نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

به آلاله میگم مجردی ؟میگه نه،یازده ساله ازدواج کرده ام.میگم بچه داری؟میگه نه،مسئولیت داره.نمیخوام بچه داشته باشم.

گ

کتاب جلال آل احمد(سه تار ) یه داستان داره «بچه مردم».دردناکه ،زنی مطلقه سه روز بعد ازدواج مجدد اش فرزند سه ساله اش را می برد در خیابانی دور رها می کند و بر می گردد, چون شوهر دوم  ، راضی نمی شود او را به فرزند خواندگی بپذیرد.


پی نوشت :« کتاب سه تار نوشته‌ی جلال آل احمد، مجموعه‌ای از چند داستان است که در آن‌ها به جهل، خرافات، عقاید افراطی و اشتباه شایع میان مردم پرداخته شده است. جلال آل احمد نویسنده، مترجم و روشنفکر ایرانی، بیشتر به لحاظ نظریات و داستان‌هایش در دهه‌ی 40 شمسی یکی از پرآوازه‌ترین روشنفکران به حساب می‌آید.».

نظرات 2 + ارسال نظر
رامین پنج‌شنبه 18 آبان‌ماه سال 1402 ساعت 18:40

اتفاقا من داستان کوتاه سه تار رو خوندم و خیلی ناراحت شدم چون آخرش سه تار طرف می شکنه

بله درسته

مرمر پنج‌شنبه 18 آبان‌ماه سال 1402 ساعت 10:58

سلام رضوان خانم نازنین
پاییزتون قشنگ و آبانتون پر تکرار،همیشه به جشن و شادی
ی کتابی هم هست سنگی بر گوری،در اصل زندگی خود جلال و سیمینه،تلاشی که برای بچه دار شدن کردن و صبوری و قوی بودن بانو سیمین

خوندم عزیزم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد