هفته ای که گذشت پر بود از اتفاقات خوب.
شنبه گذشته درباره برخورد صحیح با لجبازی کودکان مطالعه داشتم تا اینکه ساعت یازده صبح زنگ تلفن به صدا در آمد .از آن ور خط صدا نازک و دخترانه ای گفت زن عمو منزل هستید من بیام اونجا؟که گفتم بعله خانوم دانشجو روان شناسی( برادرزاده همسر)آمدند.ناهار مهمان ما بودند تا ساعت پنج عصر که از بازار با هم برگشتیم بدون برنامه ریزی قبلی مشغول بودیم.هر روز هفته یه برنامه حتی تا همین دیروز که....
انگار هفته گذشته رو دور سریع بودم چون وبلاگم را هم به روز میکردم.ولی این هفته میخوام آهسته تر پیش برم نشانه اش هم اینکه امروز هنوز جز خوردن صبحانه کاری نکرده ام.
چقدر کار انجام میدی
هم مطالعه و هم مهمون داری کردن.
مهمون سر زده برنامه ریزی ادم بهم می ریزه.
پر توان باشی
گاهی پیش میاد
ان شاء الله هفته پیش رو هم پر اتفاقای قشنگ و خوب باشه
عزیزم برای شما هم این هفته و هفته های بعد پر از آموزش و رضایت باشد
همیشه زندگی تون پر از اتفاقات خوب
به همچنین برای شما
دور تند رو دوست دارم، نمیتونم به چیزی جز کار فکر کنم
برای جوان رعنایی چون شما ،عالیه