بلاگ اسکای تنهایی مشغول برآورده کردن نیاز نویسندگان وبلاگ هاست به نوشتن.اما بعضی به رسم وفاداری به دیگران دست به قلم(کیبورد) نمی برند.
من اما به آشپزی خود را مشغول کرده ام .
پیاز داغ درست کردن به روش دوست نازنینم که اول پیاز ها را خلال می کند .بعد در آب گرم می پزد .بعد آبکش می کند و سپس در پارچه خشک میکند.و سپس در روغن فراوان سرخ می کند .در انتها روی کاغذ روغنی قرار می دهد تا روغن اضافه اش گرفته شود
و با بادمجان سوخته شده، پوست گرفته شده و کشک و نعنا داغ و گردو قاطی می کند به درب خانه همسایه ها می دهد تا برای عزیز از دست رفته اش فاتحه بخوانند.
امروز برایم پیامی آمد که ننویس وگرنه متهم می شوی به :
در پاسخ باید بگویم
من در بخش روان پزشکی مربی پرستاری بوده ام .در آنجا به دانشجویان ترم 6 و ترم هشت تدریس کرده ام :به سوی بیمار روانی بروید و تشویقش کنید برایتان از مکنونات درون خود بگوید.اطلاعاتی را که بیمار از خود میدهد با مشاهدات خود بیامیزید،پرورش دهید و به روان شناس او انتقال دهید تا او با سنجش خود مقایسه کند و به پزشک گزارش کند تا در تجویز داروهای بیمار به کار گیرد.
بیمارانی بوده اند که موتیسم(گنگی انتخابی)داشته اند؛بیمارانی بوده اند که نومید بوده اند(افسرده ها)و بیمارانی که هذیان داشته اند و دانشجو موفق نشده در طول ده روز کار آموزی ازاو اطلاعاتی به دست آورد.و درمان او طولانی تر شده باشد.
همه کس سخن نمی گوید چون همه کس امید ندارند.همه کس اعتماد نمی کند تا بگوید و همه کس ما را به خرج بر نمی دارد تا بگوید.
اما اگر کسی اعتماد کرد و امید بست و تواضع نشان داد سودش را خودش خواهد برد.
بدون شک، نوشتن روزانه، مزایای زیادی دارد از جمله؛ شغل بهتر، عملکرد بهتر، بهبود کیفیت زندگی بیشترو از همه مهمتر، توانایی به اشتراکگذاری ایدهها با مخاطبین.
یک دهه بود که میخواستم نویسنده شوم ولی این خواستهی من فقط در حد یک تصمیم بود.
گاهیاوقات باید به خودتان نگاه کنید و بگویید: «من یک نویسنده هستم» و بعد از آن با نوشتن روزانه، کار خود را شروع کنید.
اینکه در زندگی فقط بهدنبال لذت بردن از لحظهها باشید، کار سادهای است.
بهراحتی میتوان تمام اوقات را به استراحت و تفریح پرداخت.
ولی این کارهای ساده موجب رضایت درونیتان نخواهند شد.
دلیل اینکه ما با وجود وقت قبلی، هیچ کاری را بهطور مفید انجام نمیدهیم این است که فاقد خودنظمی هستیم.
ولی وقتی به نوشتن روزانه مشغول میشوید، نظم خود را تقویت میکنید.
شما میتوانید از این خودنظمی بهتر، برای رسیدن به همه چیز در زندگی استفاده کنید.
نوشتن ، یعنی اینکه مخاطب را ،با کلمات خود، متقاعد کنید.
ولی ابزارهای شما محدود هستند و فقط میتوانید از کلمات برای بیان یک داستان استفاده کنید.
وقتی برای خودتان مینویسید سعی میکنید خودتان را با افکارتان متقاعد کنید.
بنابراین هر چه بیشتر بنویسید، در متقاعدسازی بهتر میتوانید عمل کنید.
هیچ چیزی مثل تبدیل افکارتان به کلمات، نمیتواند به شناخت شما از خودتان کمک کند.
وقتی خودتان را مجبور میکنید هر روز بنویسید، بهطور خودکار از افکار خودتان بیشتر آگاه میشوید.
خودآگاهی یکی از مهمترین مهارتهایی است که موجب موفقیت شغلی میشود.

ما معمولا کاری را انجام میدهیم؛ بدون اینکه کاملا درک کنیم چرا آن کار را انجام میدهیم.
به این مسئله فکر کنید. تا به حال چقدر پیش آمده است که وقتی کسی از شما میپرسد چرا فلان کار را کردید؟؛، بگویید نمیدانم.
این امر ،علامت تفکر ضعیف مان است.
مطمئنا ما همه چیز را نمیدانیم.
ولی باید از این ندانستن هم آگاه باشیم.
وقتی شما دربارهی فرایند تصمیمگیری خود مینویسید؛ بهطور خودکار از دلیل و چرایی کارهای خود، آگاهی بیشتری کسب خواهید کرد.
وقتی شما کاری را هر روز انجام میدهید در آن لحظه متوجه هیچ تفاوتی نمیشوید.
ممکن است از مزیت آن کار مطلع باشید، ولی وقتی به مدت طولانی به آن کار ادامه دهید، اثرات مثبت با هم ترکیب میشوند.
نوشتن روزانه نیز مثل خیلی چیزهای دیگر، قدرت ترکیب را نشان خواهد داد.
نوشتن روزانه، مزایای دیگری هم دارد، مثلا برای تفکر، برخورد با اضطراب و طرح ایدههای جدید بسیار عالی است.
فراتر از اینها میتوانید از نوشتن برای الهامبخشیدن به دیگران یا رسیدن به اهدافتان استفاده کنید.
نکات زیر، در انجام این کار به شما کمک میکنند:
با تقلید از سبکهای نگارش سایر افراد کارتان را شروع کنید.
تقلید، روشی موثر برای توسعهی سبک خودتان است. تا جایی که میتوانید در مورد آن سبک تحقیق و مطالعه و از دورهها یا کارگاههای آموزشی استفاده کنید.
برای نویسنده، هیچ چیز مهمتر از داشتن روالی منظم نیست.
ابتدا ببینید چه زمانی برای نوشتن بهتر است. صبح یا عصر؟ قبل یا بعد از بیداری بچهها؟
سپس روی تلفنتان یک یادآور روزانه تنظیم کنید و وقتی به صدا درآمد، بنشینید و بنویسید.

هدف این است که جملهای درست بنویسید، حتی یک جمله درست هم کافی است.
زیبایی هدف در این است.
اولین جملهای که به ذهنتان میآید، همیشه درستترین جمله است.
هرگز سعی نکنید هدفتان نوشتن 1000 کلمه در یک روز باشد.
در عوض سعی کنید یک جمله بنویسید و بعد از آن ادامه دهید.
در مورد عادت نوشتن روزانهتان با افرادی که در زندگیتان هستند، صحبت کنید.
از آنها بخواهید درحالی که مشغول نوشتن هستید مزاحم شما نشوند.
در زمان نوشتن تلفنتان را در حالت سکوت بگذارید، تماس نگیرید و به تماسها و پیامها جواب ندهید.
هرکسی میتواند یک یا دو یا سه روز این عمل نوشتن را انجام دهد.
ولی تعداد بسیار کمی از افراد پیدا میشوند که به طور مستمر سالها به این کار ادامه دهند.
ولی اگر میخواهید مزایای واقعی این کار را مشاهده کنید، باید مدتی طولانی به نوشتنتان ادامه دهید.
بنابراین فقط شروع کافی نیست. به این کار ادامه دهید.