینکه بتوانم راهنمایی دقیق و محافظه‌کارانه‌ای ارائه دهم، ابتدا لازم است هدف شما از مطرح کردن این مسئله را بدانم. آیا نگرانی شما بیشتر در مورد:

  1. مسئولیت‌های حقوقی پس از استعفا (مانند ادعاهای مالی یا مدیریتی آتی)؟
  2. نحوهٔ رسمی کردن و مستندسازی استعفا و تحویل کار؟
  3. تأثیر عدم وجود مستندات اولیه بر گزارش ارائه شده؟

به‌طور کلی، با توجه به شرایطی که اشاره کردید (عدم دریافت مدرک هنگام عضویت)، مهم‌ترین گام‌ها برای محافظت از همسرتان در برابر مسئولیت‌های آتی، بر اساس قانون تملک آپارتمان‌ها و رویه‌های داخلی مجتمع‌ها، به شرح زیر است:

۱. مستندسازی استعفا و تحویل امور

حتی اگر همسر شما در طول دورهٔ فعالیت مدرکی دریافت نکرده‌اند، برای بَری شدن از مسئولیت‌های آتی، باید فرآیند تحویل امور را مستند کنند:

  • ثبت کتبی استعفا: استعفا باید به‌صورت کتبی و رسمی به هیئت مدیره (یا مدیر مجتمع) اعلام و رسید دریافت شده باشد. تاریخ ثبت استعفا، نقطهٔ پایان مسئولیت‌های رسمی ایشان است.
  • صورت‌جلسهٔ تحویل کار (یا عدم تحویل): باید صورت‌جلسه‌ای تنظیم شود که در آن به‌صراحت قید شود:
  • کلیهٔ مدارک موجود و مرتبط (مانند کلیدها، فیش‌های پرداختی که نزد ایشان بوده، یا هر گزارش داخلی که تهیه کرده‌اند) به فرد یا هیئت مدیرهٔ جدید تحویل شده است.
  • به‌صراحت ذکر شود که در طول دورهٔ عضویت، هیچ مستندات رسمی یا دفاتر مالی به ایشان تحویل نشده بوده است، و این موضوع در صورت‌جلسهٔ تحویل کار قید و به امضای طرفین برسد.

۲. بیلان کار ارائه شده

ارائهٔ بیلان کار در جمع ساکنین یک اقدام بسیار خوب از نظر شفافیت و مسئولیت‌پذیری اجتماعی است. اگر این بیلان به‌صورت شفاهی یا مستند ارائه شده است، مهم است که:

  • صورت‌جلسهٔ مجمع: صورت‌جلسه‌ای از جلسهٔ ساکنین تنظیم شود که در آن، ارائهٔ بیلان کار توسط همسر شما و تأیید یا پذیرش آن توسط حاضران (به‌ویژه اگر به رأی گذاشته شده باشد) ثبت شود. این صورت‌جلسه می‌تواند به عنوان مدرکی مبنی بر انجام تعهدات ایشان (تا حد توان در غیاب مستندات) در نظر گرفته شود.

سوالات تکمیلی برای راهنمایی بهتر:

  1. آیا استعفای ایشان رسمی شده و رسیدی بابت تحویل استعفا دریافت کرده‌اند؟
  2. آیا مدیر یا هیئت مدیرهٔ جدیدی امور را تحویل گرفته و صورت‌جلسه‌ای مبنی بر تحویل و تحول امضا شده است؟

هدیه روز مادر امسالم را پسندیدم.

امروز 8500 قدم راه رفتم بعد از مدتها.

دوستم گفت همسرم نادر عاشق کوهنوردی است .و هر روز که کوه می رود تا بر گردد دلم لا هول است.چون مدتهاست وقتی باز می گردد از اتفاقی که برای کوه نورد ها افتاده سخن گفته.

همکارم عادل مهربان هم خودش کوهنورد بود هم با یه کوهنوردکه دوست برادرش بود ؛ ازدواج کرده بود.

امروز همسر جان از عضویت در هیئت مدیره مجتمع مسکونی استعفا داد؛ زیرا ساکنان تاب تحمل میزان انضباط و سختگیری او را نداشتند.به قول علی<ع><:آلت الریاسه ،سعه الصدر< کسی میتواند رئیس باشه که سعه صدر داشته باشد>