نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

وامروز چهارشنبه پنجمین روز است که خونه پسرم چشام از خواب صبحگاهی  باز میشه.طفلک عروس خانوم که به خاطر بعد مسافت کمتر مادر همسرش را به چشم می بیند.خوشحالم که هوای تهران تو این هفته خوب بوده و ممنونم از خانواده محترم عروس خانم که مرا با خود بردند جابان ویلا ببینیم.هوا هوای عشق بود.زیبایی های تهران دیدنی بود.

نظرات 3 + ارسال نظر
سلام جمعه 3 مرداد‌ماه سال 1404 ساعت 10:08

پدر خانم خدا بیامرزم سه روز بیشتر جایی نمی موند
می گفت
روز اول طلا
روز دوم نقره
روز سوم مس
روز چهار خرس
بندگان خدا با داشتن هفت داماد و دو عروس
همیشه میهمان دار بودند

کاش زودتر یادم داده بودید تا روز چهارم به قصد بازگشت شال و کلاه می کردم و ...

زینب چهارشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1404 ساعت 20:15

بهتون خوش بگذره و به سلامتی برگردین

تیلوتیلو چهارشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1404 ساعت 10:07

همیشه به گذشت و گذار
سالم و شاد باشین اونم کنار عزیزانتون

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد