نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

یک روز شنبه فروردین ماهی

روز بارونی با چتر زیر بارون در حال قدم زدنم.سحرکاه بود.با صدای باد همراه با باران از خواب بیدار شدم.برام حالب بود.ماه تو اسمان دیده می شد باد نی امد باران هم رکباری.حساب کردم دیدم دوساعت و چهل و پنج دقیقه پیش خوابم برده.(به خاطر خوردن قرص بیدار شده بودم)

نظرات 1 + ارسال نظر
تیلوتیلو شنبه 23 فروردین‌ماه سال 1404 ساعت 09:49 https://meslehichkass.blogsky.com/

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد