نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

دو دنیا

دنیای آدما فرق داره.هرکسی را بهر کاری ساختند.اینکه از که تاثیر پذیرفته ام و در کدام فضا بوده ام که متفاوتم کرده نمی دانم،ولی خوب می دانم بین اطرافیانم احساس خوب کمتر دارم تا اینجا.انکار اینجا(فضای مجازی)انسان های جالب تری گرد آمده‌اند .هی میگن برو فضاهای واقعی اطرافت تا از فضای مجازی دل بکنی،میرم و پشیمان تر باز می گردم.

تا حالا ..

آیا تا حالا ابراز محبت مادری به بچه هاش را دیده اید؟

گربه محله مون چهارتا بچه گوگوری دنیا آورده بود.نگهبان مجتمع برده بیرون از مجتمع او دوباره رفته آورده شون تو مجتمع

این بار جایی دور برده شده اند تا مادرشان نیابد بیاورد .گربه لب به غذا نمی زنه و به دنبال شان میو میو کنان سرگردان است دیشب با نوه هام دیدمش

خدا جای حق است.آخه اونا هم خدایی دارند.


زه کشی

گاهی اوقات لازمه خونه و زندگی هم زهکشی شود مبادا ماندن ها باعث کدورت زندگی شود.و چه رسم خوبیست خانه تکانی شب عید هر سال

با خودت چه کردی؟

دیروز صبح جمعه را با نوشتن شروع کردم.صبحانه خطر ناکی خوردم (شیره خرما مخلوط با ارده)ناهار خطر ناک تری تره و جعفری در سوپ به مقدار زیاد و

عصر رفتم میوه بخرم سرم گیج رفت و خوردم تو دیوار که میوه ها به شکل شیب جا داده شده بود .

خوبیش این بود که با همسرم بودیم یعنی می خواستیم پیاده روی برویم ولی در خانه میوه نداشتیم اگر پسرم و نوه ها می آمدند از باغ شان به خانه مان.مر د همسایه مارا شناخت تا خانه رساند .مکرر گفت ببرم تان درمانگاه فشار  خون رفته بود بالا (فشار 13 رو هشت ونیم بود)