نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

امروز از ساعت ۹ صبح، برای سپردن پیکر بی جا ن خیر النسا به خاک، در کنار همسر مرحومش ،همراه زهره(خواهر بزرگ همسر ) «عروسش »بودم.

ساعت ۴ عصرتا حالا که به خانه برگشته ام حیرانم از مقاومت 95ساله اش.

زنی بالا بلند و ترکه ای ،با دو پسر و یک دختر (همه  بلند بالا),با نوه هایی ،یکی از یکی زیباتر (قد بلند),روستایی(امین آباد در جاده آباده ،شیراز،یزد خواست).

مدتی هم همسر حاج آقا لواسانی بود(همو که می گفت:« درخت مکر زن, ، صد ریشه دارد ،فلک از مکر زن ،اندیشه دارد» )و من می رنجیدم .

خیر النسا با وجود ابنلا به آسم ,  به خوبی از هجمه  کرونا عبور کرد.

تشییع کنندگانش چقدر پر تعداد بودند و چه ناهاری به سیصد نفر داده شد در خسینیه روستا.

اسفرجان ،هونجان دو روستای همجوار امین آباد هستند و حالبه که اهالی امین آباد با یاری هم تهران ،میدان جشنواره ،منزل گزینی کرده اند و از هم حمایت می کنند تا مبادا بین شان مفارقت رخ دهد.انگار یه کُلُنی رفته باشد تهران«این همه فاصله».

ما از اصفهان بعد از طی طریق ،(یک ساعت و نیم ) رسیدیم امین آباد.خستگی راه باعث شد شب به خوابی عمیق نیازمند شوم.

دختر یکی یه دونه «داغدارش»،میگفت :«مادرم!چگونه تاب بیاورم دوری تو را!؟».


نظرات 1 + ارسال نظر
سمیرا پنج‌شنبه 11 آبان‌ماه سال 1402 ساعت 23:36

خدا رحمتشون کنه، نود و پنج سال عمر بلندیه ماشاالله، روحشون شاد

عمر بلندی داشت و ناظر فوت دو همسرش و پسر کوچکترش و نوه سی ساله اش بود.با دلی غمگین سرای دنیوی را ترک کرد.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد