نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

تجربه تنهایی

,خدا روح مامان را شاد کند ،از تنهایی دوره کرونا می نالید.مادری که دور و بر ش پر بود از کارهای ریز و درشت به طوریکه جان بر لب می شد ناگهان ارتباط ها به صفر رسید ،خودش به من گفت :(دلم پوسید از اینهمه تنهایی).

طبیعت از زن استفاده ابزاری می کند .پدرها زودتر بروند برای مادرا زندگی سخت تر میشه .چقدر دوست داشتنی بودند مادرا و چقدر به کنار رانده شدند.

گذشت و فداکاری زن او را این چنین تنها می کند .

از خدا میخواستم قبل از آنکه واقعا تنها شوم یه تجربه داشته باشم ببینم چگونه جان بر لب می شوند مادر بزرگ ها

نظرات 4 + ارسال نظر
نسیم دوشنبه 8 خرداد‌ماه سال 1402 ساعت 12:35 http://nssmafar.blogfa.com

خدا مادرتون رو بیامرزه که باقیات الصالحاتی مثل شما داشتن❤
مسافرت آقای خونه حسابی دلتنگتون کرده

سلام نسبم جان مهربان ،ممنون از دعای خیرتان،خداوند مادر مدیر و مدبرتان را سلامت بدارد در کنارتان

قره بالا دوشنبه 8 خرداد‌ماه سال 1402 ساعت 11:13 http://Www.eccedentesiast33.blogsky.Com

خدا رحمت کنه مادر رو

ان شاء الله سلامت باشید

ممنون دختر تازه متولد شده مامان

khatoon دوشنبه 8 خرداد‌ماه سال 1402 ساعت 10:52 https://memories-engineer.blogsky.com

تنهایی خیلی سخته
الان دو ساله بابام رو از دست دادم و مامان تنهاست. همش میگه روزگار سختیه
علی الخصوص اگه همیشه همراه و همدل هم باشند

واقعا

گیل‌پیشی دوشنبه 8 خرداد‌ماه سال 1402 ساعت 06:35

ایشالا همیشه سلامت باشید و در کنار عزیزانتون

ممنون نازنین زیبا از دعای خیرتان

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد