همسر جبهه بود.
تلفن (با بیسیم) زد که راهی خط مقدم ام.بدی ،خوبی دیدی ؛حلال کن.
فال حافظ گرفتم ، جایی یاد داشت کردم تا در قالب نامه برایش بفرستم.
حدس بزنید کدام غزل حافظ آمد
هزار جهد بکردم که یار من باشی
مرادبخش دل بیقرار من باشی
چراغ دیده شب زنده دار من گردی
انیس خاطر امیدوار من باشی
چو خسروان ملاحت به بندگان نازند
تو در میانه خداوندگار من باشی
از آن عقیق که خونین دلم ز عشوه او
اگر کنم گلهای غمگسار من باشی
در آن چمن که بتان دست عاشقان گیرند
گرت ز دست برآید نگار من باشی
شبی به کلبه احزان عاشقان آیی
دمی انیس دل سوگوار من باشی
شود غزاله خورشید صید لاغر من
گر آهویی چو تو یک دم شکار من باشی
سه بوسه کز دو لبت کردهای وظیفه من
اگر ادا نکنی قرض دار من باشی
من این مراد ببینم به خود که نیم شبی
به جای اشک روان در کنار من باشی
من ار چه حافظ شهرم جوی نمیارزم
مگر تو از کرم خویش یار من باشی
چه قشنگ بود و درست ماشاالله

نشانه گیری حافظ از بین غزل های متعدد جالب بود برام
حافظ چه دقیق گفتن در کنار من باشی
معجزه فال حافظ را دیدم