تو بخش روان پزشکی یه اتاق هست که هر پرستار یه وُیس از تجربه خود ضبط می کنه تا دیگران هم بتونند ازش استفاده کنند.
خانم احمدی از تجربه خود با بیمار اسکیزوفرن کاتاتون گفته.میگه بیمار کاتاتونی داشتیم که اجازه نمی داد تزریق داروی ضد پرخاشگری هالو پریدول را اجرا کنم .آمپول را قاپ می زد و پرت می کرد و من هربار قربان صدقه اش می رفتم و اجازه می خواستم.وقتی از فاز هیجانی خارج شد پس از چند روز گفت اون اخترام که به من گذاشتی حالم را خوب می کرد.خانم احمدی بهیار بخش روان پزشکی زنان بود.
در چنین ساعتی از روزیکشنبه 12 دی ماه 1361 اتفاقا هفدهم ربیع الاول هم بود؛مادر همسر قدم به خانه ما گذاشت تا ببیند آن دختری را که می خواهند برای پسرشان خواستگاری کنند؛ میتواند بپسندد
بله هفدهم ربیع الاول 1403 قمری در سال 1361 روز یکشنبه 12 دی ماه بود.
مادر همسر از خواهر پرسیده بودند اگر خواهری داشتی می دادی به خانواده ما(عروس خانواده ما )؟
خواهر گفته بودند اختیار ازدواج او با مادر و پدرم است نه من.
و بدین ترتیب اجازه خواستند به منزل ما بیایند و ببینند و بروند پسرشان را راضی کنند به انتخاب های مادرش اعتماد کند.
بگذریم که ...
آن سال من برای آخرین (سومین)بار پرستاری در پشت جبهه را داوطلبانه تجربه کرده بودم(بیمارستان صحرایی در اندیمشک)به مدیریت دکتر رهنمون و چه خاطراتی از یک ماه حضور در آنجا و در حالیکه دانشجو بودم همچنان و تا سه سال بعد امتحان فینال پرستاری را نداده بودم.
خوب در خاطرم مانده هدفم از قبول خواستگار واقعا ازدواج نبود وچون خواهر و مادر اصرار کرده بودند ؛مخالفت چندانی نکردم.
پی نوشت:«خودم را مهمان کردم»
دیروز نوه جان جان(دختر کوچولو ی پسر)از مامانش قول گرفته بود بیاردش خونه ما ساعت یازده اومد و ساعت 21 رفت و در فاصله این دو تا ساعت لحظات خوب و خوشی(و با برنامه های متنوع) با هم داشتیم در آرامش و صلح و صفا.
خدا نصیب تان کند ؛ هم نشینی با عزیزان تان را .
سلام
میگن طرف تو دعوا هی میگه :«چشم اسفندیار دارم ؛خوب هم دارم .واسه این موفق نمیشی از پا در بیاری ام که از داشتن چشمان اسفندیاری ام خبر نداری و البته که اگر به چشم اسفندیاری کسی بزنند؛ بر او پیروز میشن و اینم راز نیست و گفتنش هم حماقت نیست و ....»
بهش میگن :«خب رستم اگر بر راز عدم پیروزی اش بر اسفندیار واقف نشده بود که زودتر جنگ را پیروز شده بود،احمق!»
دوباره میگه :«من راستگو هستم ؛صادق هستم،صداقت داشتن T پیشه من است و رابطه بر قرار کردن شعار منه و توصیه ام هست ؛دست برداریم ازین ستیزه کردن ها ،چون بهتره»
ومتوجه نیست میدان مبارزه ازین ..
بارها ازش خواسته شده جلو دشمن با توجیه صداقت داشتن از مشخصات زمینه مدیریتت نگو ولی باز تکرار کرده.