در وصف عروس شاهزاده هری انگلستان (مگان) خوندم که در سنین نوجوانی نامه ای می نویسد به ...و...
بیادم آمد اولین نامه ام را به موسسه« در راه حق »قم خیابان صفاییه قم نوشتم و در خواست کمک کردم برای آنکه بتوانم یه مسلمان دو آتشه شوم.
شاید آدرس را از مجله «مکتب اسلام» برداشته بودم که در منزل خاله دختر دایی هام، دیده بودم.
خیلی دلم می خواست اینهمه رها و آزاد نباشم و زندگیم چارچوب های سختگیرانه تری داشته باشد.
هفده سالگی قدم بعدی را برداشتم و خودم را در پوششی بیشتر محدود کردم .
و در سال ۶۰ رفتم قم تا شاید بشود راهی سخت برای مسلمانی طی کنم(طلبه شوم) .
امسال ولی اما در شب یلدا...
هیچکس به من نگفته تو ملغمه ای از شادی و غم عجین شده به همی. فقط به من خندیده اند که با زندگی خود چه بازی ها که نکرده ام.