امروز از ساعت ۹ صبح، برای سپردن پیکر بی جا ن خیر النسا به خاک، در کنار همسر مرحومش ،همراه زهره(خواهر بزرگ همسر ) «عروسش »بودم.
ساعت ۴ عصرتا حالا که به خانه برگشته ام حیرانم از مقاومت 95ساله اش.
زنی بالا بلند و ترکه ای ،با دو پسر و یک دختر (همه بلند بالا),با نوه هایی ،یکی از یکی زیباتر (قد بلند),روستایی(امین آباد در جاده آباده ،شیراز،یزد خواست).
مدتی هم همسر حاج آقا لواسانی بود(همو که می گفت:« درخت مکر زن, ، صد ریشه دارد ،فلک از مکر زن ،اندیشه دارد» )و من می رنجیدم .
خیر النسا با وجود ابنلا به آسم , به خوبی از هجمه کرونا عبور کرد.
تشییع کنندگانش چقدر پر تعداد بودند و چه ناهاری به سیصد نفر داده شد در خسینیه روستا.
اسفرجان ،هونجان دو روستای همجوار امین آباد هستند و حالبه که اهالی امین آباد با یاری هم تهران ،میدان جشنواره ،منزل گزینی کرده اند و از هم حمایت می کنند تا مبادا بین شان مفارقت رخ دهد.انگار یه کُلُنی رفته باشد تهران«این همه فاصله».
ما از اصفهان بعد از طی طریق ،(یک ساعت و نیم ) رسیدیم امین آباد.خستگی راه باعث شد شب به خوابی عمیق نیازمند شوم.
دختر یکی یه دونه «داغدارش»،میگفت :«مادرم!چگونه تاب بیاورم دوری تو را!؟».
خدا رحمتشون کنه، نود و پنج سال عمر بلندیه ماشاالله، روحشون شاد

عمر بلندی داشت و ناظر فوت دو همسرش و پسر کوچکترش و نوه سی ساله اش بود.با دلی غمگین سرای دنیوی را ترک کرد.