نوه جون(پسر)ده ساله عاشق رانندگی( دوچرخه)تند است.دوچرخه اش را از بس تو چاله و چوله انداخته پیچ و مهره هاش شل شده یا گم شده.آخَر هم از آنچه می ترسیدم سرم اومد.خدا را شکر خطر از سرش گذشته ، ولی مجبور شدم ۲۴ ساعت مراقبش باشم وتحت نظر داشته باشم اش.
آخه بچه!چه لذتی میبری تند و بی مُحابا بِرانی؟
دیروز ازصبح تا هشت شب در دلهره به سر بردم.
مدرسه هم نرفت.
اینهم دوشنبه ای خاص
مادرش کجا بود پس که شما مراقبت کردین ازش
باخواهرش ومادرش رفته بوده پارک که خبر آمد بعله
خدا رو شکر
دیگر به هر حال بچه هستند، بالاخره یه دردسری درست میکنند
آن هم پسر بچه ها
ممنون .پا چش مون خورد. احتمال بدتر از اینا را می دادیم.این دفعه جست. .خدا کنه عبرت گرفته باشه.
خدا رو شکر بخیر گذشت.
بعصی بچه ها هیجان دوست دارن
خواهرم موهای سر مادرم سفید کرد تا بزرگ بشه. از بس فعال بود و کارهای خطرناک می کرد. انگار از خطر نمی ترسید
من دیگه تاب تحمل هیجان را ندارم.امان ،امان ،امان از دست جوانها
آخ امان از شیطنت کوچولوها ...ولی هیجان با سرعت دوچرخه سواری یه چیز دیگه است
انشالله همیشه تنش سلامت باشه و خدا از تمام خطرات حفظش کنه گل پسر رو
ممنون هدیه جان
خداروشکر
ولی دوچرخه سواری خیلی کیف داره
ممنون.بله تند رانندگی کردن
شکر که بخیر گذشته.
خدا نگه داره براتون عزیزان تون رو
ممنون
خدارو شکر که بخیر گذشته
خدا نوه عزیزتون رو حفظ کنه.
ممنون