روز بارونی با چتر زیر بارون در حال قدم زدنم.سحرکاه بود.با صدای باد همراه با باران از خواب بیدار شدم.برام حالب بود.ماه تو اسمان دیده می شد باد نی امد باران هم رکباری.حساب کردم دیدم دوساعت و چهل و پنج دقیقه پیش خوابم برده.(به خاطر خوردن قرص بیدار شده بودم)