به آلاله میگم مجردی ؟میگه نه،یازده ساله ازدواج کرده ام.میگم بچه داری؟میگه نه،مسئولیت داره.نمیخوام بچه داشته باشم.
گ
کتاب جلال آل احمد(سه تار ) یه داستان داره «بچه مردم».دردناکه ،زنی مطلقه سه روز بعد ازدواج مجدد اش فرزند سه ساله اش را می برد در خیابانی دور رها می کند و بر می گردد, چون شوهر دوم ، راضی نمی شود او را به فرزند خواندگی بپذیرد.
پی نوشت :« کتاب سه تار نوشتهی جلال آل احمد، مجموعهای از چند داستان است که در آنها به جهل، خرافات، عقاید افراطی و اشتباه شایع میان مردم پرداخته شده است. جلال آل احمد نویسنده، مترجم و روشنفکر ایرانی، بیشتر به لحاظ نظریات و داستانهایش در دههی 40 شمسی یکی از پرآوازهترین روشنفکران به حساب میآید.».
اتفاقا من داستان کوتاه سه تار رو خوندم و خیلی ناراحت شدم
چون آخرش سه تار طرف می شکنه
بله درسته
سلام رضوان خانم نازنین
پاییزتون قشنگ و آبانتون پر تکرار،همیشه به جشن و شادی
ی کتابی هم هست سنگی بر گوری،در اصل زندگی خود جلال و سیمینه،تلاشی که برای بچه دار شدن کردن و صبوری و قوی بودن بانو سیمین
خوندم عزیزم