فردی که به هر نحوی با اختلال روحی و روانی سروکار پیدا میکند ،بهسادگی ممکن است ایمان به تواناییهایی اش را از دست بدهد و از جامعهای که در آن زندگی میکند، طرد شود.
چنین شخصی، با کسب اطلاعات بیشتر درباره زندگی کسانی که مشکلاتی مشابه با او داشتهاند، میتواند از آنها الهام بگیرد و زندگیکردن با اختلالی را که گرفتار آن شده است ،را بیاموزد.
یکی از بهترین جاهایی که در آن میتوان به چنین امکانی دسترسی یافت، پرده نقرهای سینماست.
فیلمهای سینمایی خوب و خوشساختی هستند که با محوریت بیماریها و اختلالهای روانی ساخته شدهاند و بسیار آموزنده و تأثیرگذارند.
مطلب حاضر راجعبه همین موضوع است.
فیلم دیوانه از قفس پرید
در این فیلم مک مورفی را از زندان به بخش روان آورده اند،او مشکلات قانونی داشته ، جایش زندان بوده نه بخش روان پزشکی ،ولی زندانبانان خود را فریب داده تا متقاعد شوند، بیمار روانی است .
اما در بخش هم دنبال حاشیه است.
روزی تصمیم می گیرد بازی فوتبال را از تلوزیون به طور سراسری ببیند .
پرستار بخش که تخصص روان پرستاری ندارد،به اسم مقررات بخش ، با او سر شاخ می شود .
مک مورفی دیگر بیماران بستری را تهییج و ترغیب می کند، در مبارزه ای که یک سر ان سر پرستار بخش است و یه سر آن بیماران ، شرکت کنند.
نهایتا پرستار که ریش و قیچی را در دست دارد، تقاضای شوک الکتریکی برای مک مورفی می کند
این فیلم فضای بخش روان را نشان می دهد و برنامه هایی که وقت بیماران را در طول روز پرمی کند.
چقدر قسمت اول این نوشته با حال درونی من مطابقت داره
با بسیاری از ما