نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

بهتره از سر بگیرم زندگی را

رفتم  پیاده روی از ساعت هفت و ده دقیقه تا ده و ده دقیقه.

 سر راهم ، فلفل سبز دلمه ای و بادمجان وگل کلم هم خریدم .

 به محض رسیدن به  خانه  ، مشغول تهیه غذا شدم تا مهمان عزیز کوچولویم  که  از راه برسد؛باهاش مشغول بازی شوم.

نوه جون قشنگم داره عاقل تر میشه.

حرفای قشنگی که می زنه سر شوقم میاره.

خدا برای شما عزیزان تان را حفظ کند.

سه ماه بر من چگونه گذشت؟

دفترچه جدیدی را که مشغول نوشتن در آن هستم؛ سیزده (13) فروردین خریدمش.

باورم نمیشه وقتی صفحه بیست(20)اونو می خونم...(روز تصادف منجر به فوت پسر خاله نازنیم )چقدر بی خبر از همه جا غمگین بوده ام.

فرشته داوری

اگر گذرتان به مرکز دیابت کوچه  باغ زرشک اصفهان افتاد از مسئول آموزش آنجه خانم فرشته داوری س.وآل کنید

خداوندا....دریاب حال ...را

روز جمعه 5 تیر ماه است.بعد از مدت ها امروز حال به مراتب بهتری دارم.شاید چون به محض بیدار شدن از خواب به خاطرم آمد خوابی که داشتم می دیدم.

خواب دیدم ....خوب دیدم

واقعا خواب دیدن ها بر خلق ما تاثیر دارند؟

چقدر دلم میخواست خواب مادرم را در حالی می دیدم که ....

خواب دیدن موضوع درمان روان خواهد شد؟

کاش می شد سفارش دهیم خوابی را که پسند مان است.

مدتی با دستکاری رفتار های روز خود سعی در خواب سفارشی داشتم.

همسر برادر به رحمت خدا پیوسته ام(فوت شده )از کرج زنگ زد هرچه زودتر مبلغ...صد تومان ارسال کن برام تا ودیعه مسکن خود را که افزایش یافته است....

از طرفی برادرم که همسر مبتلا به ام.اس (تحت مراقبت در منزل )دارد گفت فلان مبلغ را به حسابم بریز تا مدتی معلوم..

و .....

آیین زار خاک در روستای قورتان اصفهان

هر ساله در ماه محرم،این مراسم در...در قلعه ای تاریخی برگزار می شود.